۲۷ شهریور ۱۴۰۵ - ۲۲:۴۵
کد مطلب: ۲۵٬۴۴۴

جهان در حال عبور از یک دوره مهم ژئوپلیتیکی و اقتصادی است. موازنه قدرت در حال تغییر است و اقتصادهای نوظهور، به‌ویژه در آسیا، سهم بیشتری در تولید، تجارت و سرمایه‌گذاری جهانی پیدا کرده‌اند. در چنین شرایطی، بریکس دیگر صرفا یک نشست اقتصادی نیست؛ بلکه نشانه‌ای از تلاش قدرت‌های نوظهور برای افزایش نقش خود در ساختار حکمرانی اقتصاد جهانی است.

بریکس؛ ایران در میانه نظم نوین جهانی

آگاه: اهمیت بریکس در ظرفیت اعضای آن نهفته است؛ مجموعه‌ای که انرژی، بازار، منابع طبیعی، سرمایه، فناوری و موقعیت‌های مهم جغرافیایی را در کنار یکدیگر قرار داده است. اگر این ظرفیت‌ها از سطح توافق‌های سیاسی فراتر رفته و به همکاری‌های واقعی در تجارت، انرژی، فناوری، حمل‌ونقل و سرمایه‌گذاری تبدیل شود، بریکس می‌تواند یکی از مراکز مهم قدرت اقتصادی جهان در دهه‌های آینده باشد. در این میان، عضویت ایران یک فرصت مهم است؛ اما عضویت به‌تنهایی قدرت نمی‌آورد.
ایران به دلیل موقعیت جغرافیایی، منابع عظیم انرژی، دسترسی به خلیج فارس و دریای عمان و قرار گرفتن در مسیر ارتباطی آسیای جنوبی، آسیای مرکزی، قفقاز و روسیه، می‌تواند یکی از حلقه‌های اتصال اقتصادی بریکس باشد. کریدور شمال ـ جنوب نمونه روشنی از این ظرفیت است؛ مسیری که در صورت تکمیل زیرساخت‌های ریلی، بندری و لجستیکی می‌تواند ایران را به یکی از مسیرهای مهم تجارت میان هند، روسیه و اوراسیا تبدیل کند. اینجاست که مفهوم «قدرت ژئواکونومیک» ایران اهمیت پیدا می‌کند. ایران نباید صرفا صادرکننده انرژی یا بازار مصرف اعضای بریکس باشد؛ هدف باید تبدیل کشور به مسیر، بازار، شریک و گره اقتصادی این شبکه باشد.
یکی دیگر از محورهای مهم بریکس، تلاش برای کاهش آسیب‌پذیری در برابر یک نظام مالی واحد و افزایش استفاده از ارزهای ملی و سازوکارهای پرداخت جدید است. این روند را نباید به معنای پایان قریب‌الوقوع سلطه دلار تعبیر کرد؛ دلار همچنان مهم‌ترین ارز بین‌المللی است. اما حرکت به سمت تنوع بیشتر در نظام پولی و مالی جهان، برای کشوری مانند ایران که با محدودیت‌های مالی و بانکی مواجه است، اهمیت راهبردی دارد.
با این حال، نباید از بریکس انتظار معجزه داشت. عضویت در این مجموعه نه جایگزین اصلاحات اقتصادی داخلی است و نه به‌تنهایی سرمایه، فناوری و رشد اقتصادی ایجاد می‌کند. اگر زیرساخت‌های حمل‌ونقل توسعه نیابد، محیط کسب‌وکار اصلاح نشود و ثبات اقتصادی فراهم نشود، حتی بهترین فرصت‌های بین‌المللی نیز به نتیجه مطلوب نخواهند رسید. بنابراین پرسش اصلی دیگر این نیست که «ایران عضو بریکس شده است یا نه؟»؛ پرسش مهم‌تر این است که «ایران در بریکس چه نقشی ایفا خواهد کرد؟» ایران باید عضویت خود را به پروژه‌های مشخص و قابل اندازه‌گیری تبدیل کند: توسعه کریدورهای ترانزیتی، افزایش تجارت با اعضا، همکاری‌های انرژی، جذب سرمایه، انتقال فناوری، توسعه بنادر و تقویت بخش خصوصی. بریکس نیز اگر بخواهد در معماری آینده جهان نقش‌آفرین باشد، باید از سطح بیانیه‌ها عبور کرده و به شبکه‌ای واقعی از تجارت، سرمایه، فناوری و همکاری اقتصادی تبدیل شود.
در نهایت، جهان آینده احتمالا نه کاملا شرقی خواهد بود و نه غربی؛ بلکه چندقطبی‌تر و شبکه‌ای‌تر خواهد شد. در چنین جهانی، کشورهایی قدرت بیشتری خواهند داشت که فقط عضو پیمان‌ها نیستند، بلکه به حلقه‌های ضروری تجارت، انرژی، فناوری و حمل‌ونقل جهانی تبدیل می‌شوند. ایران ظرفیت آن را دارد که یکی از این حلقه‌ها باشد؛ اما تحقق این ظرفیت به دیپلماسی فعال، اقتصاد رقابتی، زیرساخت مناسب و تصمیم‌گیری راهبردی نیاز دارد. بریکس برای ایران پایان یک مسیر نیست؛ آغاز یک آزمون تاریخی است. ایران این ظرفیت و توانایی را دارد که از عضویت در یک پیمان اقتصادی عبور کند و به یکی از بازیگران موثر در معماری آینده جهان تبدیل شود.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.