آگاه: در سالهای اخیر، مفهوم «تابآوری» از ادبیات مدیریت بحران وارد ادبیات راهبردی کشور شده است. این تغییر، صرفا یک جابهجایی واژگانی نیست؛ بلکه بیانگر تغییری در فهم ماهیت تهدیدهاست. اگر در گذشته، بقا و امنیت کشورها عمدتا در گرو دفع تهدیدهای نظامی بود، امروز در شرایط جنگ ترکیبی، آنچه سرنوشت ملتها را تعیین میکند، توانایی آنها در حفظ انسجام، تداوم کارکردها و مدیریت بحرانهای پیدرپی است. تاکید مکرر رهبر شهید انقلاب بر ضرورت حفظ توان ایستادگی کشور در برابر فشارهای بیرونی، نشان میدهد که مسئله اصلی امروز، صرفا شکلگیری یک نظام سیاسی نیست، بلکه حفظ کارآمدی و استمرار آن در مواجهه با بحرانهای پیچیده است.
این گزاره، یک پیام روشن در خود دارد: «هیچ نظام سیاسی صرفا با شکلگیری تضمین نمیشود، بلکه آنچه بقای آن را تضمین میکند، ظرفیت عبور از بحرانهاست.» دشمن نیز دقیقا همین واقعیت را دریافته است. به همین دلیل، راهبرد او بیش از آنکه معطوف به رویارویی مستقیم باشد، بر فرسایش تدریجی توان مقاومت جامعه متمرکز شده است؛ از فشارهای اقتصادی و عملیات روانی گرفته تا جنگ شناختی و تلاش برای ایجاد خطا در محاسبات تصمیمگیران. در چنین شرایطی، تابآوری دیگر یک فضیلت اخلاقی نیست، یک ضرورت راهبردی است.
اما تابآوری چگونه شکل میگیرد؟ برخلاف تصور رایج، تابآوری صرفا محصول صبر مردم یا صرفا نتیجه کارآمدی دولت نیست. تابآوری ملی، حاصل یک رابطه دوسویه میان مردم و حاکمیت و در واقع رابطهای است که در آن، هر دو طرف وظایف مشخصی بر عهده دارند. هرگاه یکی از این دو ضلع تضعیف شود، ظرفیت کشور برای عبور از بحران نیز کاهش مییابد.
نخستین وظیفه مردم، حفظ سرمایه اجتماعی است. جامعهای که در برابر بحرانها دچار واگرایی، بیاعتمادی و ناامیدی شود، حتی اگر از منابع مادی فراوان نیز برخوردار باشد، در برابر فشارهای بیرونی آسیبپذیر خواهد شد. برعکس، تجربههای تاریخی نشان داده است که همبستگی اجتماعی، مشارکت عمومی و امید به آینده، مهمترین پشتوانه عبور از شرایط دشوار هستند. تابآوری، پیش از آنکه در شاخصهای اقتصادی دیده شود، در رفتارهای اجتماعی مردم مثل اعتماد، همکاری و احساس مسئولیت مشترک آشکار میشود.
در مقابل، مسئولیت مسئولان، چیزی فراتر از مدیریت روزمره امور است. آنان باید با تصمیمهای دقیق، شفاف و مبتنی بر واقعیت، از شکلگیری خطاهای محاسباتی جلوگیری کنند؛ همان خطری که رهبر شهید بارها نسبت به آن هشدار داده بودند. تصمیمهای شتابزده، پیامهای متناقض، ضعف در اطلاعرسانی و بیتوجهی به آثار اجتماعی سیاستها، میتواند حتی بیش از فشارهای خارجی، توان جامعه را فرسوده کند. در مقابل، حکمرانی مبتنی بر داده، شفافیت، پاسخگویی و آیندهنگری، اعتماد عمومی را تقویت و ظرفیت تابآوری را افزایش میدهد. از همین رو، تابآوری ملی نه با توصیه صرف به صبر مردم محقق میشود و نهتنها با تدوین سیاستهای کلان. این مفهوم، زمانی عینیت پیدا میکند که مردم احساس کنند صدای آنان شنیده میشود و مسئولان نیز جامعه را شریک حل مسائل میدانند، نه صرفا مخاطب تصمیمها.
اعتماد، مهمترین سرمایهای است که میتواند این پیوند را حفظ کند؛ سرمایهای که اگر آسیب ببیند، بازسازی آن بسیار دشوارتر از بازسازی زیرساختهای اقتصادی خواهد بود. در این میان، رسانهها نیز نقشی تعیینکننده دارند. رسانه مسئول، نه با پنهان کردن مشکلات، بلکه با روایت دقیق واقعیت، ارائه تصویر متوازن از چالشها و ظرفیتها و جلوگیری از گسترش ناامیدی، به تقویت تابآوری کمک میکند. در مقابل، بزرگنمایی بحرانها یا انتشار روایتهای هیجانی، میتواند دقیقا همان هدفی را محقق کند که طراحان جنگ شناختی دنبال میکنند؛ فرسایش روانی جامعه. تابآوری ملی، یک پروژه مشترک است. مردم با حفظ انسجام، مسئولان با حکمرانی هوشمند و رسانهها با تقویت اعتماد عمومی، سه ضلع مثلثی را میسازند که عبور از بحرانها را ممکن میکند. هیچیک جای دیگری را پر نمیکند و هیچکدام بدون دیگری به نتیجه نمیرسد. شاید مهمترین درس سالهای اخیر نیز همین باشد؛ در عصر جنگ ترکیبی، پیروزی تنها به معنای شکست دادن دشمن نیست، بلکه به معنای ناکام گذاشتن راهبرد او برای فرسوده کردن جامعه است. اگر دشمن میکوشد با فشارهای اقتصادی، عملیات روانی و ایجاد خطا در محاسبات، تابآوری کشور را تضعیف کند، پاسخ راهبردی نیز باید در تقویت همان نقطهای باشد که او هدف گرفته است؛ یعنی اعتماد متقابل، همبستگی ملی و حکمرانی مسئولانه. تابآوری نه یک واکنش موقت به بحران، بلکه مهمترین سرمایه یک ملت برای استمرار، پیشرفت و عبور از آیندهای است که بیتردید با چالشهای تازهای همراه خواهد بود.
۳۱ تیر ۱۴۰۵ - ۲۳:۰۵
کد مطلب: ۲۴٬۰۱۶
نظر شما