کتاب «سر بر خاک دهکده» اثر فائضه غفارحدادی، روایتی شیرین، زنانه و آمیخته با طنز از حماسه پیاده‌روی اربعین است. زنی که پیشتر سفرنامه «دهکده خاک بر سر» را نگاشته بود، این بار با چهار «محافظ قدبلند» خود راهی سرزمینی می‌شود که شهردارش علمدار کربلاست. این اثر که توسط انتشارات شهید کاظمی روانه بازار شده، تلاشی است مکتوب برای ثبت روزمرگی‌ها، چالش‌های مادرانه و جذبه‌های مغناطیسی مسیری که میلیون‌ها انسان را چون اهالی یک دهکده واحد و همدل، در یک نقطه گرد هم می‌آورد.

سفر به دهکده‌ای به وسعت یک جهان

آگاه: در سپهر ادبیات مقاومت و روایت‌های آیینی سال‌های اخیر، پدیده پیاده‌روی اربعین به مثابه یک اقیانوس بی‌کران، بستر خلق آثاری بدیع و جریان‌ساز شده است. سفری که دیگر تنها یک مناسک مذهبی صرف نیست، بلکه یک رزمایش عظیم فرهنگی، اجتماعی و هویتی است که هر زائری می‌تواند از زاویه دید خویش، برگی بر این تاریخ مجسم بیفزاید. در این میان، جای خالی روایت‌های زنانه و مادرانه که با نگاهی جزئی‌نگر، لطیف و درهم تنیده با چالش‌های روزمره به این حماسه بنگرند، همواره احساس می‌شد. کتاب «سر بر خاک دهکده» به قلم فائضه غفارحدادی، پاسخی است درخور به این نیاز؛ اثری که نشان می‌دهد چگونه می‌توان عمیق‌ترین مفاهیم عرفانی و حماسی را در قالب روزمرگی‌های یک مادر و با زبانی آمیخته به طنز به تصویر کشید. 
فائضه غفارحدادی که پیش از این با آثاری چون «خط مقدم» توانایی خود را در مستندنگاری و ادبیات پایداری به اثبات رسانده بود، در این کتاب رویه‌ای متفاوت و به‌شدت صمیمی را پیش می‌گیرد. عنوان کتاب، ارجاعی هوشمندانه به اثر پیشین نویسنده، یعنی «دهکده خاک بر سر» است (سفرنامه‌ای به لوزان سوئیس). نویسنده‌ای که روزگاری به دهکده‌ای در قلب اروپای مدرن سفر کرده و آن را در برابر عظمت فرهنگ خودی «خاک بر سر» یافته بود، حالا به دهکده‌ای قدم می‌گذارد که با تمام وجود آرزو دارد «سر بر خاکش» بگذارد. این تضاد و بازی زبانی در نام‌گذاری، پیش‌درآمدی است بر تحول روحی و جغرافیایی راوی؛ حرکتی از تمدن مادی به سوی تمدن قلبی و معنوی.
یکی از برجسته‌ترین ویژگی‌های «سر بر خاک دهکده»، شکستن کلیشه‌های رایج در سفرنامه‌نویسی‌های مذهبی است. غفارحدادی در این کتاب ۱۶۷ صفحه‌ای که توسط انتشارات شهید کاظمی منتشر شده، به هیچ وجه سعی نمی‌کند فضایی ماورایی و دست‌نیافتنی از خود و سفرش بسازد. او یک زن، یک مادر و یک همسر است که با دغدغه‌هایی کاملا زمینی و ملموس راهی این سفر آسمانی شده است. حضور چهار مرد (همسر و سه فرزندش) که نویسنده با لحنی طنازانه از آنها به عنوان «چهار محافظ قدبلند» یاد می‌کند، موتور محرک بسیاری از خرده‌روایت‌های جذاب کتاب است. او از همان ابتدای کتاب، مخاطب را با موانع، بهانه‌ها و چالش‌هایی که ممکن بود این سفر را لغو کند همراه می‌سازد و به این ترتیب، هم‌ذات‌پنداری خواننده را به اوج می‌رساند.
متن کتاب کششی فوق‌العاده دارد؛ کششی که ناشی از پیوند هنرمندانه «اشک» و «لبخند» است. غفارحدادی با باریک‌بینی یک روزنامه‌نگار و ذوق یک داستان‌نویس، موقعیت‌های متناقض و طنزآمیز سفر را شکار می‌کند. در بخشی از کتاب می‌خوانیم: «بعد از نماز که می‌خواهیم راه بیفتیم، سرشماری می‌کنیم. سه نفر نیستند. احتمالا یا وسط نماز به معراج رفته‌اند و یادشان رفته برگردند! یا اینکه پیام «برای نماز نگه می‌دارم» بابا را نشنیده‌اند و در کمترین احتمال، توی صف کباب ترکی‌اند و اصلا امکان ندارد که گم شده باشند...» این دست از روایت‌ها، زهر خستگی و سختی راه را می‌گیرد و نشان می‌دهد که در پس این سفر پرمشقت، جریانی از زندگی، نشاط و امید نهفته است.
اما اوج شکوه نگاه نویسنده را باید در تحلیل‌های جامعه‌شناختی و عاطفی او از پدیده اربعین جست‌وجو کرد. در جایی از کتاب، غفارحدادی به هندسه عجیب و غیرقابل توضیح شهر کربلا در ایام اربعین اشاره می‌کند. او با طرح پرسش‌هایی ساده اما عمیق، به مفهومی ولایی می‌رسد: «شاید این ایام، امام‌حسین کربلا را می‌سپارد به علمدارش. شهردار که او باشد، دیگر همه‌چیز ممکن است. شهر اندازه یک کشور، کش می‌آید و بعد که همه را بغل کرد، فشارشان می‌دهد.» این تصویرسازی استعاری از کش آمدن شهر و در آغوش کشیدن زائران، تجلی همان رحمتی است که منشأ آن سفره لایتناهی سیدالشهدا (ع) است.
نویسنده در این اثر، کربلا را نه یک شهر جغرافیایی در کشور عراق، بلکه «وطن» و «خانه پدری» تمام آزادگان جهان معرفی می‌کند. دهکده‌ای که اهالی آن، فارغ از رنگ، نژاد و زبان، به اصل و هویت گم‌شده خویش بازمی‌گردند. در این نگاه، جاذبه مغناطیسی حسینی، تمام فاصله‌های دور و دراز را از میان برمی‌دارد و قلب‌ها را به یکدیگر گره می‌زند تا همه در هیبت مردم یک دهکده واحد، حول محور یک حقیقت مقدس طواف کنند.
در نهایت، «سر بر خاک دهکده» تنها یک گزارش ساده از پیاده‌روی مسافت نجف تا کربلا نیست؛ بلکه کارنامه احوالات درونی زنی است که در کشاکش نقش‌های مادری و رسالت نویسندگی، به دنبال ثبت حقیقتی بزرگ‌تر است. خواندن این کتاب برای تمام کسانی که می‌خواهند از دریچه‌ای تازه، زنانه و بی‌تکلف به حماسه اربعین بنگرند، تجربه‌ای شیرین و فراموش‌نشدنی خواهد بود. اثری که به ما یادآوری می‌کند در دل شلوغ‌ترین نقطه جهان نیز می‌توان گوشه‌ای دنج یافت، سر بر خاک مقدس آن نهاد و به آرامشی ابدی رسید.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.