آگاه: در روزهای اخیر، آنچه بیش از همه درباره این مصوبه شنیده شده، کاهش سقف ضمانت اجرای کیفری مهریه از ۱۱۰ به ۱۴ سکه و جایگزینی ابزارهایی مانند نظارت الکترونیکی به جای حبس است. اما مصوبه مجلس فقط درباره تعداد سکهها و زندان نیست. در بخش دیگری از آن، برای طلاق زن شرایطی از جمله دو سال زندگی جداگانه، احراز کراهت شدید و بذل تمام حقوق مالی پیشبینی شده است؛ موضوعی که بحث درباره نسبت میان مهریه، حق طلاق و حقوق زنان را دوباره به میان آورده است. به همین دلیل، شاید بهتر باشد این مصوبه را نه فقط اصلاح قانون مهریه، بلکه تلاشی برای بازتعریف بخشی از نظام حقوقی خانواده دانست؛ تلاشی که موافقانش آن را در جهت حبسزدایی و تسهیل ازدواج میدانند و منتقدانش نگرانند که در صورت نبود سازوکارهای مکمل، بخشی از تعادل حقوقی زن و مرد در زندگی مشترک بر هم بخورد.
ماجرا فقط ۱۴ سکه نیست
منطق موافقان این بخش روشن است: فردی که واقعا توان پرداخت بدهی ندارد، با زندانی شدن نه تنها بدهی خود را پرداخت نمیکند، بلکه امکان کار و درآمدزایی را نیز از دست میدهد. بنابراین باید به جای زندان، ابزارهایی به کار گرفته شود که هم نظارت بر فرد را ممکن کند و هم راه کسب درآمد و پرداخت بدهی را نبندد. اما مخالفان میگویند مسئله فقط این نیست که مرد بدهکار به زندان برود یا نرود. پرسش اصلی این است که اگر ضمانت اجرای مهریه ضعیفتر شود، زن با چه ابزار دیگری میتواند حق خود را وصول کند؟ این پرسش زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که بدانیم مهریه در حقوق خانواده ایران در خلأ قرار ندارد؛ در کنار نفقه، اجرتالمثل، ارث و سایر حقوق مالی زن و البته در کنار حق طلاقی قرار دارد که اساسا در اختیار مرد است.
مهریه، فقط یک طلب مالی نیست
در نگاه اول، مهریه یک تعهد مالی است؛ اما در زندگی واقعی کارکرد آن بسیار گستردهتر است. برای زنی که حق طلاق یکطرفه در اختیار او نیست، مهریه در بسیاری از موارد یکی از مهمترین ابزارهای مذاکره در زمان اختلاف است. وقتی زندگی مشترک به بنبست میرسد، ممکن است زن نه بخواهد زندگی را ادامه دهد و نه بتواند به سادگی از آن خارج شود. در چنین شرایطی، مهریه گاهی تبدیل به ابزاری برای رسیدن به توافق درباره طلاق میشود.
سمیهسادات حسنیحلم، وکیل دادگستری، نیز بر همین کارکرد تاکید کرده و گفت: در بسیاری از پروندهها حتی وکلا برای رسیدن به طلاق توافقی از اهرم مهریه استفاده میکنند؛ از نگاه او، با کاهش ضمانت اجرای مهریه، این اهرم در مذاکرات طلاق نیز ممکن است ضعیفتر شود. وی افزود: مهریه تنها مربوط به زمان اختلاف زوجین نیست. در صورت فوت شوهر نیز مهریه بهعنوان دین متوفی مطرح است و پیش از تقسیم ترکه، دیون او باید تعیین تکلیف شود. بنابراین برای زنی که ممکن است سالها از زندگی مشترک گذشته باشد، مهریه میتواند بخشی از امنیت مالی او پس از مرگ همسر نیز باشد.
مادهای که بحث را از مهریه به طلاق میبرد
محمدتقی نقدعلی، نایبرئیس کمیسیون قضایی و حقوقی مجلس، در این خصوص گفته است: در این طرح مقرر شده اگر زن تمام حقوق مالی خود را بذل کند و زن و شوهر دستکم دو سال متوالی از یکدیگر جدا زندگی کرده باشند یا کراهت شدید زن از شوهر برای دادگاه احراز شود، دادگاه میتواند زوج را به طلاق اجبار کند و در صورت امکانپذیر نبودن اجبار، موضوع اذن حاکم شرع مطرح میشود. استدلال موافقان این است که این ماده در واقع قرار است در برابر کاهش ضمانت اجرای مهریه، مسیری برای حمایت از زن ایجاد کند. نقدعلی صراحتا گفته است که قانونگذار در مواد مختلف طرح، ملاحظات حقوق زنان را نیز در نظر گرفته است. اما همین ماده، یکی از جدیترین محلهای اختلاف شده است.
منتقدان میپرسند چرا زنی که زندگی مشترکش عملا پایان یافته، باید برای رسیدن به طلاق دو سال در وضعیت جدایی باقی بماند؟ این پرسش وقتی مهمتر میشود که شرط دیگری نیز کنار آن قرار گرفته است: بذل تمام حقوق مالی.
فاطمه محمدبیگی، نماینده مجلس و عضو فراکسیون زنان، از جمله منتقدان جدی این رویکرد است. او در این خصوص گفت: اصلاح قانون مهریه نباید به شکل جدا از مجموعه نظام مالی خانواده انجام شود و طرحی که با هدف حل مشکل چند هزار پرونده زندانیان مهریه طراحی شده، میتواند بر زندگی میلیونها خانواده اثر بگذارد. سمیهسادات حسنیحلم نیز درباره عبارت «بذل کلیه حقوق مالی» هشدار داد که این عبارت دقیقا شامل چه حقوقی میشود؛ مهریه، نفقه گذشته، نفقه ایام عده، اجرتالمثل و دیگر مطالبات مالی؟ از نگاه او، اگر زن برای رسیدن به طلاق مجبور به چشمپوشی از همه حقوق مالی خود شود، این بخش میتواند محل نگرانی جدی باشد.
اگر حمایت نباشد، ازدواج هم پرریسکتر میشود
نگاهی به تغییرات قانون در خصوص بحث عسر و حرج و حق حبس در کنار سقف مهریه، نشان میدهد که یکی از نکات مهمی که در این بحث کمتر دیده میشود، تاثیر قوانین خانواده بر تصمیم دختران برای ازدواج است.
وقتی یک زن جوان میخواهد ازدواج کند، فقط به زندگی امروز خود فکر نمیکند؛ به این هم فکر میکند که اگر زندگی خوب پیش نرفت چه اتفاقی خواهد افتاد؟ اگر شوهرش حاضر به طلاق نشد چه؟ اگر سالها از بازار کار دور شد و استقلال مالی نداشت چه؟ اگر همسرش فوت کرد یا داراییهای او در دسترس نبود چه؟ چه ابزار قانونی برای خروج از این وضعیت در اختیار دارد؟
به همین دلیل، امنیت حقوقی بخشی از امنیت روانی پیش از ازدواج است. این نکته قابل تأمل است: اگر هدف قانونگذار افزایش ازدواج است، فقط کاهش نگرانی مردان از مهریه کافی است یا باید نگرانی زنان از آینده ازدواج نیز کاهش پیدا کند؟
نسخه جایگزین حقوق زنان چیست؟
مدافعان طرح میگویند در کنار اصلاح مهریه میتوان از شروط ضمن عقد نیز استفاده کرد؛ از جمله وکالت در طلاق، شرط ادامه تحصیل، اشتغال، حضانت یا برخی حقوق دیگر. اما منتقدان میگویند نمیتوان مسئولیت تامین امنیت حقوقی خانواده را به آگاهی دختران از شروط ضمن عقد واگذار کرد؛ زیرا همه زنان از ظرفیتهای حقوقی این شروط اطلاع ندارند و دسترسی به مشاوره حقوقی نیز برای همه یکسان نیست. لذا مهریه نباید تنها موضوع اصلاح باشد و باید درباره مسائل دیگری مانند مشاوره پیش از ازدواج و حمایتهای اجتماعی از خانواده نیز فکر کرد.
مسئلهای که هنوز پاسخ قطعی ندارد
در نهایت، مصوبه جدید را نمیتوان فقط با یک سوال درباره «۱۴ سکه» سنجید. مسئله بزرگتر، تصویری است که قانونگذار از رابطه زن و مرد در خانواده ارائه میکند. از یک سو، حبسزدایی از بدهکاران مالی، کاهش آسیبهای زندان و جلوگیری از گرفتار شدن مردانی که واقعا توان پرداخت ندارند، اهدافی قابل فهم است. از سوی دیگر، کاهش یک ضمانت اجرایی بدون تقویت همزمان سایر ابزارهای حمایت از زنان میتواند این نگرانی را ایجاد کند که توازن موجود در حقوق خانواده به سمت دیگری حرکت کند.
بنابراین پرسش نهایی درباره مصوبه مجلس شاید این نباشد که «۱۴ سکه خوب است یا بد؟» پرسش مهمتر این است که اگر قانونگذار بخشی از ابزارهای سنتی حمایت از زن را تغییر میدهد، چه ابزارهای مطمئن و در دسترسی را جایگزین آن میکند؟ مصوبه حالا در انتظار نظر شورای نگهبان است و ممکن است در مسیر بررسی نهایی دستخوش تغییر شود. اما فارغ از سرنوشت آن، بحثی که این روزها دوباره درباره مهریه شکل گرفته، یک واقعیت مهم را پیش روی قانونگذار گذاشته است: اصلاح قوانین خانواده زمانی میتواند به تحکیم خانواده کمک کند که امنیت حقوقی هر دو طرف ازدواج را همزمان ببیند؛ چرا که همانطور که ترس از مهریه میتواند برای مردان مانع ازدواج باشد، ترس از بیپناه ماندن در یک زندگی ناموفق نیز میتواند برای زنان، ازدواج را به تصمیمی پرریسک تبدیل کند.
نظر شما