آگاه: در ادبیات راهبردی نظام، مفهوم «تابآوری ملی» غالبا ذیل متغیرهای کلان اقتصادی، سیاسی و نظامی تحلیل میشود، حال آنکه ریشهیابی دقیق پایداری یک نظام در مواجهه با فشارهای ترکیبی، نه در ساختارهای انتزاعی و نه فقط در لایههای حکمرانی، بلکه در هسته سخت جامعه یعنی نهاد خانواده نهفته است. در این میان، زن به عنوان نقطه ثقل و معمار عاطفی خانواده، نه تنها یک کنشگر منفعل تحت تاثیر بحران، بلکه فعالترین عنصر سازنده تابآوری ملی است. تابآوری ملی، در واقع برآیند تابآوری تکتک خانوادههاست و در شرایطی که دشمن با جنگ روایتها و هجمه رسانهای در پی ایجاد خطای محاسباتی در مسئولان و تزریق یأس در مردم است، خانواده به مثابه اولین و قدرتمندترین شبکه حمایتی و امنیتی عمل میکند. زن در این سنگر، مدیریت ادراک محیطی را بر عهده دارد و با درایت و هوشمندی، بحرانهای بیرونی را در فضای درونی خانواده به گونهای هضم میکند که امنیت روانی اعضا مخدوش نشود؛ این نقشآفرینی نه یک فعل احساسی صرف، بلکه یک کنش راهبردی برای حفظ انسجام اجتماعی است.
در جنگ ترکیبی که هدف اصلی دشمن فروپاشی درونی از مسیر سلب امید و ترویج فردگرایی است، الگوی زن مسلمان با تکیه بر پیوندهای متعالی و حفظ نقشهای خانوادگی، ظرفیت روانی جامعه را برای استقامت افزایش میدهد. برای نمونه، در دوران مدیریت بحرانهای اقتصادی یا تحریمها، وقتی فشارهای معیشتی به خانه میرسد، مدیریت هوشمندانه زن در بازتوزیع منابع و ترویج فرهنگ «قناعت عزتمندانه» (مانند جایگزینی کالاهای لوکس با کالاهای بومی و مدیریت بهینه مصرف) مانع آن میشود که اقتصاد خانواده با فروپاشی روانی مواجه شود. زن با نهادینهسازی این فرهنگ، اجازه نمیدهد فشارهای بیرونی منجر به گسستهای عاطفی یا رفتارهای مصرفگرایانه تحریکشده توسط رسانههای دشمن شود و با مدیریت انتظارات، مانع آن میشود که دشمن از اضطراب اجتماعی، اهرمی برای فشار سیاسی بسازد.
از سوی دیگر، تابآوری در نگاه راهبردی به معنای انفعال در برابر ضربات نیست، بلکه بازگشت به وضع مطلوب و پیشرفت در عین فشار است. زن با تبیین منطق مقاومت در محیط خانواده، نسلی را تربیت میکند که در برابر جنگ روایتها واکسینه شده است. به عنوان یک مصداق عینی، زمانی که رسانههای بیگانه با استفاده از تکنولوژیهای نوین، تصاویر مخدوشی از بیثباتی و بیهدف بودن زندگی اجتماعی در ایران منتشر میکنند، زن در محیط کوچک خانه، با بازخوانی دستاوردهای جمعی و پیوند دادن تلاشهای روزمره فرزندان به مفاهیم والای خدمت به ملت و دین، معنای زندگی را به آنها بازمیگرداند. این تربیت، بنیاد اصلی «تابآوری نسلی» است؛ یعنی تبدیل کردن نسل جوان از مصرفکننده روایتهای ویرانگر، به تولیدکننده روایتهای سازنده و امیدوارکننده.
در واقع، اگر بخواهیم این موضوع را در سطح کلان بررسی کنیم، باید دید چگونه «امنیت خانگی» به «امنیت ملی» تبدیل میشود. وقتی زنی در محیط کار یا در محافل اجتماعی، با تکیه بر دانش و اعتمادبهنفس خود، به جای غرق شدن در شایعات، به دنبال کسب آگاهی و سواد رسانهای است، در حقیقت در حال تقویت «تابآوری رسانهای» جامعه است. مصداق دیگر این امر، نقش زنان در شبکههای حمایتی محلی و خیریههای خانوادگی است که در زمان بحرانهای اجتماعی، بلافاصله شبکههای همبستگی ایجاد میکنند تا از آسیبهای اقتصادی به اقشار آسیبپذیر جلوگیری کنند؛ این دقیقا همان چیزی است که دشمن با ایجاد شکافهای طبقاتی و ترویج تنفر میاناجتماعی به دنبال تخریب آن است.
بنابراین برای تحقق تابآوری ملی، باید به جای تمرکز صرف بر ساختارهای نهادی و صرفا سیاسی، سیاستگذاری خانوادهمحور را اولویت بخشید؛ چرا که تابآوری ملی بدون توانمندسازی زن در ایفای نقش محوریاش در خانه و جامعه ممکن نیست. رسانهها نیز باید بازنمایی خود را از زن از کلیشههای «مظلومنمایی منفعلانه» یا «رقابت کاذب با مردان» تغییر داده و به سمت روایت «زن به مثابه ستون اصلی ثبات، مدیریت بحران و بازدارندگی» حرکت کنند. در نهایت، تابآوری نظام اسلامی در گرو پیوند هوشمندانه خانواده با امر متعالی است. پیوندی که پاسداری از آن رسالت تاریخی و راهبردی زنان است و ملتی که هسته خانوادهاش با تدبیر مادران و همسران به سنگری نفوذناپذیر در برابر جنگ شناختی تبدیل شده باشد، هیچگاه در برابر فشارهای چندوجهی شکست نخواهد خورد.
۳۱ تیر ۱۴۰۵ - ۲۳:۳۷
کد مطلب: ۲۴٬۰۱۹
نظر شما