۲۵ شهریور ۱۴۰۵ - ۲۲:۱۱
کد مطلب: ۲۵٬۴۱۴

از دفاع مقدس تا جنگ ۴۰روزه

روایت یک تحول راهبردی

سعید سپاهی ـ تحلیلگر امنیت شناختی

شاید این سوال برای خیلی‌ها مطرح باشد که وقتی موشک‌ها و پهپادهای ایرانی می‌توانند اهداف راهبردی دشمن در صدها کیلومتر دورتر را هدف قرار دهند، چرا همچنان از مفهوم دفاع سخن می‌گوییم؟ آیا دفاع مقدس صرفا نامی تاریخی برای جنگ هشت‌ساله است یا این مفهوم هنوز هم می‌تواند وضعیت امنیتی امروز ایران را توضیح دهد؟ پاسخ را باید در تفکیک میان هدف دفاع و شیوه دفاع جست‌وجو کرد.

روایت یک تحول راهبردی

آگاه: دفاع به معنای نشستن پشت مرزها و منتظر ماندن برای اصابت اولین گلوله نیست. دفاع یعنی جلوگیری از تحمیل اراده دشمن و حفظ امنیت و استقلال کشور. پس ممکن است هدف یک اقدام، دفاعی باشد، اما شیوه اجرای آن، کاملا فعال و حتی در عمق جغرافیای دشمن تعریف شود. اگر سه مقطع دفاع مقدس، نبرد ۱۲ روزه و جنگ ۴۰ روزه را کنار هم قرار دهیم، با سه جنگ یکسان مواجه نیستیم بلکه سه مرحله از یک تجربه انباشته دفاعی را می‌بینیم تجربه‌ای که در آن، جمهوری اسلامی از دفاع سرزمینی به دفاع فعال و بازدارندگی چندلایه حرکت کرده است.

روایت یک تحول راهبردی
در ماه‌های ابتدایی جنگ تحمیلی، مسئله اصلی جمهوری اسلامی توقف ماشین جنگی دشمن و دفاع از سرزمین بود اما خیلی زود روشن شد که دفاع صرفا با حفظ خطوط موجود محقق نمی‌شود وقتی دشمن وارد خاک شما شده است، برای عقب راندنش باید ابتکار عمل را به دست گرفت.
عملیات‌های ثامن‌الائمه، فتح‌المبین و بیت‌المقدس فقط پیروزی‌های نظامی نبودند؛ آنها نشانه تغییر یک فهم راهبردی بودند. ایران از مرحله دفع حمله به سمت تحمیل هزینه به مهاجم و تغییر موازنه میدان حرکت کرد. اوج این تحول را می‌توان در عملیات والفجر ۸ دید؛ جایی که عبور از اروند و تصرف فاو نشان داد دفاع الزاما در همان نقطه‌ای انجام نمی‌شود که دشمن ضربه نخست را وارد کرده است.
پیام واضح بود که اگر قرار است از شهرهای ایران دفاع شود، گاهی باید ماشین جنگی دشمن را در نقطه‌ای دورتر متوقف کرد. اینجا مفهوم عمق دفاعی شکل می‌گیرد، یعنی امنیت کشور فقط به مرزهای جغرافیایی محدود نیست، بلکه توانایی اثرگذاری بر محاسبات دشمن نیز بخشی از امنیت ملی است.
چهار دهه بعد، تهدید دیگر شبیه سال ۱۳۵۹ نبود. دشمن دیگر الزاما برای اشغال یک شهر یا عبور از مرز، لشکرهای زرهی خود را وارد خاک ایران نمی‌کرد. تهدیدها پیچیده‌تر شده بودند؛ از حملات هوایی و موشکی و ترور گرفته تا عملیات سایبری، جنگ اطلاعاتی و فشارهای چندلایه سیاسی و اقتصادی. در چنین شرایطی، طبیعی بود که هندسه دفاعی ایران نیز تغییر کند.
نبرد ۱۲ روزه و جنگ ۴۰ روزه را باید در همین چارچوب دید. در این مواجهه‌ها، مسئله فقط پاسخ به یک حمله نبود مسئله این بود که دشمن بداند اقدام علیه ایران، هزینه‌ای واقعی و غیرقابل حذف از محاسباتش خواهد داشت.
اینجاست که بازدارندگی فعال معنا پیدا می‌کند یعنی کشور تنها به استحکام مرزهای خود اکتفا نکند، بلکه توانایی پاسخ، سرعت پاسخ و دامنه پاسخ را نیز در محاسبات امنیتی خود وارد کند. به زبان ساده، دشمن باید بداند اگر زمین بازی را تغییر دهد، ایران نیز توانایی تغییر محاسبات او را دارد. البته در تحلیل این تحول نباید گرفتار یک خطای رایج شد و همه‌چیز را به دوگانه میدان و دیپلماسی فروکاست.
امنیت ملی با یک ابزار ساخته نمی‌شود. قدرت نظامی، اطلاعاتی، اقتصادی، رسانه‌ای و دیپلماتیک، اجزای یک منظومه واحد هستند. میدان می‌تواند پشتوانه دیپلماسی باشد و دیپلماسی می‌تواند دستاوردهای قدرت را به نتیجه سیاسی و امنیتی تبدیل کند. همان‌طور که مذاکره بدون قدرت می‌تواند دست کشور را در برابر زیاده‌خواهی طرف مقابل خالی کند، قدرت نظامی نیز زمانی به حداکثر کارکرد خود می‌رسد که بتواند در کنار سایر ابزارهای قدرت ملی، به تامین منافع کشور کمک کند. بنابراین مسئله، انتخاب میان میدان و دیپلماسی نیست؛ مسئله ترکیب هوشمندانه ابزارهای قدرت ملی برای تامین امنیت و منافع ایران است.
این منطق با آموزه قرآن نیز بیگانه نیست. خداوند در آیه ۶۰ سوره انفال می‌فرماید: «وَأَعِدُّوا لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ ... تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّکُمْ»
مسئله فقط داشتن قدرت نیست؛ قدرت باید در محاسبات دشمن اثر بگذارد. بازدارندگی زمانی شکل می‌گیرد که طرف مقابل بداند تجاوز، هزینه‌ای واقعی دارد. از همین زاویه، قدرت موشکی، پهپادی، اطلاعاتی و دفاعی ایران را نباید صرفا مجموعه‌ای از تجهیزات نظامی دید. اینها بخشی از معماری بازدارندگی هستند؛ معماری‌ای که یکی از مهم‌ترین کارکردهایش، جلوگیری از جنگ است. اگر این سه تجربه را کنار هم بگذاریم، یک مسیر روشن دیده می‌شود: در دفاع مقدس، مسئله اصلی حفظ سرزمین و عقب راندن متجاوز بود؛ سپس این تجربه به ایجاد عمق راهبردی و افزایش هزینه تجاوز رسید و امروز در قالب بازدارندگی فعال و چندلایه ادامه پیدا کرده است. این تحول به معنای تغییر ماهیت ایران از دفاع به تجاوز نیست. ایران می‌تواند آغازگر جنگ نباشد و در عین حال اجازه ندهد دشمن، زمان، مکان و هزینه جنگ را یک‌طرفه تعیین کند.
از خاکریزهای دفاع مقدس تا جنگ‌های جدید، ابزارها و جغرافیای نبرد تغییر کرده‌اند اما اصل ثابت مانده است: «ایران آغازگر جنگ نیست، اما اجازه نمی‌دهد امنیت خود را به تصمیم دشمن گره بزند.» این شاید مهم‌ترین درس سه جنگ تحمیلی باشد، دفاع در جمهوری اسلامی یک وضعیت ایستا نیست، بلکه راهبردی پویاست که با تغییر تهدید، شکل خود را تغییر می‌دهد راهبردی که در آن، میدان و دیپلماسی نه رقیب یکدیگر، بلکه دو ابزار در خدمت یک هدف بزرگ‌ترند: حفظ امنیت، منافع و استقلال ایران.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.