۲ شهریور ۱۴۰۵ - ۲۲:۱۸
کد مطلب: ۲۴٬۷۹۶

پس از ناکامی آمریکا در دستیابی به اهداف خود از مسیر تقابل نظامی با ایران، واشنگتن بار دیگر به نسخه‌ای قدیمی و بارها آزموده‌شده پناه برده است؛ تشدید تحریم‌ها، فشار حداکثری و تلاش برای محاصره اقتصادی ایران. آمریکا که طی بیش از چهار دهه، انواع تحریم‌ها را علیه اقتصاد ایران به کار گرفته، اکنون با ادعای اجرای «سخت‌ترین تحریم‌های تاریخ» تلاش دارد فشار اقتصادی را به ابزاری برای تغییر محاسبات تهران تبدیل کند؛ غافل از اینکه تحریم برای ایران نه یک تجربه تازه، بلکه میدان آزموده‌شده‌ای است که طی سال‌ها، مسیرهای متعددی برای مقابله با آن شکل گرفته است.

مقاومت، نسخه پیروزی

آگاه: تحریم، به عنوان سلاح قدیمی آمریکایی‌ها در حالی در مواجهه با ایران به کار گرفته می‌شود که باوجود ادعاهای مکرر رئیس‌جمهور آمریکا مبنی‌بر کارآمدی ابزارهای نظامی خود در جنگ اخیر و تهدیدهای پیاپی او در تشدید این دست اقدامات، به نظر می‌رسد تصعید تنش و ورود دوباره جنگ به فضای گرم تبدیل آتش و خون‌ریزی، امری است که دشمن به شدت از آن اجتناب دارد. با وجود اینکه دشمن در ظاهر ابایی از ورود به این فضا از خود نشان نمی‌دهد، اما مشکلات قابل توجهی در این امر پیش رو دارد. کمبود ذخایر موشک‌های رهگیر استراتژیک، پیامدهای مهمی بر جنگ با ایران و سایر محورهای مقابل آمریکا قرار داده است.
با این حال در حالی آمریکا مجددا به سلاح اقتصادی دست می‌برد که این رژیم خود چندان وضعیت مطلوبی در عرصه اقتصادی نداشته و این روزها با بدهی ۴۰ تریلیون دلاری مواجه شده است لذا حدود ۳۲.۳ تریلیون دلار از این رقم بدهی در اختیار عموم و نزدیک به ۷.۸ تریلیون دلار نیز بدهی درون‌دولتی است. این یعنی بدهی فدرال آمریکا طی کمتر از یک دهه بیش از دو برابر شده است. همچنین این رژیم با کسری بودجه بالایی مواجه شده است. دفتر بودجه کنگره آمریکا در آخرین چشم‌انداز خود کسری بودجه سال مالی ۲۰۲۶ را حدود ۱.۹ تریلیون دلار برآورد کرده است.
اما از همه این موارد که بگذریم تحریم برای ایران واژه تازه‌ای نیست. اقتصاد ایران طی چهار دهه گذشته با انواع محدودیت‌های مالی، بانکی، نفتی، تجاری و فناوری مواجه بوده و سیاست «فشار حداکثری» نیز پیش از این بارها در دستور کار دولت‌های مختلف آمریکا قرار گرفته است. با این حال، آنچه امروز اهمیت دارد، صرفا تکرار تحریم‌ها نیست؛ بلکه تغییر زمین بازی از میدان نظامی به عرصه اقتصادی است. مقام‌های آمریکایی در روزهای اخیر صراحتا از ورود به مرحله‌ای جدید از فشار اقتصادی سخن گفته‌اند. اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری آمریکا، اعلام کرده است که واشنگتن قصد دارد سخت‌ترین تحریم‌های خود علیه ایران را اعمال کند و دونالد ترامپ نیز از پیامدهای اقتصادی برای کشورهایی که به ایران کمک کنند سخن گفته است.
 این اظهارات نشان می‌دهد که تحریم دیگر صرفا یک ابزار جانبی در سیاست خارجی آمریکا نیست، بلکه قرار است به محور اصلی فشار بر ایران تبدیل شود؛ فشاری که همزمان با محدودیت‌های تجاری و مالی، به دنبال دشوارتر کردن مسیر صادرات نفت، انتقال منابع مالی و ارتباط ایران با شرکای اقتصادی خود است.
«دشمن به این جمع‌بندی رسیده که اگر از مسیر نظامی به ایران حمله کند، مردم متحدتر می‌شوند، بنابراین به دنبال راه‌هایی برای تضعیف کشور از مسیر فشار اقتصادی و تحریم است؛ در چنین شرایطی باید برای مقابله با این برنامه، تدابیر جدی و فوری اتخاذ کنیم.» این نواری از اظهارات عباس قدرتی، نماینده مردم شیروان در مجلس و در واکنش به سناریوی محاصره اقتصادی آمریکاست. وی تنها راهکار مقابله با این تحریم‌ها، برای جلوگیری از شوک جدید به بازارهای داخلی را ایجاد یک قرارگاه اقتصادی دانسته و تاکید می‌کند؛ ما باید مراقب «تحریم داخلی» نیز باشیم. وقتی در شرایط تحریم، برای دسترسی مردم به یک دارو یا کالا مشکل ایجاد می‌شود، نباید اجازه دهیم مشکلات داخلی نیز به فشارهای خارجی اضافه شود.
وقتی تحریم جای جنگ را می‌گیرد
اما تغییر رویکرد واشنگتن را می‌توان در یک گزاره خلاصه کرد: اگر فشار نظامی نتوانسته نتیجه مورد انتظار آمریکا را به همراه آورد، فشار اقتصادی باید همان هدف را دنبال کند. وزارت خزانه‌داری آمریکا نیز صراحتا تحریم‌های جدید را در چارچوب کاهش نیاز به عملیات نظامی بیشتر مطرح کرده است. به این ترتیب، اقتصاد ایران به میدان جدید تقابل تبدیل شده است؛ میدانی که در آن آمریکا تلاش می‌کند با هدف قرار دادن درآمدهای نفتی، شرکای تجاری و مسیرهای انتقال منابع، هزینه ادامه مقاومت ایران را افزایش دهد. اما مسئله اصلی برای واشنگتن اینجاست که ایران با اقتصادی مواجه نیست که نخستین بار تحریم را تجربه می‌کند. بخش قابل توجهی از ساختارهای اقتصادی، تجاری و مالی کشور طی سال‌های گذشته تحت تاثیر همین محدودیت‌ها شکل گرفته است. مسیرهای جایگزین تجارت، توسعه همکاری با کشورهای غیرغربی، استفاده از ظرفیت همسایگان و تلاش برای کاهش وابستگی به دلار، بخشی از پاسخ ایران به این فشارها بوده است.
با این حال جنگ ترکیبی آمریکا با ایران اکنون به مرحله «تاب‌آوری» وارد شده است؛ مرحله‌ای که توان تحمل فشارها و مدیریت هزینه‌ها تعیین‌کننده نتیجه است. ایران با بهره‌گیری از موقعیت بی‌بدیل تنگه هرمز و ایجاد محدودیت شدید در زنجیره تامین انرژی، فشار مستقیمی بر اقتصاد آمریکا وارد کرده است. در مقابل، آمریکا پس از ناکامی در گزینه نظامی، با محاصره دریایی، تحریم‌ها و جنگ روانی و نگه داشتن کشور در شرایط «نه جنگ، نه صلح»، به دنبال فرسایشی تاب‌آوری اجتماعی مردم و در نهایت تسلیم جمهوری اسلامی است. در مرحله کنونی چنان‌که رهبر انقلاب تاکید کرده‌اند، پس از ناکامی آمریکا در عرصه نظامی تمرکز اصلی باید بر تاب‌آوری مردم باشد، بنابراین توجه افکار عمومی در جهت افزایش تحمل فشارها ضرورت فوری دارد.
«تاب‌آوری اقتصادی ایران بی‌نظیر است» این گزاره همه واقعیت است. گزاره‌ای که رئیس کمیسیون برنامه و بودجه مجلس در خلال جنگ‌افروزی آمریکا علیه ایران، مطرح کرد. غلامرضا تاجگردون نیز ادامه داد: اگر فکر کنیم که تنها دولت یا مجلس کشور را نگه می‌دارد، اشتباه کرده‌ایم. تاب‌آوری واقعی به مردم منتقل شده و اگر حس کنیم که این مردم هستند که باعث بالا رفتن تاب‌آوری اقتصادی شده‌اند، دیگر موفقیت و مقاومت کشور افزایش خواهد یافت.
البته تکراری بودن تحریم‌ها به معنای بی‌اثر بودن آنها نیست. تحریم می‌تواند هزینه‌های قابل توجهی بر اقتصاد تحمیل کند؛ از افزایش هزینه مبادلات و دشوار شدن تجارت خارجی گرفته تا فشار بر درآمدهای ارزی، افزایش نااطمینانی و تشدید مشکلات معیشتی. در شرایط کنونی نیز فشار اقتصادی قابل انکار نیست. گزارش‌های منتشرشده از افزایش قیمت کالاهای اساسی و دشوارتر شدن شرایط اقتصادی حکایت دارد و تشدید تحریم‌ها می‌تواند این فشارها را بیشتر کند. از همین رو، مسئله اصلی در مواجهه با تحریم‌های جدید، انکار آثار اقتصادی آن نیست؛ بلکه جلوگیری از تبدیل تحریم خارجی به بحران داخلی است.
از اهداف مهم راهبرد فشار حداکثری و خفه‌کننده آمریکا، علاوه بر ایجاد مشکلات اقتصادی، اثرگذاری بر فرآیند تصمیم‌سازی در داخل کشور است. در این چارچوب، فشارهای اقتصادی به گونه‌ای طراحی می‌شوند که هزینه‌های ادامه وضعیت موجود را افزایش داده و این تصور را در بخشی از کارشناسان و بدنه تصمیم‌ساز ایجاد کنند که تنها راه برون‌رفت از مشکلات، پذیرش مطالبات و شرایط مورد نظر آمریکاست. در چنین شرایطی، هرچه فشارهای اقتصادی گسترده‌تر و طولانی‌تر شود، علاوه بر تقویت موضع غرب‌گرایان برای تسلیم در برابر آمریکا، احتمال شکل‌گیری و تقویت دیدگاه‌هایی در جناح مقابل که بر ضرورت عقب‌نشینی یا تغییر سیاست‌ها برای کاهش فشارها تاکید دارند، افزایش می‌یابد و در ادامه این موضوع به مردم جامعه نیز سرایت بیشتری پیدا کند. به همین دلیل، آمریکایی‌ها تلاش می‌کنند با تشدید محاصره دریایی، محدودیت‌های مالی، بانکی و تجاری، فضای تصمیم‌گیری را به سمت پذیرش گزینه‌های سوق دهند که تا قبل از این از مقبولیت کمتری برخوردار بودند. بنابراین اگر آمریکا به دنبال آن است که از مسیر اقتصاد، جامعه ایران را تحت فشار قرار دهد، پاسخ موثر نیز باید در وهله نخست از داخل اقتصاد داده شود؛ با کاهش آسیب‌پذیری، کنترل تورم، تقویت تولید، تامین کالاهای اساسی و جلوگیری از شکل‌گیری شوک‌های ارزی و قیمتی.
نماینده مردم بوکان در مجلس با اشاره به تشدید تحریم‌های اقتصادی آمریکا علیه ایران و راهکارهای جلوگیری از ایجاد هرگونه شوک در بازار، اظهار کرد: اولین کاری که باید انجام دهیم، آگاهی‌بخشی عمومی است؛ موضوعی که جامعه را در جریان نقشه و برنامه دشمن قرار می‌دهد تا مردم بدانند آنها به دنبال چه هستند و از چه طریقی می‌خواهند به کشور لطمه وارد کنند. محمدقسیم عثمانی افزود: آمریکایی‌ها خودشان به‌صراحت از «فشار حداکثری اقتصادی» سخن می‌گویند و مدعی هستند فشاری را اعمال خواهند کرد که پیش از این سابقه نداشته است؛ البته بخش زیادی از این اظهارات را می‌توان در چارچوب بلوف‌های معمول ترامپ ارزیابی کرد، اما صرف‌نظر از این مسئله، باید مردم را نسبت به شیوه ورود دشمن و اهداف آن آگاه کرد. سخنگوی کمیسیون برنامه و بودجه مجلس با بیان اینکه افزایش قدرت تاب‌آوری جامعه نیازمند آگاهی‌بخشی و تجهیز مردم به ابزارهای مقابله با فشارهای اقتصادی است، ادامه داد: باید به گونه‌ای عمل کنیم که دشمن نتواند به اهداف شوم خود دست پیدا کند؛ همان‌طور که در نزدیک به نیم قرن گذشته نیز نتوانسته است به اهداف خود برسد و این بار هم ناکام خواهد ماند.
با این حال سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نیز روز گذشته، در بیانیه‌ای آمادگی خود را برای همراهی با دولت در مبارزه علیه جنگ اقتصادی دشمن اعلام و هم‌افزایی سپاه و دولت را رمز عبور کشور از تحریم‌های چندلایه و تقویت تاب‌آوری ملی دانسته است. سپاه در این بیانیه جنگ اقتصادی را میدان نبرد اصلی امروز با دشمن توصیف و تصریح کرده است: دشمن با طراحی جنگ اقتصادی و تحریم‌های چندلایه، به‌دنبال ایجاد ناامیدی، فشار بر معیشت مردم و فروپاشی اعتماد اجتماعی است، و در این عرصه، بی‌تردید تلاش شبانه‌روزی و هوشمندانه تمامی بخش‌های دولت - از اقتصاد، بازرگانی، نفت، صنعت، کشاورزی تا بانکداری و دیپلماسی - در خنثی‌سازی تحریم‌ها، مدیریت بازار، تامین کالاهای اساسی، کنترل تورم و ایجاد اشتغال، نقشی بی‌بدیل و سرنوشت‌سازی دارد.

آزموده را آزمودن خطاست
اما آمریکا طی چهار دهه گذشته تقریبا همه ابزارهای فشار اقتصادی را علیه ایران به کار گرفته است. تحریم نفتی، تحریم بانکی، محدودیت‌های تجاری، مسدودسازی دارایی‌ها و تهدید شرکای اقتصادی ایران، بخشی از این کارزار طولانی بوده است. اکنون واشنگتن همان نسخه قدیمی تحریم و فشار اقتصادی را با شدت بیشتری روی میز گذاشته است، اما این‌بار با یک تفاوت اساسی؛ ایران امروز دیگر کشور چهار دهه قبل نیست. تجربه طولانی مواجهه با تحریم‌ها، شکل‌گیری مسیرهای متنوع تجاری و مالی، گسترش روابط اقتصادی با کشورهای مختلف و شناخت دقیق‌تر سازوکارهای فشار آمریکا، ظرفیت‌هایی ایجاد کرده که محاسبات واشنگتن را با چالش جدی مواجه می‌کند. از این منظر، نقشه اسکات بسنت برای به زانو درآوردن اقتصاد ایران، اگرچه می‌تواند هزینه‌هایی به کشور تحمیل کند، اما لزوما به نتیجه سیاسی مورد انتظار آمریکا منجر نخواهد شد و چه‌بسا در همان نقطه‌ای که واشنگتن تصور می‌کند راه را بر ایران بسته است، خود با بن‌بست مواجه شود؛ چراکه تحریم برای ایران دیگر یک ابزار ناشناخته نیست، بلکه میدان آزموده‌شده‌ای است که طی سال‌ها راه‌های عبور از آن شناسایی و تجربه شده است.
با این حال مقابله با تحریم صرفا یک ماموریت سیاسی یا دیپلماتیک نیست؛ بلکه به همان اندازه که به سیاست خارجی مربوط می‌شود، به اصلاحات اقتصادی داخلی نیز وابسته است. تقویت تولید، تسهیل تجارت، کاهش موانع صادرات، بازگشت ارز، توسعه بازارهای جدید، حمایت هدفمند از بخش خصوصی و کاهش وابستگی بودجه به درآمدهای آسیب‌پذیر، می‌تواند بخشی از سپر اقتصاد ایران در برابر فشارهای جدید باشد. آمریکا اکنون در شرایطی دوباره به تحریم پناه برده که خود مدعی است این ابزار می‌تواند جایگزین فشار نظامی شود. اما تاریخ چهار دهه گذشته نشان داده است که تحریم اگرچه می‌تواند هزینه ایجاد کند، الزاما به معنای تحقق اهداف سیاسی تحریم‌کننده نیست. به بیان دیگر، واشنگتن بار دیگر همان ابزار قدیمی را از جعبه ابزار خود بیرون کشیده است؛ ابزاری که ایران سال‌هاست با آن مواجه بوده است. شاید همین جاست که یک ضرب‌المثل ایرانی معنای تازه‌ای پیدا می‌کند: «آزموده را آزمودن خطاست.»

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.