۶ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۰:۲۶
کد مطلب: ۲۴٬۱۶۹

احسان بابایی، عضو هیات‌ علمی دانشگاه علوم قضایی و خدمات اداری: به نظر می‌رسد آن چیزی که می‌تواند به پویش جان‌فدا جان تازه بدمد و در آن تحرک و پویایی ایجاد کند، تعریف کار  مشخص است. خیلی نباید دنبال این باشیم که حتما برای سازماندهی و به‌کارگیری کسانی که به این پویش مؤمنانه پیوسته‌اند و آماده‌اند تا برای وطن عزیزشان ایران و نیز باورها و اعتقادات‌شان به قدر بضاعت کاری کنند، یک ساختار بزرگ و متمرکز ایجاد کنیم؛ چون این کار هم دشوار و هم زاید است.

مشارکت مردم همبستگی اجتماعی می‌آفریند

آگاه: بهتر است مسئله را به سمت فعالیت‌هایی ببریم که عمومیت داشته و مردم بتوانند در آنها به هر اندازه‌ای که برایشان امکان دارد، مشارکت کنند. یعنی به جای اینکه صرفا بخواهیم از نظر ساختاری با همه افراد ارتباط مستقیم برقرار کنیم، باید روی فعالیت‌هایی تمرکز کنیم که مردم نسبت به آن احساس همدلی داشته باشند، برایشان قابل لمس باشد و نمود عینی داشته باشد. باید فضا و اتمسفر خلق کرد تا مردم در این هوا تنفس کنند. این فعالیت‌ها می‌تواند در حوزه‌های مختلف تعریف شود؛ مثلا در حوزه حقوقی، محیط‌زیست، خیریه، یا هر چیزی دیگری که امکان حضور و ورود برای مردم و نقش‌آفرینی‌شان فراهم باشد. قرار هم نیست همه جان‌فداها در همه فعالیت‌ها مشارکت داشته باشند. باید تعریف کار کنیم و این کارها متنوع تکثرگرا باشد که اگر جمع قابل توجهی از افراد در هر پروژه فعال شوند، بخش عمده‌ای از کار جامعه مسلمین جلو می‌رود.
اگر بخواهم قدری مصداقی‌تر نکاتم را مطرح کنم باید بگویم یکی از ابزارهایی که می‌تواند پویش جان‌فدا را شکل جدی‌تری بدهد و با شرایط و احوال این روزهای ما هم‌راستا کند، اتصالش به تجمعات شبانه است. اگر پیوندی میان این پویش و تجمعات شبانه برقرار شود، اتفاق خوبی خواهد افتاد. در این تجمعات می‌شود نکاتی را که مسئولان مطرح می‌کنند، به‌صورت عملی و تکرارشونده ضریب داد. مثلا ممکن است امام جامعه، رئیس‌جمهور، رئیس مجلس یا دیگر مسئولان نکاتی را درباره نیازهای کشور یا توقعاتی که از پویش جان‌فدا دارند؛ بیان کنند. یکی از ابزارهایی که می‌تواند این مطالبات را در جامعه پی بگیرد و محقق کند، همین تجمعات شبانه که ظرفیت بسیار مناسبی برای این کار است. نفس تکرار برخی موضوعات در این اجتماعات، خودش اثر وضعی دارد.
نمونه عینی‌تری اگر بخواهم مثال بزنم «نذر طبیعت» یا همان کاشت نهال است که می‌توانیم برای مردم سهم مشخصی بگذاریم و همه را در این امر خطیر مشارکت بدهیم... به نظرم این نمونه‌ها و مدل کارها می‌تواند برای پویش جان‌فدا الهام‌بخش باشد؛ یعنی پروژه‌های مشخص، قابل لمس و عمومی تعریف شود تا مردم بتوانند در آن مشارکت کنند. یا مثلا در جنگ اخیر برخی اماکن آسیب دیدند؛ مکان‌هایی که برای مردم جنبه نمادین دارند. نمونه‌اش مدرسه میناب یا ورزشگاه آزادی است.
اگر پروژه‌ای برای بازسازی این مکان‌ها تعریف شود و مردم در آن مشارکت کنند، اثر فرهنگی و اجتماعی بسیار مهمی خواهد داشت. ممکن است دولت به‌تنهایی هم بتواند بازسازی را انجام دهد، اما مهم این است که مردم احساس مشارکت، مسئولیت و همدلی داشته باشند. به نظر من تعریف پروژه‌هایی با عنوان «جان‌فدا» برای بازسازی برخی مکان‌های آسیب‌دیده، می‌تواند یکی از راه‌های زنده نگه داشتن این پویش باشد.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.