آگاه: اظهارات اخیر فرمانده کل ارتش، بیش از آنکه یک موضعگیری معمول در روزهای تقویم دفاعی باشد، بازتابدهنده تحولی ملموس و محاسبهشده در ادبیات بازدارندگی نیروهای مسلح ایران است. تاکید صریح بر موضعگیری تند و بیپرده در برابر طرحهای فرامنطقهای بهویژه آنجا که مستقیم سخن از خط قرمز «تغییر نقشه ایران» به میان میآید نشان میدهد که محاسبات نظامی تهران در نقطهای قرار گرفته که ادبیات دیپلماتیک جای خود را کاملا به بازدارندگی سخت و عریان داده است. بهکارگیری تعابیر صریح و غیررسمی در سطوح عالی فرماندهی ارتش، سیگنالی آگاهانه به اتاقهای فکر غرب و حریفان منطقهای است؛ بدین معنا که محاسبات استراتژیک ایران در مواجهه با تهدیدات وجودی، وارد فاز «انکار تهاجم با تمام ظرفیت» شده است.
سخن گفتن از جنگیدن «۱۰ تا ۲۰ نسل» مفهوم تابآوری ملی را از ابعاد صرفا تجهیزاتی و کوتاهمدت، به یک مؤلفه تاریخی و جامعهشناختی ارتقا میدهد. فرمانده کل ارتش با این تعبیر، قصد دارد این واقعیت را مخابره کند که قدرت دفاعی ایران اتکای محض به سامانهها یا تسلیحات خاصی ندارد، بلکه متکی بر یک زیستبوم دفاعی طولانیمدت است. در تحلیلی دقیقتر، اشاره به رصد اهداف کوتاهمدت، میانمدت و بلندمدت، گویای آن است که ارتش تهدیدات احتمالی را نه در قالب یک تک ضربتی یا عملیات ایزوله، بلکه در چارچوب سناریوهای چندلایه و جنگ ترکیبی تحلیل میکند. از این منظر، دکترین دفاعی ایران بر مبنای فرسایشی کردن توان حریف و تحمیل هزینههای مداوم طراحی شده است. بخش کلیدی دیگری از سخنان امروز فرمانده کل ارتش، به مسئله زبان زور و تحمیل تلخی ناکامی اختصاص داشت. در ادبیات استراتژیک، بازدارندگی زمانی کارآمد است که توان آسیبرسانی و تحمیل هزینه بر محاسبات فایده-هزینه دشمن غلبه کند. وقتی از چشاندن تلخی سخن گفته میشود، اشاره مستقیم به توان پاسخ موشکی، پهپادی و نبرد نامتقارنی دارد که میتواند عقبه استراتژیک دشمن را در صورت هرگونه ماجراجویی هدف قرار دهد. هشدار درباره رویای تغییر نقشه ایران دقیقا پاسخ به طرحهای مهندسی ژئوپلیتیک است که گاهی در اتاقهای فکر غربی مطرح میشود؛ خط قرمزی حاکمیتی که ارتش صراحتا تحقق آن را امری محال و پاسخ به آن را قطعی اعلام میدارد.
در نهایت، این موضعگیری را باید در قالب یک پیام یکپارچه از ساختار دفاعی کشور ارزیابی کرد. ارتش با عبور از ادبیات محافظهکارانه سنتی، همان صلابت و قاطعیتی را به نمایش میگذارد که برای موازنه قدرت در منطقه حیاتی است. این همسویی ادبیاتی میان بخشهای مختلف نیروهای مسلح، پیامی شفاف به خارج از مرزها مخابره میکند: ایران نه میدان آزمون و خطای سناریوهای نوین است و نه کشوری که با تهدیدات کلامی یا فشارهای ژئوپلیتیک عقبنشینی کند. تنها زبانی که در محاسبات جدید منطقه موازنه ایجاد میکند، زبان قدرتی است که آمادگی تبدیل هر تهاجمی را به یک ناکامی تاریخی دارد.
نظر شما