امین صادقی، آگاه مسائل اجتماعی: در روزگار ما، دیگر نمی‌توان توئیت را صرفا متنی کوتاه، گذرا و شخصی در یک شبکه اجتماعی دانست.

چشم افکار عمومی به دهان چهره‌هاست

آگاه: آنچه در گذشته شاید در حد یک اظهار نظر محدود تلقی می‌شد، امروز به کنشی چندلایه در عرصه ارتباطات، افکار عمومی، روان‌شناسی اجتماعی و حتی امنیت روانی جامعه تبدیل شده است. هر جمله‌ای که از سوی یک چهره اثرگذار، یک فعال رسانه‌ای، یک شخصیت سیاسی، یک استاد دانشگاه، یک تحلیلگر یا هر صاحب‌ تریبون دیگری منتشر می‌شود، بلافاصله از سطح یک بیان فردی فراتر می‌رود و به بخشی از میدان بزرگ‌تر روایت، برداشت و قضاوت عمومی بدل می‌شود.
 از همین‌جاست که باید با صراحت گفت آرامش روانی بخش قابل توجهی از جامعه امروز، به صورت مستقیم یا غیرمستقیم، با نوع سخن گفتن، نحوه موضع‌گیری و کیفیت حضور رسانه‌ای افراد اثرگذار پیوند خورده است.
جهان معاصر، جهان وفور اطلاعات و در عین حال فقر تمرکز، تعادل و تامل است.
 در چنین جهانی، سرعت انتشار پیام‌ها از ظرفیت تحلیل آنها پیشی گرفته و همین امر سبب شده است که هر پیام عمومی، پیش از آنکه به‌طور کامل فهمیده شود، بازنشر، تفسیر و تقطیع شود و گاه به ابزاری برای ساختن یا تخریب یک تصویر عمومی تبدیل شود.
این وضعیت، مسئولیت صاحبان تریبون را به مراتب سنگین‌تر از گذشته کرده است؛ زیرا آنان دیگر صرفا سخن نمی‌گویند، بلکه در حال مداخله در فضای روانی جامعه‌اند.  آنان می‌توانند به آرام‌سازی فضا کمک کنند یا بر دامنه نگرانی، التهاب، سوءظن و فرسایش اعتماد بیفزایند.
در این میان، یکی از مهم‌ترین خطاهای رایج آن است که برخی تصور می‌کنند پیام منتشرشده در شبکه‌های اجتماعی، تنها از سوی هواداران، مخاطبان همفکر یا جمع محدودی از دنبال‌کنندگان دیده می‌شود.
 این تصور، با واقعیت پیچیده رسانه در عصر جدید هیچ نسبتی ندارد. یک توئیت، در همان لحظه انتشار، وارد محیطی می‌شود که در آن مرز میان مخاطب مستقیم و غیرمستقیم تقریبا از میان رفته است. نخبگان سیاسی، نخبگان غیرسیاسی، خبرنگاران، تحلیلگران، رقبا، حامیان، گروه‌های اجتماعی، نسل جوان، بدنه عمومی جامعه، رسانه‌های رسمی و حتی مخاطبان بین‌المللی، هر یک به‌نحوی می‌توانند یک پیام را ببینند، بازخوانی کنند و بر اساس پیش‌فرض‌ها و منافع خود آن را تحلیل نمایند. بنابراین، هیچ پیام عمومی را نمی‌توان تک‌مخاطبی یا محدود به یک دایره خاص فرض کرد.
دقیقا از همین نقطه است که ضرورت مخاطب‌شناسی عمیق و همه‌جانبه خود را نشان می‌دهد. نویسنده یک توئیت حرفه‌ای، پیش از آنکه به انتشار بیندیشد، باید به این پرسش پاسخ دهد که پیام او در ذهن چه کسانی و با چه زمینه‌های ادراکی بازسازی خواهد شد. یک جمله واحد ممکن است برای یک کارشناس سیاسی، نشانه‌ای از موضع‌گیری حساب‌شده باشد؛ برای شهروندی نگران، عامل تشدید اضطراب؛ برای یک رسانه، خوراک تیترسازی و برای یک ناظر خارجی، نشانه‌ای از وضعیت داخلی یک جامعه. در نتیجه، اهمیت اصلی یک توئیت فقط در نیت نویسنده نهفته نیست، بلکه در دامنه برداشت‌هایی است که از آن شکل می‌گیرد. در سپهر رسانه‌ای امروز، آنچه نوشته می‌شود تنها آغاز ماجراست؛ آنچه از آن فهمیده می‌شود، آن را به یک رخداد اجتماعی بدل می‌کند.
از منظر روان‌شناسی اجتماعی، جامعه امروز در وضعیتی قرار دارد که نسبت به نشانه‌های کلامی، لحنی و معنایی بسیار حساس‌تر از گذشته واکنش نشان می‌دهد. فشارهای اقتصادی، نگرانی‌های معیشتی، تغییرات سریع فرهنگی، انباشت اخبار متناقض، نااطمینانی نسبت به آینده و فرسایش عمومی ظرفیت روانی، باعث شده است که بسیاری از افراد جامعه نه فقط به محتوای پیام‌ها، بلکه به بار عاطفی و جهت‌گیری ضمنی آنها نیز توجه کنند. به همین دلیل، گاهی یک توئیت نسنجیده، یک تعبیر دوپهلو یا یک لحن تحریک‌آمیز، می‌تواند اثری به‌مراتب فراتر از انتظار نویسنده بر افکار عمومی بگذارد. مسئله در چنین شرایطی صرفا انتقال اطلاعات نیست؛ مسئله، اثرگذاری بر ذهنیت جمعی و برهم زدن یا حفظ تعادل روانی جامعه است.
از همین رو، باید پذیرفت که آرامش روانی جامعه، پدیده‌ای تصادفی و خودبه‌خودی نیست؛ بلکه تا حد زیادی از طریق الگوی ارتباطی نخبگان و چهره‌های اثرگذار شکل می‌گیرد. هنگامی که یک شخصیت موثر در لحظه‌ای حساس، خبری ناقص، تحلیلی شتاب‌زده یا موضعی تند منتشر می‌کند، ممکن است بی‌آنکه خود بخواهد، به زنجیره‌ای از نگرانی، سوءبرداشت و آشفتگی دامن بزند. برعکس، اگر همان فرد در همان شرایط، با زبانی سنجیده، تحلیلی متوازن و لحنی مسئولانه سخن بگوید، می‌تواند نقش مهمی در مدیریت افکار عمومی و کاهش فشار روانی ایفا کند. در حقیقت، تفاوت میان یک کنش رسانه‌ای حرفه‌ای و یک کنش رسانه‌ای هیجانی، فقط در شکل نگارش نیست؛ در نوع اثری است که بر روح و روان جامعه برجای می‌گذارد.
این همان نقطه‌ای است که مفهوم «مسئولیت ارتباطی» معنا پیدا می‌کند. مسئولیت ارتباطی صرفا به معنای پرهیز از دروغ یا اشتباه نیست، بلکه به معنای درک این واقعیت است که هر کلمه عمومی، حامل اثر اجتماعی است. فرد اثرگذار باید بداند که جامعه، بسیاری از مواضع او را نه در چارچوب احساسات شخصی‌اش، بلکه در نسبت با منافع عمومی، آرامش روانی مردم، ثبات ادراکی جامعه و سطح اعتماد اجتماعی ارزیابی می‌کند. از این منظر، سخن گفتن در عرصه عمومی، بیش از آنکه یک حق فردی صرف باشد، نوعی تعهد اخلاقی و اجتماعی است؛ تعهدی که اقتضا می‌کند گوینده پیش از انتشار هر پیام، به پیامدهای روانی، رسانه‌ای و اجتماعی آن بیندیشد. در چنین وضعیتی، لحن، زمان، واژگان، شیوه صورت‌بندی معنا و حتی سکوت یا تاخیر در بیان نیز همگی بخشی از مسئولیت ارتباطی به شمار می‌آیند. هر اندازه دامنه اثرگذاری یک فرد گسترده‌تر باشد، به همان میزان نیز مسئولیت او در قبال کیفیت پیام، دقت در بیان، پرهیز از التهاب‌آفرینی و حفظ تعادل روانی جامعه سنگین‌تر خواهد بود.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.