آگاه: ماجرا از جایی پیچیده میشود که مشتری قیمت قبلی و قیمت واقعی کالا را نمیداند. وقتی روی یک محصول قیمت یک میلیون تومانی خط میخورد و قیمت ۷۰۰ هزار تومان کنار آن قرار میگیرد، اولین برداشت مشتری این است که ۳۰۰ هزار تومان سود کرده است اما این به شرطی است که قیمت یک میلیون تومان واقعا قیمت فروش همان کالا پیش از تخفیف بوده باشد، نه قیمتی که صرفا برای ایجاد تصور «ارزانفروشی» روی برچسب درج شده است.
تخفیف واقعی از کجا شروع میشود؟
تخفیف زمانی معنا پیدا میکند که یک کالا پیش از اجرای طرح فروش با قیمت مشخصی عرضه شده باشد و فروشنده در یک بازه مشخص، آن را با قیمت پایینتری به مشتری ارائه کند. در این حالت، مصرفکننده میتواند تفاوت قیمت را ببیند و درباره میزان صرفهجویی خود تصمیم بگیرد. اما اگر ابتدا قیمت کالا افزایش پیدا کند و سپس همان کالا با عنوان تخفیف به قیمت قبلی یا نزدیک به آن فروخته شود، درصد نوشتهشده روی برچسب لزوما نشاندهنده منفعت واقعی مشتری نیست.
به همین دلیل، صرف دیدن درصد تخفیف نباید معیار تصمیمگیری برای خرید باشد. قیمت نهایی کالا و مقایسه آن با قیمت همان محصول در چند فروشگاه یا سامانه معتبر، معیار مهمتری است.
«تا ۵۰ درصد تخفیف» یعنی چه؟
یکی از عباراتی که زیاد روی تابلوها و تبلیغات فروشگاهها دیده میشود، عبارت «تا ۵۰ درصد تخفیف» است. این عبارت از نظر معنایی با «۵۰ درصد تخفیف برای همه کالاها» تفاوت دارد. ممکن است یک فروشگاه صد قلم کالا داشته باشد پنج قلم را با ۵۰ درصد تخفیف، چند قلم دیگر را با ۳۰ درصد، گروهی را با ۱۵ درصد و تعداد زیادی را با پنج یا ۱۰ درصد تخفیف عرضه کند. در این شرایط فروشگاه میتواند تبلیغ کند که «تا ۵۰ درصد تخفیف» دارد یعنی بیشترین تخفیف در میان کالاهای مشمول طرح ۵۰ درصد است، نه اینکه تمام کالاهای فروشگاه ۵۰ درصد ارزان شده باشند. مشکل از جایی شروع میشود که مشتری با دیدن این تابلو تصور کند همه اجناس فروشگاه نصف قیمت شدهاند. حتی گاهی برخی افراد هنگام دیدن چند درصد تخفیف، آنها را با هم جمع میکنند و میگویند «اینجا پنج، ۱۰، ۱۵ و ۲۰ درصد تخفیف دارد که روی هم میشود حدود ۵۰ درصد.» اما چنین جمعی از نظر محاسبه تخفیف یک کالا معنایی ندارد.
اگر یک محصول پنج درصد، محصول دیگری ۱۰ درصد و محصول سوم ۱۵ درصد تخفیف داشته باشد، نمیتوان گفت همه این کالاها در مجموع ۳۰ درصد تخفیف دارند. درصد تخفیف متعلق به هر کالا یا گروه کالایی است و قابل جمع زدن با تخفیف کالاهای دیگر نیست. حتی اگر روی یک کالای واحد چند تخفیف پشت سر هم اعمال شود، تخفیفهای درصدی لزوما به شکل ساده با یکدیگر جمع نمیشوند برای مثال ۲۰ درصد تخفیف و سپس ۱۰ درصد تخفیف، در نهایت ۳۰ درصد تخفیف از قیمت اولیه نیست، بلکه تخفیف دوم روی قیمت کاهشیافته اعمال میشود.
وقتی قیمت قبلی نامشخص است
یکی از چالشهای مصرفکننده این است که در بسیاری از خریدهای روزمره، نمیداند قیمت واقعی یا قیمت معمول یک کالا چقدر بوده است. برای مثال، اگر کالایی با قیمت یک میلیون تومان عرضه شود و فروشگاه روی آن بنویسد «۳۰ درصد تخفیف» و قیمت نهایی را ۷۰۰ هزار تومان اعلام کند، مشتری باید بتواند اطمینان داشته باشد که قیمت مبنا واقعا همان یک میلیون تومان بوده است. در غیر این صورت، درصد تخفیف بهتنهایی اطلاعات چندانی درباره ارزان بودن کالا به مشتری نمیدهد. گاهی حتی یک کالا ممکن است در دو فروشگاه بدون تخفیف، قیمت پایینتری از همان محصول در فروشگاه دارای تخفیف داشته باشد. در چنین شرایطی، خرید از فروشگاه بدون تخفیف، برای مشتری ارزانتر تمام میشود. بنابراین تخفیف، به خودی خود به معنای «قیمت پایینتر» نیست.
چرا تخفیف اینقدر جذاب است؟
عدد بزرگ خطخورده در کنار عدد کوچکتر، در ذهن مشتری یک مقایسه فوری ایجاد میکند: «من برنده شدم و توانستم ارزانتر بخرم.» به همین دلیل، تخفیف فقط یک ابزار اقتصادی نیست یک ابزار بازاریابی نیز هست.
برچسب قرمز، قیمت خطخورده، شمارش معکوس پایان جشنواره، عبارتهایی مانند «فقط امروز»، «آخرین فرصت»، «تا ۵۰ درصد تخفیف» و «فروش ویژه» همگی میتوانند احساس فوریت ایجاد کنند و مشتری را به خرید سریعتر سوق دهند. در چنین شرایطی ممکن است فرد کالایی را بخرد که اصلا در فهرست خریدش نبوده است فقط به این دلیل که احساس کرده فرصت خرید ارزان را از دست خواهد داد.
همه تخفیفها هم دروغ نیستند
با این حال، نباید هر تخفیفی را قیمتسازی یا فریب مشتری دانست. فروشگاهها به دلایل مختلف ممکن است واقعا تخفیف بدهند از جمله فروش کالاهای مانده در انبار، تغییر فصل، پایان یک کمپین فروش، جذب مشتری، فروش حجم بالاتر، رقابت با فروشگاههای دیگر یا نزدیک شدن تاریخ مصرف برخی کالاها. بنابراین مسئله اصلی این نیست که «هر تخفیفی جعلی است» مسئله این است که مصرفکننده باید بتواند تشخیص دهد تخفیف اعلامشده بر چه مبنایی محاسبه شده و قیمت نهایی واقعا چقدر با قیمت معمول بازار تفاوت دارد.
تخفیف برای کالاهای نزدیک به انقضا
یک نوع دیگر از تخفیفها نیز وجود دارد که دلیل آن نه جشنواره فروش و نه لزوما قیمتسازی، بلکه کوتاه بودن زمان باقیمانده تا تاریخ انقضا است. کالایی که تاریخ مصرف آن به پایان نزدیک شده، برای فروشنده ریسک بیشتری دارد؛ زیرا اگر در قفسه بماند ممکن است دیگر امکان فروش آن وجود نداشته باشد. به همین دلیل ممکن است فروشگاه برای جلوگیری از زیان، آن را با قیمت پایینتری عرضه کند. این اتفاق در برخی گروههای کالایی، از مواد غذایی گرفته تا محصولات آرایشی، بهداشتی و مکملها، قابل مشاهده است. اما تخفیف در اینجا نباید باعث شود مشتری از موضوع مهمتر غافل شود: تاریخ مصرف. کالایی که چند ماه دیگر منقضی میشود، حتی اگر ۳۰ یا ۵۰ درصد ارزانتر باشد، الزاما خرید مناسبی برای کسی نیست که قرار است آن را طی یک سال مصرف کند.
داروخانهها و مکملهای ویتامینی
در مورد مکملهای غذایی، ویتامینها و برخی شربتهای مکمل نیز ممکن است مصرفکننده با تخفیفهای قابل توجه مواجه شود. یکی از دلایل احتمالی چنین تخفیفهایی میتواند نزدیک شدن تاریخ انقضای محصول باشد. اما در اینجا حساسیت موضوع بیشتر است زیرا مصرفکننده نباید فقط به درصد تخفیف نگاه کند.
اگر مکملی با تخفیف عرضه میشود، بهتر است خریدار تاریخ انقضا، شرایط نگهداری، سلامت بستهبندی، اصالت محصول و مجوزهای مربوطه را بررسی کند و در صورت وجود هرگونه ابهام از مسئول فنی داروخانه درباره علت تخفیف سوال کند. بهخصوص در مورد شربتها و مکملهای مایع، نحوه نگهداری اهمیت بیشتری پیدا میکند و نباید صرفا به دلیل قیمت پایینتر، محصولی را خریداری کرد که فرصت کافی برای مصرف آن وجود ندارد. تخفیف برای کالای نزدیک به انقضا لزوما به معنای غیرقابل مصرف بودن کالا نیست؛ اما مشتری باید بداند چرا ارزانتر شده و آیا زمان باقیمانده برای مصرف او مناسب است یا خیر.
بازار تخفیف، بازار اطلاعات است
در نهایت، مسئله تخفیف را نمیتوان فقط به فروشنده یا مشتری محدود کرد. هرچه اطلاعات قیمت برای مصرفکننده شفافتر باشد، امکان مقایسه و تشخیص تخفیف واقعی بیشتر میشود.
مصرفکننده امروز با حجم بزرگی از تبلیغات مواجه است از فروشگاههای فیزیکی و مراکز خرید گرفته تا فروشگاههای اینترنتی و صفحات شبکههای اجتماعی. در چنین بازاری، یک درصد بزرگ روی برچسب میتواند بیش از آنکه اطلاعات بدهد، احساس خرید ارزان را ایجاد کند. تخفیف واقعی البته میتواند به نفع هر دو طرف باشد فروشنده کالا را سریعتر میفروشد و مشتری نیز محصول مورد نیازش را ارزانتر تهیه میکند. اما وقتی قیمت اولیه شفاف نباشد، درصد تخفیف بهجای آنکه ابزار اطلاعرسانی باشد، به ابزاری برای تحریک خرید تبدیل میشود. شاید مهمترین توصیه به خریداران همین باشد: به جای اینکه بپرسید «چند درصد تخفیف خورده؟»، بپرسید «قیمت نهایی آن در مقایسه با قیمت واقعی بازار چقدر است؟»
چرا که گاهی تخفیف روی کاغذ ۵۰ درصد است، اما صرفهجویی واقعی مشتری بسیار کمتر از چیزی است که برچسب فروشگاه به او القا میکند و گاهی نیز یک تخفیف واقعی، بدون هیچ عدد بزرگ و هیجانانگیزی، میتواند بهترین خرید باشد.

تخفیف واقعی را چطور تشخیص دهیم؟
مصرفکننده برای تشخیص یک تخفیف واقعی، بیش از آنکه به درصد درجشده روی برچسب نگاه کند، باید به قیمت نهایی توجه کند. چند راه ساده میتواند به مصرفکننده کمک کند.
اول؛ قیمت همان کالا را در چند فروشگاه مقایسه کنید. اگر کالایی با عنوان ۳۰ درصد تخفیف در فروشگاهی ۷۰۰ هزار تومان است اما همان کالا در فروشگاه دیگری بدون تخفیف ۶۵۰ هزار تومان فروخته میشود، تخفیف اول چندان جذاب نیست.
دوم؛ قیمت قبلی را بدون بررسی نپذیرید. عدد خطخورده روی برچسب به تنهایی ثابت نمیکند که کالا واقعا با آن قیمت به شکل معمول فروخته میشده است.
سوم؛ به عبارت «تا» دقت کنید. «تا ۵۰ درصد تخفیف» با «۵۰ درصد تخفیف» تفاوت دارد. ممکن است فقط یک یا چند کالا مشمول بیشترین میزان تخفیف باشند.
چهارم؛ تاریخ مصرف را بررسی کنید. در کالاهای خوراکی، بهداشتی، آرایشی و مکملها، تخفیف زیاد میتواند یکی از نشانههای نیاز فروشنده به فروش سریعتر کالا باشد.
پنجم؛ کالا را فقط به دلیل تخفیف نخرید. اگر محصولی را نیاز ندارید، حتی
۷۰ درصد تخفیف هم لزوما برای شما صرفه اقتصادی ندارد.
نظر شما