۸ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۰:۳۳
کد مطلب: ۲۴٬۲۴۷
اربعین؛ افق امت

آگاه: اربعین فقط یک مراسم سوگواری یا یک حرکت پرشور مردمی نیست؛ اربعین، لحظه‌ای است که در آن تاریخ، ایمان و اراده جمعی به هم می‌رسند و از دل یک زیارت، معنایی تازه برای زیستن ساخته می‌شود. آنچه هر سال در مسیر نجف تا کربلا رخ می‌دهد، با منطق عادی اجتماع و با محاسبه‌های رایج علوم انسانی مدرن به‌سادگی فهم نمی‌شود، زیرا این حرکت بر مدار سود، مصرف، رقابت و منفعت شخصی شکل نگرفته است. در اربعین، انسان نه برای تماشا، که برای حضور می‌آید؛ نه برای مصرف، که برای خدمت می‌ایستد؛ نه برای اثبات فردیت خویش، که برای حل شدن در یک حقیقت بزرگ‌تر حرکت می‌کند. همین جاست که جهان‌بینی غربی، با همه ابزارهای تحلیلی‌اش، از فهم این پدیده جا می‌ماند.
علوم انسانی رایج در غرب، انسان را غالبا موجودی منفعت‌جو، محاسبه‌گر و محدود به نیازهای مادی می‌بیند. اما اربعین نشان می‌دهد که در متن جامعه انسانی، ساحت دیگری هم وجود دارد؛ ساحت تکلیف، عشق، ایثار و پیوند با امر قدسی. میلیون‌ها نفر با پای خود، با هزینه خود و با تحمل سختی‌های گوناگون راهی مسیری می‌شوند که سود مادی در آن معنا ندارد. اینجا منطق دیگری حاکم است: منطق دلبستگی به حقیقت، وفاداری به یک آرمان و احساس مسئولیتی که از مرزهای ملی، قومی و زبانی عبور می‌کند. به همین دلیل، اربعین تنها یک تجمع عظیم نیست؛ تمرینی است برای تولد «انسان تمدنی»، انسانی که به جای مصرف‌زدگی و فردگرایی افراطی، در مدار کرامت، خدمت و همدلی معنا پیدا می‌کند.
در این میان، جایگاه امام شهیدمان در شکل‌گیری و گسترش این افق تازه بسیار تعیین‌کننده است. ایشان اربعین را فقط به‌عنوان یک مناسک پرشکوه ندیدند، بلکه آن را به‌مثابه یک زیرساخت تمدن‌ساز فهم کردند؛ زیرساختی که می‌تواند ملت‌ها را به یکدیگر نزدیک کند، حافظه تاریخی امت را زنده نگه دارد و روح مقاومت را از سطح شعار به سطح زندگی اجتماعی و سیاسی برساند. نگاه امام شهیدمان به اربعین، نگاه به یک حرکت زنده و آینده‌ساز بود؛ حرکتی که در آن، عشق به حسین (علیه‌السلام) از سوگ فردی فراتر می‌رود و به نیرویی برای سازمان‌یابی امت اسلامی تبدیل می‌شود. همین فهم عمیق است که باعث می‌شود اربعین امروز نه فقط در عراق و ایران، بلکه در سراسر جهان اسلام و حتی فراتر از آن، به نشانه‌ای از امکان یک جهان دیگر بدل شود؛ جهانی که در آن انسان، نه برده بازار و رسانه، بلکه حامل معنا و مسئولیت است.
تشییع حماسی پیکر مطهر امام شهیدمان در عراق نیز ادامه همین منطق بود. این تشییع، صرفا بدرقه یک شخصیت محبوب یا یک فرمانده برجسته نبود؛ بلکه صحنه‌ای بود که در آن پیوند عاطفی و تمدنی دو ملت ایران و عراق به‌روشنی دیده شد. حضور خودجوش مردم، احترام عمیق میزبانان عراقی و امتداد طبیعی این حضور در مسیر نجف و کربلا نشان داد که رابطه میان این دو ملت، فراتر از مناسبات دیپلماتیک و مصلحت‌های مقطعی است. در واقع، آنچه رخ داد، نوعی هم‌زبانی معنوی بود؛ گویی اربعین و تشییع، دو صورت از یک حقیقت واحد بودند: حقیقت وفاداری به راه حسین (علیه‌السلام) و استمرار آن در عصر حاضر.
از همین رو، تحلیل‌گران غربی وقتی با چنین صحنه‌هایی روبه‌رو می‌شوند، معمولا به‌سرعت به ساده‌سازی پناه می‌برند. گاهی آن را شور مذهبی می‌نامند، گاهی کنش سیاسی، گاهی مدیریت جمعیت و گاهی نمایش هویتی. اما هیچ‌یک از این برچسب‌ها عمق ماجرا را توضیح نمی‌دهد. مسئله اصلی در اینجا «معنا» است؛ معنایی که از دل ایمان برمی‌خیزد و به رفتار جمعی شکل می‌دهد. غرب نمی‌تواند بفهمد که چگونه محبت به یک امام، می‌تواند میلیون‌ها انسان را به حرکت درآورد، چگونه خاطره شهادت می‌تواند به نیروی سازمان‌دهنده تبدیل شود و چگونه اشک و قدم و خدمت، می‌توانند از هزاران قرارداد سیاسی اثرگذارتر شوند. ناتوانی غرب، ناتوانی در دیدن امر قدسی در متن جامعه است؛ ناتوانی در فهم این حقیقت که تاریخ فقط با منطق قدرت و اقتصاد پیش نمی‌رود.
اربعین و تشییع امام شهیدمان یک پیام مشترک دارند: امت اسلامی هنوز زنده است، هنوز می‌تواند حول یک حقیقت مشترک جمع شود و هنوز قادر است نظم‌های ساختگی مبتنی بر تفرقه را به چالش بکشد. هر قدم در مسیر اربعین، هر اشک در سوگ امام شهیدمان و هر دست خدمت‌گزار در این صحنه عظیم، تکه‌ای از آینده‌ای را می‌سازد که در آن، مرزهای کاذب رنگ می‌بازند و پیوند دل‌ها جایگزین ترس و پراکندگی می‌شود. این همان افق تازه‌ای است که از کربلا آغاز می‌شود و تا آینده امت امتداد می‌یابد.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.