آگاه: تحلیل سخنان سردار اسدی در این مقطع، نشاندهنده یک تغییر رویکرد در ادبیات نظامی و استراتژیک ایران است. استفاده از عبارت «جنگ فرسایشی» و «منتظر رویارویی زمینی»، در واقع ترساندن دشمن نیست، بلکه ترسیم نقشه راه برای مدیریت نبرد در بلندمدت است. بالاخره وقتی از جنگ فرسایشی سخن به میان میآید، یعنی ایران پذیرفته، عقبنشینی کامل آمریکا در یک لحظه یا با یک ضربه اتفاق نمیافتد. هدف این است که هزینههای سیاسی، نظامی و اقتصادی آمریکا در منطقه به حدی برسد که دیگر توان ادامه تهاجم نظامی علیه کشورمان را نداشته باشد. همچنین ارجاع او به دوران ۱۵ سال تبعید امام، پیامی است به ملت و نیروهای مسلح که پیروزی نهایی نیازمند صبر است و ایران برای یک نبرد طولانیمدت آمادگی دارد و عجلهای برای پایان سریع هم ندارد.
اما بخش مهم موضعگیری وی به توان نیروهای مسلح در جنگ زمینی با ارتش آمریکا اختصاص پیدا میکند. آمادگی میدان در جنگ زمینی در اصل یک سیگنال بسیار خطرناک برای پنتاگون است، چرا؟ به دلیل آنکه آمریکا از جنگ زمینی و شهری واهمه دارد، وگرنه از همان ابتدا و در جنگ ۱۲ روزه به این شیوه روی میآورد. آمریکا عادت دارد از هوا تقابل نظامی کند. اما در درگیری زمینی، ورود سربازان آمریکایی به محیطی که ایران در آن متخصص است همچون جنگ نامتقارن، کمینها و تخصص در جغرافیای صعبالعبور پرهیز میکند. البته فقط یک مقام سابق نظامی، قدرتنمایی ایران را در درگیری زمینی به رخ دشمن نکشید. وزیر اسبق امور خارجه و نماینده مردم تهران نیز چندین بار در گفتوگوها و سخنرانیهایشان، پیشنهاد حمله زمینی را به نیروهای مسلح ارائه داد.
منوچهر متکی در یادواره شهید دکتر علی لاریجانی در خیمه حسینی گلستان شهدای اصفهان گفته بود: «در پایگاه آمریکاییها در یکی از کشورهای منطقه، صدها سرباز آمریکایی هستند. اگر جرات کنند تعداد متناوبی از سربازانشان را به ایران بیاورند، سرنوشت جنگ تغییر میکند؛ سربازان این سرزمین ماههاست آرزوی جنگ زمینی دارند. اوایل جنگ شعار میدادیم: وای اگر خمینی حکم جهادم دهد، ارتش دنیا نتواند که جوابم دهد؛ امروز آن اتفاق افتاد و آمریکا در مقابل شما شکست خورده است؛ در ۴۰ سال گذشته، شوروی و چین در برابر آمریکا تقریبا زانوی تسلیم زده بودند. وقتی ریگان در جنگ ستارگان بر شوروی پیروز شد، شوروی پذیرفت که نیروی نظامی آمریکا برتر است. وقتی نیکسون به چین رفت، چینیها را تا دهها سال در مسیری قرار داد که برای آمریکا مشکل درست نکنند. او اضافه کرد: آمریکا دو بار جنگ مسلحانه علیه ما شروع کرد، یک بار کودتا در کشور ما کردند و نتیجه این اقدامات ترامپ به همراه آن سگ زنجیری نتانیاهو چیزی جز شکست نبوده است، ترامپ نه برای شروع این جنگ راهبردی داشت و نه الان که شکست خورده برای خروج از این بنبست راهبردی دارد. این یعنی آمریکا دارد میرسد به جایی که امام شهید ما فرمودند، افول آمریکا آغاز شده.
از سوی دیگر باید در نظر داشت، اگر آمریکا بخواهد وارد یک تقابل نظامی گسترده یا زمینی با ایران شود، با چهار دیوار سخت مواجه میشود:
۱. ایران دارای جغرافیایی است که برای ارتشهای متجاوز یک کابوس است. کوهستانهای سخت و شهرهای متراکم، باعث میشود برتری تکنولوژیک آمریکا همانند جتهای F۳۵ یا تانکهای پیشرفته در درگیریهای نزدیک و زمینی بیاثر شود. ایران در جنگ شهری و کمینهای متمرکز تخصص دارد.
۲. دولتهای آمریکا به شدت نسبت به «تلفات انسانی» حساس است. هر سرباز آمریکایی که در ایران اسیر یا کشته شود، اعتراضهای گستردهای را در واشنگتن به راه میاندازد. در حالی که از بهمن ۵۷ تا به امروز، خونهای زیادی بر زمین ریخته شده و انقلاب را بیمه کرده؛ چنین نگاه و عقیدهای در آمریکا وجود ندارد و افزایش کشته شدگان نیروهای نظامی، آمریکا را فلج میکند. بر همین اساس، روز جمعه فرمانده قرارگاه مرکزی خاتم الانبیا(ص) اعلام کرد: در ازای به شهادت رساندن هر یک از شهروندان سربلند ایران اسلامی، یک نیروی آمریکایی به درک واصل خواهد شد.
۳. آمریکا نمیتواند فقط با ایران بجنگد. ایران در تقابل نظامی، عمق استراتژیک خود را در کشورهای منطقه (عراق، یمن و لبنان) فعال میکند. این یعنی آمریکا باید همزمان با چندین جبهه در تقابل باشد و تا به اینجا، پایگاههایش در کل منطقه از کویت گرفته تا قطر و امارات هدف قرار گرفته و با خاک یکسان شده است.
۴. آمریکا اکنون در وضعیت «استیصال» به سر میبرد. سیستمهای پدافندی آنها در برابر حجم بالای پهپادهای انتحاری و موشکهای بالستیک ایران اشباع میشوند. از این رو، آمریکا نمیتواند تمام تجهیزاتش را در برابر حملات مستمر در یک جنگ فرسایشی حفظ کند. نکته جالب ماجرا آنجاست که یک چهره آمریکایی به صراحت به تبیین گزینههای دشوار دونالد ترامپ در جنگ با ایران پرداخت. مایکل فرومن، رئیس اندیشکده آمریکایی شورای روابط خارجی (CFR) به تازگی در یادداشتی با بررسی روند جنگ ایران، سه سناریوی محتمل پیش روی دولت دونالد ترامپ را شامل تشدید درگیری نظامی، کاهش تنش از طریق مصالحه و تداوم بنبست کنونی ارزیابی کرد و نوشت: «هر یک از این گزینهها با هزینهها و پیامدهای قابلتوجهی همراه است. بخش زیادی از مباحث مربوط به جنگ با ایران تاکنون بر هزینههای عملیات نظامی آمریکا متمرکز بوده اما اکنون پرسش اصلی این است که این رویارویی چگونه پایان خواهد یافت؟ یکی از گزینههای واشنگتن، از سرگیری حملات گسترده علیه زیرساختهای حیاتی ایران از جمله تاسیسات نفت و گاز، نیروگاهها و شبکه حملونقل است. با این حال، نویسنده هشدار میدهد چنین اقدامی میتواند بحران انسانی ایجاد کند، اعتبار بینالمللی آمریکا را خدشهدار سازد و در عین حال تضمینی برای تحقق اهداف واشنگتن نداشته باشد. این تحلیل احتمال اعزام نیروی زمینی آمریکا و حتی تلاش برای کنترل جزیره خارک و بخشی از سواحل مجاور تنگه هرمز را مطرح میکند اما معتقد است چنین سناریویی خطرات گستردهای برای نیروها و تجهیزات نظامی آمریکا به همراه خواهد داشت. گزینه دیگر هدف قرار دادن دوباره مقامات ارشد ایران است؛ هرچند نویسنده با استناد به دیدگاه برخی تحلیلگران آمریکایی میگوید تجربه نشان داده است که ساختار حاکمیتی ایران توان بازسازی سریع خود را دارد و چنین اقداماتی لزوما به تغییر رفتار تهران منجر نمیشود.
در بخش دیگری از این تحلیل، گزینه کاهش تنش بررسی شده و آورده است: کاهش حضور نظامی آمریکا و اعلام پایان عملیات، ممکن است در داخل آمریکا و میان متحدان واشنگتن به منزله عقبنشینی تلقی شود و بر اعتبار امنیتی ایالات متحده تاثیر منفی بگذارد.
این گزارش همچنین به هزینههای انسانی و مالی جنگ برای آمریکا اشاره کرده و مینویسد: ادامه درگیری موجب کاهش ذخایر تسلیحاتی، افزایش فشار بر بودجه نظامی و انتقال نیروها از مناطق راهبردی مانند حوزه هند-آرام خواهد شد. به همین دلیل دولت ترامپ تاکنون تلاش کرده است راهبردی میانه را دنبال کند؛ راهبردی که همزمان بر ادامه فشارهای نظامی و پیگیری مذاکرات دیپلماتیک استوار است. با این حال، در این تحلیل تاکید شده که موفقیت این سیاست همچنان نامشخص است. وضعیت کنونی تنگه هرمز نه به معنای بازگشت کامل به شرایط عادی است و نه بیانگر وقوع جنگی تمامعیار. به باور نویسنده، در صورت نبود تحول اساسی در عرصه نظامی یا دیپلماتیک، احتمال تداوم این وضعیت برای ماههای آینده وجود دارد.
در پایان با استناد به یک نظریه آماری و همچنین پیشبینی برخی بازارهای پیشبینی، مدعی شده: «احتمال بازگشت کامل تردد تجاری در تنگه هرمز به شرایط عادی تا پایان سال ۲۰۲۶ حدود ۵۰ درصد برآورد شده است.» با توجه به نظرات بیان شده میتوان به این جمعبندی دست یافت، قدرت زمینی ایران، قدرت «تقارنی» نیست؛ «قدرت نامتقارن» است. براساس همین استراتژی، آمریکا در جنگ زمینی با ضربات سریع، کوچک و مرگبار زمینگیر میشود تا جایی که تحمل ادامه جنگ را از دست بدهد. حال این گوی و این میدان، اگر میخواهد زمینی وارد شود تا برگهای ایران مرحله به مرحله روی میز قرار بگیرد و اجرا شود.
۳ مرداد ۱۴۰۵ - ۲۲:۳۴
کد مطلب: ۲۴٬۰۸۳
سردار محمدجعفر اسدی، معاون سابق بازرسی قرارگاه مرکزی خاتمالانبیا(ص) دیروز در گفتوگویی درباره دفاع مشروع «جمهوی اسلامی» در قبال تجاوزهای آمریکا به دو نکته اشاره کرد: نخست آنکه جنگ ما با دشمن، فرسایشی است و دیگری آمادگی ایران برای رویارویی نظامی با ارتش ایالات متحده.
نظر شما