۲۵ شهریور ۱۴۰۵ - ۲۲:۱۵
کد مطلب: ۲۵٬۴۱۵

سنت اعتدا به‌مثل

معمای تقوای قدرت

دکتر احمد صادقی ـ مدرس دانشگاه تهران و قم

 جهان، انسان و ارتباط آنان بر پایه توازن بنا شده‌اند؛ همان گونه که در نظام آفرینش، بقای هر پدیده‌ای در گرو پاسداری از مرزهای وجودی خویش است، در ساحت حیات اجتماعی نیز هیچ جامعه‌ای بدون توان دفاع از حریم خود دوام نمی‌آورد.

آگاه: منطق صفر و یکی ما انسان‌ها همواره در بین دو راه درمانده است؛ «سکوت و مدارا» یا «ایستادگی و تهاجم.» شاید در نگاهی سطحی، چنین تصور کنیم که ایمان با سکوت و پذیرش رنج سازگارتر است؛ اما منطق قرآنی، حقیقت را در نقطه‌ای بسیار عمیق‌تر جست‌وجو می‌کند. قرآن حکیم به انسان می‌آموزد که عدالت، آرزویی منفعلانه نیست؛ عدل، با برقراری موازنه عینی و مهار گردن‌کشان محقق می‌شود. در این نگاه، ایستادگی در برابر آغازگران ستم، نه انتقام‌جویی کور، بلکه پاسداری از اصل کرامت انسانی و صلح راستین است.  خط قرمز آغازگری؛ تفاوت میان تجاوز و قتال: منطق وحی مرز روشنی میان ستمگری و ایستادگی ترسیم می‌کند؛ در آیه ۱۹۰ سوره مبارکه بقره می‌خوانیم: «وَقَاتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ الَّذِینَ یقَاتِلُونَکمْ وَلَا تَعْتَدُوا إِنَّ اللَّهَ لَا یحِبُّ الْمُعْتَدِینَ»؛ و در راه خدا با آنان که به جنگ و دشمنی شما برخیزند جهاد کنید، لکن از حد تجاوز نکنید که خدا متجاوزان را دوست ندارد. علامه طباطبایی در تفسیر شریف المیزان ذیل این آیه کریمه، بر ظرافتی بنیادین دست می‌گذارند که اسلام مومن را از هرگونه تعدی و آغازگری در خونریزی و شکستن حریم انسانیت بازمی‌دارد (وَلَا تَعْتَدُوا)؛ اما درست از همان لحظه‌ای که طرف مقابل دست به شمشیر و تعدی گشود، رویارویی با او دیگر یک انتخاب فرعی نیست، بلکه تکلیفی توحیدی برای صیانت از حق است. خودداری از آغاز جنگ، نشانه تقوای ایمانی است؛ اما انفعال پس از هجوم دشمن، نادیده گرفتن عقلانیت و برهم زدن نظم عادلانه است.

معمای تقوای قدرت
سنت اعتدا به مثل؛ هنر مشاکله و بازدارندگی پایدار: قرآن حکیم تعادلی استوار میان فضیلت اخلاقی و اعمال اقتدار برقرار می‌سازد و اعلام می‌دارد: «فَمَنِ اعْتَدَی عَلَیکمْ فَاعْتَدُوا عَلَیهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدَی عَلَیکمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقِینَ» (سوره مبارکه بقره/۱۹۴) از حیث بلاغت، اطلاق واژه «اعتدا» بر پاسخ مومنان، بر پایه آرایه و قاعده «مشاکله» صورت گرفته است؛ یعنی پاسخ مجاهدان در واقعیت خود تجاوز نیست، بلکه استیفای حق، جبران خسارت و بازگرداندن توازن است، اما چون در برابر یک تجاوز قرار گرفته، با همان قالب بیانی توصیف می‌شود تا هم‌سنگی و تناسب پاسخ را نشان دهد. این آیه کریمه صراحتا حکم می‌کند که مهار تعدی، محتاج پاسخی هم‌تراز و متناسب (بِمِثْلِ مَا اعْتَدَی) است. پیوند این دستور با فرمان «وَاتَّقُوا اللَّهَ» یادآور می‌شود که ایجاد بازدارندگی واقعی و بازداشتن مستکبر از تکرار ستم، خود مرتبه‌ای بلند از تقواست؛ تقوایی که اجازه نمی‌دهد متجاوز احساس امنیت کند و زمین را به ورطه بی‌عدالتی بکشاند.
رد استضعاف و شکوه کرامت انسانی: در منظومه اخلاق توحیدی، پذیرش ستم و تحقیر هیچ نسبتی با معنویت ندارد. در آیات ۳۹ و ۴۰ سوره مبارکه شوری، سیمای اهل ایمان چنین توصیف شده است: «وَالَّذِینَ إِذَا أَصَابَهُمُ الْبَغْی هُمْ ینْتَصِرُونَ * وَجَزَاءُ سَیئَةٍ سَیئَةٌ مثل‌ها فَمَنْ عَفَا وَأَصْلَحَ فَأَجْرُهُ عَلَی اللَّهِ إِنَّهُ لَا یحِبُّ الظَّالِمِینَ»؛ مومنان هرگز در برابر «بغی» یعنی گردن‌کشی و تجاوز سر فرود نمی‌آورند؛ بلکه تعبیر «هُمْ ینْتَصِرُونَ» نشان می‌دهد که یاری‌خواهی و دست به کار شدن برای دفع ستمگر، خصلت ذاتی جامعه‌ای زنده و کرامت‌مند است. اگرچه گذشت و عفو در روابط فردی و لغزش‌های شخصی ستوده شده، اما در مواجهه با طغیان‌گران متجاوز، پاسخ متقابل و قاطع، تنها نسخه تضمین‌کننده بقا و عدالت است.
فلسفه تولید اقتدار؛ بازدارندگی پیش از وقوع فاجعه: اسلام انباشت قدرت را نه برای سلطه‌گری و کشورگشایی، بلکه برای ایجاد بازدارندگی و سلب جرات تهاجم از بدخواهان واجب شمرده است: «وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَمِنْ رِبَاطِ الْخَیلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّکمْ» (سوره مبارکه انفال/۶۰) هدف اساسی از دستور «وَأَعِدُّوا»، کلمه کلیدی «تُرْهِبُونَ» است؛ یعنی ایجاد چنان سطحی از اقتدار که در اتاق‌های محاسباتی دشمن، فکر دست‌درازی و تعدی به بن‌بست برسد. دفاع عقلانی، منتظر ماندن در سنگر تا اصابت نخستین ضربه دشمن نیست؛ بلکه پیش‌دستی در کور کردن ابزارهای تهدید، زمینگیر کردن دشمن در مبدأ و کشاندن دایره مهار به فراتر از خطوط آسیب‌پذیر، امتداد عینی و عملیاتی همین قاعده حکیمانه است. 
سنت «دفع»؛ سازوکار الهی برای بقای زمین: واقعا اگر نیروی بازدارنده‌ای در برابر زیاده‌خواهان قد علم نکند، چه سرنوشتی در انتظار جامعه بشری خواهد بود؟ سنت تاریخی و تغییرناپذیر الهی در سوره مبارکه بقره پاسخی شفاف به این پرسش می‌دهد که «وَلَوْلَا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَفَسَدَتِ الْأَرْضُ وَلَکنَّ اللَّهَ ذُو فَضْلٍ عَلَی الْعَالَمِینَ» (سوره مبارکه بقره/۲۵۱). دفع شر متجاوزان به وسیله اهل حق، مجرای تحقق فضل پروردگار برای بقای تمدن مردمی است. هنگامی که دست قدرت طاغوت‌ها بدون مانع رها شود، همه مراکز هدایت و حیات طیبه نابود خواهند شد. بر این اساس، ضربه‌های قاطع علیه کانون‌های تجاوز، هجوم به انسانیت نیست؛ بلکه تجلی سنت دفع فساد و صیانت از زیست انسانی است.
سخن پایانی؛ دفاع در بینش حکیمانه قرآن، یک انفعال موضعی یا چشم دوختن به ترحم متجاوزان نیست؛ بلکه حقیقتی متکی بر عقلانیت، کرامت و سنن لایتغیر الهی است. گذار از حالت پذیرش ضربه به پاسخ‌های کوبنده، ترجمان عینی سنت اعتدا به مثل است. جامعه مومن هرگز آغازگر ظلم نیست، اما در برابر آغازگران تجاوز، آنچنان مقتدرانه پاسخ می‌دهد که آتش طغیان مهار شود و افق امن و عادلانه‌ای برای مردم (النّاس) رقم بخورد.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.