آگاه: ٰمسمومیت گروهی از مهمانان با نوشیدنیهای الکلی آلوده به متانول و نابینایی و مرگ چند پزشک و جوان دیگر، شوک اولیهای است که اثر به مخاطب خود وارد میکند. این انتخاب روایی، فرار از فرمولهای نخنماشده و ملودرامهای بیخطر خانوادگی را نوید میدهد. «کوری» با عریانسازی آسیبهایی که معمولا به دلیل حساسیتهای عرفی، ممیزیهای رسمی یا خودسانسوری رسانهای در لایههای پنهان جامعه باقی میمانند، تماشاگر را در موقعیتی از بهت و تامل قرار میدهد. فاجعه متانول در این قصه، ابزار تصادفی برای تکان دادن احساسات بیننده نیست، آینهای است که پیامدهای سودجوییهای ساختاریافته، بیمسئولیتی و مناسبات پنهانی را منعکس میسازد. سازندگان با قرار دادن این زخم تلخ در نقطه آغازین درام، نشان میدهند که چگونه خطای فردی یا جرمی سازمانیافته در پخش مواد سمی میتواند زیست جمعی دهها انسان بیگناه را شعاعوار ویران کند.
با ورود بازپرس یونس فلاحتی به پرونده، رویکرد سریال از یک گزارش حادثهای ساده به یک درام قضایی پیچیده و چندلایه تغییر مسیر میدهد. پرونده مسمومیت الکلی زمانی ابعاد تاریکتری به خود میگیرد که نام افراد صاحب نفوذ و ثروتمند مانند «شمس» که فرزندش در این حادثه جان باخته، در پازل قصه برجسته میشود. شعار و خلاصه تبلیغاتی سریال، یعنی «و عدالت برای همه...!»، در بطن ماجرا به داوری گذاشته میشود.
داستان به شکلی عمیق چالشهای اجرای عدالت را در بستری نشان میدهد که در آن، قدرت، مصلحتسنجیهای شخصی و ثروت سعی در انحراف حقیقت دارند. بازپرس جنایی در این مسیر، تنها با یک کلاف مجهول پلیسی روبهرو نیست، بلکه باید در برابر سایههای سنگینی بایستد که مایلند پرونده را مخدوش یا بسته نگه دارند. گره خوردن این پرونده تازه با رازهای ۱۵ سال پیش مثل ماجرای داروهای تقلبی و انتقامهای دیرینه، نشان میدهد که عدالت در جهان «کوری» مفهومی یک خطی نیست؛ بلکه معرکهای است میان پنهانکاری صاحبان قدرت و ایستادگی مجریان قانون. سریال سعی دارد اثبات کند که در دادگاه زندگی، مکافات عمل حتمی است و گذشته هیچگاه دست از سر شخصیتها برنمیدارد.
اتمسفر بصری و بازیهای درونگرا
بخش قابل توجهی از کشش اولیه و تشخص بصری «کوری» حاصل همکاری هوشمندانه دو چهره آشنا در درامهای اجتماعی و جنایی است. کاظم دانشی که با ساخت فیلمهایی چون «علفزار» و نگارش «بیبدن» نشان داده بود تبحر قابل قبولی در پیوند دادن واقعیتهای دادگاهی با تعلیق سینمایی دارد، در مقام تهیهکننده روح حاکم بر آثار گذشتهاش را به این مجموعه تزریق کرده است. در کنار او، سجاد پهلوانزاده که پیشتر با مجموعههای «سقوط» و «حیثیت گمشده» و سابقه طولانی در تدوین، توانمندی خود را در ریتمسازی و خلق اتمسفر پرالتهاب ثابت کرده بود، فضاسازی بصری اثر را با قاببندیهای سرد و نورپردازی تیره هدایت میکند.
این همافزایی فنی با بازیهای کنترلشده و درونگرای تیم بازیگران تکمیل میشود. امیر جعفری در نقش بازپرسی خسته، تلخ اما مصمم، تصویری متفاوت از ماموران قانون ارائه میدهد. در تقابل با او، مریلا زارعی با واکنشی خویشتندارانه و پیچیده، نقش زنی با رازهای کهنه را بازی میکند که حضورش اتمسفر هر صحنه را سنگین میکند. سارا بهرامی هم بار عاطفی و تنشهای روانی قصه را به خوبی به دوش میکشد. همچنین درخشش چهرههایی چون امیر نوروزی، محسن قصابیان و حدیث میرامینی در نقشهای مکمل، لایههای انسانی قصه را ملموستر کرده و به تعادل اجرایی اثر کمک رسانده است.
بلاتکلیفی میان تریلر جنایی و ملودرام خانوادگی
با وجود افتتاحیه پرقدرت و موفقیت در فضاسازی اولیه، «کوری» در بخشهای میانی خود دچار یک لغزش ساختاری و افت ریتم محسوس میشود. مشکل اصلی سریال از جایی آغاز میشود که میان حفظ هویت خود به عنوان یک تریلر جنایی-پلیسی پرتعلیق و تبدیل شدن به یک ملودرام خانوادگی پیچیده دچار تردید میشود. با ورود خطوط داستانی متعدد نظیر درگیریهای خانوادگی شهاب و خانواده ریحانه، ماجراهای دختر بازپرس و تقابلهای عاطفی گذشته، پرونده جنایی اصلی به حاشیه رفته و ضرباهنگ قصه کند میشود.
اتکای فیلمنامه به برخی الگوهای تکراری مثل کاراکتر بازپرس تنهای دارای گرههای شخصی عمیق و تکیه بر تصادفات داستانی برای روشن شدن رازها، از اصالت غافلگیریهای قصه کم میکند. پنهانسازی اطلاعات به جای خلق تعلیق واقعی نیز در برخی قسمتها مخاطب را فرسوده میکند. این مسئله نشان میدهد که کش دادن داستان برای رسیدن به ۱۲ قسمت، باعث شده تا تمرکز روایت از معمای اصلی منحرف شده و قصه در تکرار رفتوبرگشتهای خانوادگی گرفتار شود.
رد پای حاشیهها بر روایت
سرنوشت «کوری» در رسانهها، تنها به آنچه روی صفحه تلویزیون و پلتفرمها آمد محدود نمیشود، بلکه اخبار پشت صحنه نیز بر تجربه تماشاگر سایه انداخت. سریال که قرار بود در خرداد پخش شود، با وقفهای چند هفتهای و انتشار شائبههایی مبنی بر توقیف یا نیاز به اصلاحات گسترده روبهرو شد. ممانعتها و ممیزیهای مربوط به نحوه نمایش اقتدار یا برخورد فیزیکی پلیس، نحوه بازنمایی روابط خانوادگی بازپرس در خانه و حساسیتها پیرامون موضوع مشروبات الکلی، چالشهای سنگینی برای تیم تولید ایجاد کرد. از سوی دیگر، انتشار اخباری درباره تغییرات در ترکیب بازیگران از جمله صحبتهای اولیه درباره حضور بهرام رادان و تغییرش به امیر جعفری انتظارات متفاوتی را در ذهن مخاطبان شکل داده بود. این حواشی و ممیزیها، تماشاگر را مشتاق و در عین حال کنجکاو ساخت تا در حین تماشای اثر، به دنبال رد پای جرح و تعدیلها بگردد. با این حال، ایستادگی سازندگان در چارچوبهای رسمی و تلاش برای ارائه نقدی ناصحانه و سازنده از آسیبهای اجتماعی، نشان داد که شبکه نمایش خانگی همچنان ظرفیت پرداختن به سوژههای خطیر را دارا است.
مواجهه با یک زخم کتمان شده
سریال «کوری» را میتوان گامی بلند اما همراه با قدمهای شکننده در مسیر توسعه تریلرهای جنایی-اجتماعی در ایران دانست. اثر با دست گذاشتن بر موضوعی ملتهب و پرهیز از عافیتطلبی روایی، فضایی تازه در شبکه نمایش خانگی گشود. گرچه لغزشهای فیلمنامه در فصول میانی و کش آمدن برخی خطوط فرعی داستانی انسجام آن را کاهش داد اما حضور پررنگ تیم سازنده و تلاش برای حفظ استانداردهای بصری و بازیگری، «کوری» را به اثری قابل تامل و محترم تبدیل کرده است. این سریال نشان داد که حقیقت چقدر میتواند تلخ باشد، اما مواجهه با آن، تنها راه درمان زخمهای کهنه جامعه است.
نظر شما