آگاه: اما سبد خریدشان، برخلاف آنچه از یک خانواده چهار نفره انتظار میرود، چندان پر نبود؛ دو قوطی رب، دو بطری روغن مایع، یک بطری روغن سرخکردنی، یک شانه تخممرغ، یک مرغ حدود دو و نیم کیلویی، نیم کیلو گوشت گوساله، دو شامپو، کمی حبوبات و اندکی قند و شکر. قیمت نهایی همین چند قلم کالا هم از سقف اعتبار چهار میلیون تومانی کالابرگ عبور کرده بود.
متصدی صندوق مبلغ نهایی را اعلام کرد. پیرمرد لحظهای سکوت کرد، سری تکان داد و گفت: «پس از کالابرگ هم بیشتر شده... اشکالی ندارد، بقیه خرید بماند برای وقتی که معوقاتمان را واریز کردند. فعلا باید همینطور روزگار را بگذرانیم.» جملهاش کوتاه بود، اما پشت آن واقعیتی بزرگ پنهان شده بود؛ واقعیت زندگی میلیونها بازنشستهای که قرار بود افزایش حقوق امسال، بخشی از قدرت خرید از دسترفتهشان را جبران کند، اما دو ماه نخست سال را با حقوق سال گذشته پشت سر گذاشتند و حالا نیز چشمانتظار معوقاتی هستند که هنوز زمان قطعی پرداخت آن مشخص نیست.
افزایشی که دیر به زندگی میرسد
امسال حقوق بازنشستگان تامین اجتماعی با افزایش قابل توجهی همراه شد؛ افزایشی که برای حداقلبگیران و سایر سطوح متفاوت بود و با هدف جبران بخشی از فشار تورم و ترمیم قدرت خرید تصویب شد. اما صدور دیرهنگام احکام باعث شد بازنشستگان فروردین و اردیبهشت را با حقوق سال قبل سپری کنند و پرداخت مابهالتفاوت نیز به ماههای بعد موکول شود.
در هفتههای گذشته، بارها زمانهای مختلفی برای پرداخت معوقات اعلام شد؛ از واریز همراه با حقوق خرداد گرفته تا وعده پرداخت در تیر. با این حال، این وعدهها تاکنون عملی نشده و بلاتکلیفی، به یکی از مهمترین دغدغههای بیش از چهار میلیون بازنشسته و مستمریبگیر تامین اجتماعی تبدیل شده است.
در تازهترین اظهارات، مصطفی سالاری، مدیرعامل سازمان تامین اجتماعی، از کسری ۸۲ هزار میلیارد تومانی برای پرداخت معوقات دو ماه نخست سال خبر داده و گفته است سازمان حتی برای پرداخت حقوق تیر نیز با کمبود منابع روبهروست. به گفته او، کاهش درآمدهای سازمان در ماههای اخیر، تامین منابع را با مشکل مواجه کرده و مسئولان در حال بررسی راهکارهایی برای پرداخت همزمان حقوق و معوقات هستند. این توضیح، هرچند بخشی از واقعیت مالی سازمان را نشان میدهد، اما پاسخ همه پرسشها نیست. بازنشستگان میپرسند اگر منابع مالی فراهم نبود، چرا زمانهای مشخصی برای پرداخت اعلام شد؟ و اگر قرار است پرداخت به تاخیر بیفتد، چرا اطلاعرسانی شفاف و دقیقی درباره زمان و نحوه پرداخت صورت نمیگیرد؟
پولی که هر روز از ارزشش کم میشود
برای بسیاری از بازنشستگان، معوقات تنها چند میلیون تومان نیست؛ بخشی از هزینههای زندگی است که باید همان زمان پرداخت میشد. اجاره خانه، دارو، هزینههای درمان، قبوض و خرید روزانه، منتظر تعیین تکلیف منابع مالی سازمان نمیمانند.
مشکل فقط دیر واریز شدن پول نیست؛ مشکل این است که در اقتصادی با تورم بالا، پولی که باید فروردین پرداخت میشد، اگر مرداد یا شهریور به حساب بازنشسته واریز شود، دیگر همان قدرت خرید را ندارد. افزایش حقوقی که قرار بود بخشی از فشار گرانی را جبران کند، پیش از آنکه به سفره بازنشسته برسد، بخشی از ارزش خود را از دست داده است. نمونه آن را میتوان در همان سبد خرید ساده فروشگاه دید؛ کالابرگی که قرار بود بخشی از هزینههای خوراک را پوشش دهد، حتی برای خرید چند قلم کالای ضروری نیز کافی نبود. کالابرگ شاید بتواند اندکی از فشار معیشتی را کم کند، اما جای حقوق و معوقات را نمیگیرد. هزینه درمان، اجاره، حملونقل و دهها خرج دیگر، با اعتبار کالابرگ پرداخت نمیشود.
بازنشسته از کجا جبران کند؟
یکی از تفاوتهای اساسی بازنشسته با یک نیروی شاغل این است که امکان جبران کاهش درآمد برای او بسیار محدود است. بسیاری از بازنشستگان دیگر توان جسمی کار کردن ندارند و مستمریبگیران نیز اساسا تنها منبع درآمدشان همین حقوق ماهانه است.
در عین حال، برخلاف تصور رایج، بسیاری از بازنشستگان تنها هزینههای شخصی خود را تامین نمیکنند. آنها هنوز تکیهگاه اقتصادی خانواده هستند؛ به فرزندان بیکار یا کمدرآمد کمک میکنند، بخشی از هزینه تحصیل نوهها را میپردازند یا بار درمان همسر را بر دوش میکشند. بنابراین، تاخیر در پرداخت معوقات، فقط یک مسئله مالی نیست؛ بر امنیت روانی و جایگاه آنان در خانواده نیز اثر میگذارد. به همین دلیل است که اعتراض بازنشستگان صرفا مطالبه چند میلیون تومان نیست؛ آنها میخواهند حقوقی که قانون برایشان تعیین کرده، در زمان مقرر پرداخت شود. حقوق بازنشستگی، پاداش یا کمکهزینه نیست؛ حاصل سالها پرداخت حق بیمه و کار کردن است.
معوقات امروز را نباید فقط یک مشکل مقطعی دانست. ایران در آستانه ورود به دوره سالمندی جمعیت قرار دارد؛ دورهای که تعداد بازنشستگان هر سال بیشتر خواهد شد، اما به دلیل کاهش نرخ باروری، رشد کند اشتغال رسمی و محدود شدن تعداد بیمهپردازان، منابع صندوقهای بازنشستگی با فشار بیشتری روبهرو میشوند. اگر امروز تامین منابع برای پرداخت دو ماه معوقه به چالش تبدیل شده، این پرسش جدی مطرح است که چند سال دیگر، با جمعیتی سالمندتر و صندوقهایی با ورودی کمتر، قرار است حقوق میلیونها بازنشسته چگونه و از چه محلی تامین شود؟ این پرسشی است که پاسخ آن، بیش از آنکه در وعدههای ماهانه پرداخت معوقات باشد، در اصلاحات ساختاری و تصمیمهای بلندمدت اقتصادی نهفته است.
ضرورت بازگرداندن اعتماد
تامین اجتماعی امروز با مشکلات مالی جدی روبهروست؛ از بدهیهای انباشته دولت گرفته تا ناترازی منابع و مصارف. اما حتی اگر این مشکلات را بپذیریم، انتظار بازنشستگان از سازمان، بیش از هر چیز شفافیت و پایبندی به وعدههاست.
اعلام زمانهای مختلف برای پرداخت معوقات و تغییر مداوم آنها، بیش از خود تاخیر، اعتماد بازنشستگان را خدشهدار کرده است. آنها حق دارند بدانند مطالباتشان چه زمانی و با چه سازوکاری پرداخت خواهد شد. در نهایت، مسئله معوقات بازنشستگان را نباید صرفا به تاخیر در واریز چند میلیون تومان تقلیل داد. موضوع بر سر حفظ قدرت خرید، امنیت اقتصادی و کرامت نسلی است که سالها حق بیمه پرداخت کرده و انتظار داشته دوران بازنشستگی، دوران آرامش باشد، نه انتظار برای تحقق وعدههایی که هر بار به آینده موکول میشود.
بازنشستگان امروز بیش از هر چیز، به ثبات و اطمینان نیاز دارند. افزایش حقوق زمانی معنا پیدا میکند که بهموقع پرداخت شود و پیش از رسیدن به دست صاحبانش، زیر فشار تورم آب نرود. اگر قرار باشد بازنشسته در سالهایی که بیش از هر زمان دیگری به امنیت مالی نیاز دارد، هر ماه نگران زمان واریز حقوق و معوقات خود باشد، این پرسش همچنان پابرجاست؛ «تامین» در سازمان تامین اجتماعی، دقیقا قرار است چه چیزی را تامین کند؟
نظر شما