۲۴ تیر ۱۴۰۵ - ۲۳:۵۲
کد مطلب: ۲۳٬۸۱۴

در هندسه تکوین، عدالت، شرط لازم برای بقای حیات است. هرگاه ترازوی عدالت در مقام اجرا بلرزد یا در برابر قدرت‌های استکباری دچار تردید شود، در واقع حیات بشریت در خطر افتاده است.

پیوند «حکم» با «قدرت اجرا»

آگاه: از این منظر، فریادهای خروشان «خونخواهی» آحاد ملت مبعوث‌شده در تشییع میلیونی، تاریخی و بی‌نظیر سیدالشهدای انقلاب اسلامی، یک «فراخوان تکوینی» است. فراخوانی که در آن، وجدان جمعی ملت‌ها، غریزی‌ترین نیاز بشر، یعنی بازگشت به عدالت را مطالبه می‌کند تا زنجیره خون متوقف شود و حیات دوباره معنا یابد. این حقیقت در نظام تکوین و تشریع، ستونی است که تمام بنای زندگی بر آن استوار است. قرآن کریم در آیه شریفه «وَلَکمْ فِی الْقِصَاصِ حَیاةٌ»، فرمولی بنیادین را ارائه می‌دهد: پیوند مستقیم میان «اجرای عدالت» و «بقای انسان.» از این منظر، مطالبه خونخواهی در تشییع رهبر شهید، تبلور نیاز غریزی بشر به عدالت است؛ چرا که هرگونه تردید در اجرای عدالت، در واقع دادن «مجازنامه‌ای برای کشتار» به ستمگران است. ستمگری وقتی می‌بیند دست عدالت کوتاه است، شهوت جنایت در او تقویت می‌شود و اینجاست که حیات کل جامعه مؤمنین به مخاطره می‌افتد.
برای تبیین درست این مطالبه، باید میان دو مقطع متمایز اما مکمل حرکت کنیم: «قصاص» و «خونخواهی.»

پیوند «حکم» با «قدرت اجرا»
مرحله اول، قصاص است؛ اقدامی قاطع، سریع و بدون تردید برای بازگرداندن توازن به تاریخ. هر بار که خون انسانی برحق ریخته می‌شود، حفره‌ای عمیق در وجدان بشری ایجاد می‌گردد. اگر جنایتکاران چه مباشر و چه غیرمباشر، با حکم قصاص روبه‌رو نشوند، در واقع به آنها اجازه داده‌ایم تا به جنایات خود ادامه دهند. قصاص آمران و عاملان شهادت رهبر شهید، ضرورتی تکوینی برای متوقف کردن زنجیره خون و تضمین حیات جامعه است و همانطور که رهبر انقلاب در پیام خود به‌مناسبت تشییع و تدفین آقای شهید ایران، فرمودند؛ «انتقام، خواست ملت ما است و به‌طور حتمی باید صورت بگیرد. این جنایتکاران که فهرستی از صدر تا ذیل‌شان موجود است، آرزوی مرگی آرام و در بستر را با خود به گور خواهند برد.» انتقام و قصاص در اینجا، یعنی بازگرداندن حق به حق‌دار و بازگرداندن ابهت به عدالت.
اما مرحله دوم، «خونخواهی» است؛ امری کلان، پیچیده و استراتژیک. اگر قصاص، پاسخ به «جنایت فردی» است، خونخواهی، پاسخ به «سیستم جنایت» است. خونخواهی یعنی ریشه‌کن کردن سازوکارهایی که ترور و کشتار را به یک ابزار سیاسی تبدیل کرده‌اند. این مسیر، نیازمند عبور از محاسبات کوچک و ورود به عرصه «تکوین قدرت» است. حقیقت تلخ این است که در جهان امروز، صدور حکم به تنهایی کافی نیست؛ عدالت تنها زمانی محقق می‌شود که «حکم» با «قدرت اجرا» پیوند بخورد. ما باید به جایی برسیم که قدرت عملی قصاص را داشته باشیم تا جنایتکار بداند هیچ پناهگاهی در زمین، او را از دست عدالت ایمن نمی‌کند و هر حصاری، در برابر قدرت حق، فرو می‌ریزد. این نگاه، ما را به یک چشم‌انداز بلندمدت و جهانی می‌رساند: ضرورت تاسیس یک «دستگاه قضای اسلامی در سطح بین‌المللی». جهانی که در آن، حقوق بشر نه ابزاری برای فشار سیاسی قدرت‌های استکباری و تبرئه جنایتکاران، بلکه حقیقتی باشد که توسط یک مرکز عادلانه نظارت می‌شود. این دستگاه قضایی نباید تنها به محاکمه «اشخاص حقیقی» بسنده کند، بلکه باید «شخصیت‌های حقوقی» را نیز دربر بگیرد؛ دولت‌هایی که با سیاست‌های تحریمی، خون بیماران و گرسنگی کودکان را می‌گیرند یا شرکت‌هایی که با استثمار اقتصادی و فرهنگی، ریشه‌های حیات ملت‌ها را می‌زنند. محاکمه علنی این نهادها، تنها راه پاکسازی فضای بین‌المللی از ویروس استکبار و بازگرداندن کرامت به انسان است. البته این دستگاه قضایی تنها با ابزار نظامی یا سیاسی پیش نمی‌رود؛ پشتوانه اجرایی این عدالت، «آگاهی» و «توانمندسازی ملت‌ها» است. ما باید مردمان تحت ستم را آگاه کنیم تا بدانند چه حقی از آنها غصب شده است و سپس آنها را توانمند کنیم تا بازوی اجرایی حقیقت باشند. لذا قصاص باند تبهکار منطقه و جنایتکاران اپستینی، سرمایه‌گذاری برای آینده است. وقتی دنیا ببیند دست عدالت هرگز کوتاه نیست و خون برحق هرگز فراموش نمی‌شود، آنگاه ترس در دل جنایتکاران می‌افتد و امنیت واقعی برای بشریت آغاز می‌شود. در این مسیر، مراقبت از انحراف‌ها حیاتی است. نباید اجازه داد «خونخواهی» در تله «انتقام‌های شخصی و احساسی» یا «شتاب‌زدگی‌های مخرب» گرفتار شود. دشمن همواره در تلاش است تا واکنش‌های حق‌طلب را به سمت «افراط» یا «هرزسوزی عاطفی» بکشاند تا از مسیر تدبیر و تبیین خارج شوند. مسئولیت نخبگان، حوزه، دانشگاه و رسانه‌ها این است که این مطالبه را از یک واکنش عاطفی به یک «دکترین راهبردی» تبدیل کنند؛ دکترین تداوم راه و مکتب رهبر شهید که در آن، عدالت، هم هدف است و هم ابزار. لذا «حیات» در گروی «عدالت» است. اگر از قصاص ستمگران رفع ‌ید کنیم، در واقع به مرگ آرام‌تری برای بشریت دعوت کرده‌ایم. اما اگر با بصیرت و قدرت، مسیر قصاص و خونخواهی را طی کنیم، زمین را برای ظهور تمدنی آماده ساخته‌ایم که در آن، هیچ جنایتکاری، حتی در پشت بلندترین دیوارهای قدرت، از عدالت در امان نباشد. این معنای واقعی «حیات» است؛ زندگی در سایه عدالتی که نه تنها می‌بیند و می‌شنود، بلکه اجرا می‌کند و تمدنی که در آن، خون شهید، بذری برای روییدن عدالت جهانی است.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.