آگاه: منابع عبری از برکناری دو مقام صهیونیست در موساد پس از شکست پروژه تروریستی علیه ایران پرده برداشتند. در همین رابطه شبکه ۱۲ رژیم اسرائیل از برکناری دو رئیس بخش در موساد خبر داد؛ اقدامی که بنا بر این گزارش، در پی ناکامی پروژه تغییر نظام در ایران انجام شده است. بر اساس این افشاگری، رئیس موساد دو تن از رؤسای بخشهای حساس این سازمان جاسوسی- تروریستی را از سمت خود برکنار کرده است. دلیل این برکناریها، شکست در پیشبرد پروژه تروریستی برای تغییر نظام در ایران عنوان شده است.
از زمانی که رومن گافمن در ماه ژوئن مسئولیت خود را در گالیلوت آغاز کرد و رئیس موساد شد دستکم سه نفر از مقامات ارشد این سازمان جاسوسی- تروریستی را برکنار کرده است. این افراد شامل معاون ویژه رئیس موساد، رئیس اداره اطلاعات موساد و رئیس میز ایران در این سازمان جاسوسی- تروریستی میشوند. درخصوص این برکناریها دو احتمال جدی مطرح است؛ نخست آنکه، گافمن رئیس جدید موساد میخواهد تمامی مقامات منصوب رئیس سابق یعنی دیوید بارنیا را از کار برکنار کند و به نوعی با گماشتن نیروهای متحد با خود، جای پایش را در بدنه موساد سفت کند. دومین احتمال هم آن است که ناکامی پروژه تروریستی تغییر حکومت در ایران، به قدری برای رژیم صهیونیستی فضاحتبار بوده است که جز عزل طراحان این پروژه شوم، هیچ راهی به مخیله صهیونیستها و گردانندگان موساد نرسیده است.
اضطراب راهبردی در تلآویو
تلاطمات ساختاری در هرم فرماندهی موساد، نشانهای عریان از فرسایش توان عملیاتی این سرویس در مواجهه با دژ مستحکم امنیتی جمهوری اسلامی ایران است؛ گویی گافمن برای سرپوش نهادن بر شکستهای استراتژیک، به پاکسازی سریع در لایههای ارشد متوسل شده است. تغییرات زنجیرهای در کادرهای کلیدی موساد، نه صرفا یک جابهجایی اداری، بلکه خروجی اضطراب راهبردی در تلآویو پس از ناکامی در پروژه براندازی و تجزیه ایران است؛ نشانهای که حاکی از بنبست فکری صهیونیستها در برابر شبکه چندلایه و نفوذناپذیر ایران است. پروژه تغییر نظام، نه تنها در ساحت واقعیت، بلکه در ذهنیت طراحان تروریست موساد نیز به سراب اطلاعاتی بدل شده است؛ عزل مسببان این فضاحت، بیش از آنکه یک تصفیه درونسازمانی باشد، اعترافی ناخواسته به شکست الگوریتمهای تهاجم نوین رژیم در فضای ایران است. شکستهای مکرر بازوهای اطلاعاتی رژیم صهیونیستی در قلب ایران، اکنون نهاد موساد را به چرخهای از فرافکنی مسئولیت کشانده است؛ جایی که برکناری رؤسای میزها و ادارات، تنها هزینهای است که صهیونیستها برای التیام زخم سنگین ناکامی در پروژههای شوم امنیتی پرداخت میکنند. تطهیر بدنه موساد از عناصر وابسته به دوران ریاست دیوید بارنیا، فراتر از یک تغییر جناحی، بازتابدهنده استیصال حاکم بر اتاقهای فکر گالیلوت (مقر موساد) است؛ صهیونیستها در جستوجوی معماران جدیدی برای رویاهای محال خود، در حال جابهجایی مهرهها هستند. البته مهرهچینیهایشان در مواجهه با عمق استراتژیک ایران محکوم به شکست است. آنچه در موساد میگذرد، تکرار تاریخ شکستهای مفتضحانه است؛ پاکسازی مدیران ارشد، تنها صورت مسئله را تغییر میدهد، اما حقیقت شکست پروژه تروریستی علیه ایران، همچون خاری در چشم محاسبات امنیتی تلآویو باقی خواهد ماند.
آمریکا، موساد را عامل شکست خود میداند
پس از تجاوز مشترک رژیم صهیونیستی و دولت تروریستی آمریکا به ایران و مقاومت جانانه ایران در برابر تجاوز محور عبری، عربی و آمریکایی در طول ۴۰ روز جنگ منطقهای، اکنون در آمریکا در حال تلاش برای توجیه شکست بیچون و چرای خود در برابر ایران هستند. یکی از موضوعاتی که در آمریکا تلاش میشود به منظور توجیه شکست جنگ با ایران روی آن مانور شود، مقصرنمایی از رژیم صهیونیستی است. بر اساس آن، آمریکاییها مدعی هستند این اطلاعات و ارزیابیهای نادرست مقامات این رژیم از جمله نتانیاهو و رئیس موساد بود که ترامپ را به سمت وارد شدن به جنگ با ایران سوق داد.
در همین رابطه، یوسی ملمن، خبرنگار و تحلیلگر سرشناس و با سابقه صهیونیست در حوزه اطلاعات و امنیت که کتابهای معروفی در مورد موساد، شاباک و تاریخ اطلاعاتی رژیم صهیونیستی نوشته و متخصص پوشش اخبار مرتبط با سازمانهای امنیتی و مسائل استراتژیک این رژیم است، در صفحه ایکس خود مدعی شد: اخیرا در رسانههای آمریکایی گفته شده است که پنتاگون در یک گزارش محرمانه، به این موضوع اشاره کرده است که دستگاههای اطلاعاتی اسرائیل در حال جاسوسی از آمریکاییها هستند. بر اساس دادهها و اطلاعات معتبری که دارم و همچنین بر اساس برآوردهای خودم، جامعه اطلاعاتی اسرائیل از جاسوسی در خاک آمریکا و علیه اهداف یا اشخاص آمریکایی در سراسر جهان دست کشیده است؛ نه یگان ۸۲۰۰، نه موساد و نه شینبت. بنابراین، به برداشت من، منتشر شدن و افشای برخی اخبار و اطلاعات مهم در رابطه با جنگ اخیر با ایران در رسانهها که اخیرا در حال رخ دادن است، بخشی از کارزاری از سوی عواملی در دولت ترامپ است که میخواهند نتانیاهو و دستگاه اطلاعاتی اسرائیل را مسئول جنگ ناموفق علیه جمهوری اسلامی ایران معرفی کنند.
پیشزمینه انتشار این موضوعات، این خبر بود که نتانیاهو و رئیس پیشین موساد، دیوید بارنیا، ترامپ را به جنگ کشاندند و قانعش کردند که برنامهشان برای سرنگونی حکومت ایران شانس موفقیت دارد. طبق اطلاعات افشا شده دیگر از اسناد محرمانه پنتاگون، ایالات متحده برای دفاع از اسرائیل بیش از دفاع از خودش موشک رهگیری شلیک کرد و به این ترتیب ذخیره موشکها و رهگیرهایش تمام شد.
گافمن؛ رئیس منفور موساد
رومن گافمن، رئیس جدید موساد فردی است که از ارتش آمده و فاقد سابقه اطلاعاتی است و صرفا به سبب دوستی با نتانیاهو، نخستوزیر رژیم اسرائیل به پست حساس ریاست موساد منصوب شده است. آن چیزی که مبرهن و مشخص است آن است که جنگ قدرت در موساد بالا گرفته است و موجی از استعفاها پس از انتصاب رئیس جدید، ایجاد شده است. بروز اختلافات درونی سازمان تروریستی موساد، اکنون به یک بحران و چالش برای رژیم صهیونیستی تبدیل شده است. شبکه کان رژیم صهیونیستی در یک افشاگری بیسابقه اعلام کرد: ما شاهد موجی از استعفاها در داخل موساد هستیم؛ موضوع گستردهتر از گذشته است، بهخصوص با ورود فردی به نام رومن گافمن که در خود سازمان موساد رشد نکرده و در دیگر نهادهای اطلاعاتی نیز تجربه نداشته است؛ روند تعامل با او پیچیده خواهد بود و با چالش و تنشهایی در موساد همراه خواهد شد!
در ادامه گزارش شبکه کان آمده است که در داخل سازمان موساد نگرانی وجود دارد درباره اینکه این نهاد بسیار مهم برای امنیت اسرائیل چگونه عمل خواهد کرد در حالی که اعتماد کامل به کسی که در رأس آن قرار گرفته، وجود ندارد. مخالفت بیسابقه و علنی دیوید بارنیا، رئیس سابق موساد، با جانشین خود، رومن گافمن، شاید در نگاه اول یک بحران مدیریتی بر سر یک پرونده قدیمی به نظر برسد؛ اما کندوکاو در تاریخچه این سازمان تروریستی نشان میدهد که این تقابل، نه یک استثنا، که انفجار یک دیگ بخار قدیمی است؛ جدیدترین فصل از یک رشته اختلافات عمیق داخلی که حالا با دخالت بیپرده قدرت سیاسی، به مرحلهای خطرناک رسیده است.
استدلال بارنیا، رئیس سابق موساد برای فاقد صلاحیت خواندن گافمن، رئیس جدید موساد، ظاهرا بر پرونده اوری ایلماکیس بنا شده است؛ نوجوانی که سالها پیش، از سوی گافمن برای یک عملیات نفوذ به کار گرفته شد. اما تحلیلگران این پرونده را چیزی بیش از یک بهانه آماده و روبنایی نمیدانند. در سازمانی که بسیاری از رؤسای آن پروندههای عملیاتی پرحاشیهای دارند، ارجاع به این توبیخ قدیمی، صرفا نقطه اتکایی برای مخالفتی عمیقتر است. دعوای اصلی بر سر ماهیت قدرت است و اینکه آیا رئیس موساد باید یک سرباز حرفهای و برآمده از بدنه سازمان باشد یا یک نماینده سیاسی که نخستوزیر شخصا منصوبش کرده است؟
نظر شما