آگاه: کانون توجه جبهه مقاومت اینک بر تپه استراتژیک علیالطاهر متمرکز شده است؛ جایی که اشغال آن، طرحی دیرینه در سر اشغالگران صهیونیست است و این منطقه، قلب مواضع دفاعی رزمندگان را در خود جای داده است. نگاههای مومنان به محور مقاومت، اکنون به تپه علیالطاهر در خاک لبنان دوخته شده است؛ تپهای کلیدی که دشمن صهیونیستی، با همراهی عناصر خودفروخته داخلی، در تلاش برای تسلط بر آن است؛ مکانی که نماد پایداری رزمندگان مقاومت و کابوس دشمنان استقلال و عزت لبنان است. جمعه شب رژیم صهیونیستی حملات سنگین کمسابقهای به ارتفاعات علیالطاهر انجام داد. رسانه عبری حدشوت بزمان نوشت: گزارشها حاکی از تلاش نیروهای نظامی اشغالگر برای پیشروی در برخی نقاط منطقه علیالطاهر بود. همچنین آتش توپخانه و بمباران هوایی و تجاوزات جنگندهها و پهپادها نیز بر فراز ارتفاعات علیالطاهر در جریان بود. علاوه بر اینها، هلیکوپترهای آپاچی دشمن صهیونیستی بر فراز منطقه با تیراندازی تلاش بر نابودی هرگونه مقاومت داشتند.
طبق گزارشهای واصله، دشمن هنوز نتوانسته پیشروی کند و مقاومت جانانه رزمندگان حزبالله سبب شکست و هزیمت دشمن صهیونیستی در ارتفاعات علیالطاهر شده است. بر همین اساس، دشمن صهیونیستی که از مقابله با رزمندگان حزبالله ناتوان بود، به شیوه مألوف، به سراغ بمباران منازل مسکونی مردم رفت و روستاهای اطراف ارتفاعات علیالطاهر را به شدت بمباران کرد. صهیونیستهای کودککش در روستای انصار واقع در جنوب لبنان در جنب ارتفاعات علیالطاهر منزلی را بمباران کردند که این بمباران، تعدادی شهید و زخمی به دنبال داشت.
رسانه الجدید به نقل از مقامات رسمی مدعی شد ایران تهدید کرده در صورت حمله رژیم صهیونیستی به علیالطاهر وارد معرکه خواهد شد. یکی از مخالفان حزبالله در توییتی مدعی شد که این آخرین نقطه امنیتی حزبالله در جنوب لبنان است. ممکن است در آنجا مسئولین سپاه وجود داشته باشند! ایران به دنبال راهحل سیاسی است اما اسرائیل دنبال راه نظامی.
تحت نظرترین نقطه دنیا
در هفتههای اخیر، تپه علیالطاهر به تحت نظرترین نقطه از نظر سیاسی، نظامی و اطلاعاتی در سطح منطقهای تبدیل شده است؛ تپهای که در زیر آن تاسیسات گسترده زیرزمینی قرار دارد و رژیم صهیونیستی آن را مرکز فرماندهی نظامی جنوب حزبالله و شامل تونلهای موشکی و زاغههای مهمات میداند؛ در کنار روایاتی که معتقدند تاسیسات معروف عماد ۴ حزبالله در واقع در زیر این تپه قرار دارد. رژیم همچنین تخمین میزند که بین ۳۰ تا ۴۰ نفر از رزمندگان حزبالله به همراه برخی از مستشاران جمهوری اسلامی ایران در این تاسیسات حضور دارند، امری که باعث شده رژیم دستیابی به آن را به عنوان یک هدف استراتژیک ترسیم کند.
البته توجه اسرائیل به این منطقه با تجاوزات اخیر آغاز نشده است؛ چرا که از زمان آتشبس در سال ۱۴۰۳، این منطقه به هدفی تکرارشونده برای شناسایی و پرواز مداوم پهپادها و کوادکوپترهای دشمن تبدیل شده بود. حتی اسرائیل در یک نوبت تلاش کرد با استفاده از مزدوران روی زمین به این تاسیسات دست یابد و ورودیها و ماهیت استحکامات اطراف آن را کشف کند، اما مقاومت توانست این گروه را شناسایی و تلاش آنان را ناکام بگذارد.
با برقراری توافق آتشبس فعلی، دشمن اسرائیلی این منطقه را در زمره مناطق امنیتی قرار داد که باید تحت کنترل امنیتیاش باقی بماند اما چالش واقعی پیش روی ارتش اسرائیل این است که با وجود محاصره شدید آتشباری و اطلاعاتی، رزمندگان مقاومت همچنان در داخل شبکه تونلها و استحکامات زیر این ارتفاعات حضور دارند.
طبق روایت رژیم، قرار بود سرنوشت کسانی که در داخل تاسیسات باقی ماندهاند بر اثر محاصره مداوم حدودا سه هفتهای و قطع آذوقه و آب، با مرگ یا تسلیم یکسره شود. با این حال، این سناریو محقق نشد و ارتش اسرائیل را در برابر یک معضل تحلیلی قرار داد: چگونه همچنان حضور مقاومت در مکانی که فرض بر محاصره کامل آن است ادامه دارد؟ خود روایتهای اسرائیلی در پاسخ به این پرسش دچار تناقض میشوند؛ گاه از عناصری سخن میگویند که شبانه از میان شکافهای محاصره نفوذ میکنند؛ گاه از امدادرسانی با پهپادهای کوچک خبر میدهند و گاهی نیز اعلام میکنند که تاسیسات از نظر نظامی سقوط کرده و آنچه باقی مانده صرفا بقایای نمادین مقاومت است.
در میدان، این منطقه شاهد تنشزایی روزانه است که از آتش توپخانه و حملات هوایی آغاز شده و به استفاده از فسفر سوزان برای آتش زدن پوشش گیاهی و کشف ورودیهای تونل میرسد. چند روز پیش، در پی عملیات رصد و پایش، درگیری مستقیمی در یکی از نقاط میان چند تن از مجاهدان حزبالله و یک نیروی متجاوز اسرائیلی از یگان نخبه ایگوز درگرفت. منابع مطلع اشاره میکنند که یکی از اهداف این عملیات، تلاش اسرائیل برای اجرای کمینی به منظور به اسارت گرفتن یکی از رزمندگان بود تا اطلاعات مستقیمی درباره تاسیسات و شرایط داخلی آن به دست آورد.
به نظر میرسد اشغالگران اسرائیلی تاکنون شرطبندی بر محاصره و فرسایش را ترجیح میدهند، به این امید که تاسیسات خودبهخود زیر بار فشار سقوط کند. در نتیجه، تپه علیالطاهر امروز به نمادی برای یک معادله گستردهتر تبدیل شده است؛ از یکسو شرطبندی سیاسی و نظامی اسرائیل بر یکسره کردن پرونده پیش از کارزارهای انتخاباتی، در مقابل ایستادگی میدانی که مقاومت با آن به عنوان نبردی با ماهیت کربلایی برخورد میکند. این احتمال با توجه به مواضع ایران که امنیت لبنان را به امنیت ملی خود پیوند میدهد، بعدی منطقهای نیز به خود میگیرد زیرا موضوع فوق مستقیما به امنیت ملی جمهوری اسلامی ارتباط پیدا میکند.
از اینرو، هرگونه ارزیابی اسرائیل مبنی بر اینکه یک عملیات نظامی گسترده در علیالطاهر میتواند در محدوده همین تپه محصور بماند، شرطبندی بسیار خطرناکی است؛ چرا که چنین عملیاتی میتواند سریعا مسیر تصعیدی جدیدی فراتر از مرزهای منطقه بگشاید و به رویارویی وسیعتری بینجامد که در آن تهران خود را در برابر گزینه مداخله برای حمایت از حزبالله ببیند.
نظر شما