همسویی حزب مؤتلفه اسلامی به عنوان تشکل اصولگرا و حزب ندای ایرانیان از احزاب فعال در جبهه اصلاحات در قالب یادداشت مشترک، نمادی از اولویت یافتن مصلحت ملی بر جناح‌بندی‌های سیاسی و تلاشی هدفمند برای ایجاد چتر حمایتی گسترده پیرامون دولت است. این حرکت نمادین، در کنار عملیاتی شدن طرح «گفتمان ملی» حزب سبز با تایید رئیس‌جمهور، نشان‌دهنده گذار از فضای قطب‌بندی‌های شدید به سمت رویکرد جذب حداکثری و نهادینه‌سازی وحدت از طریق بازوی احزاب است. اهمیت این تحولات در آن است که ایجاد انسجام داخلی، نه تنها شکاف‌های سیاسی دیرینه را ترمیم می‌کند، در اصل به عنوان دیوار دفاعی نفوذناپذیر در برابر فشارهای خارجی، پیش‌نیاز اصلی ثبات سیاسی به حساب می‌آید.

همسویـی احزاب؛ گامی به سوی گفتمان ملی

آگاه: جرقه این اقدام با انتشار یادداشت مشترک سید شهاب‌الدین طباطبایی و محمدعلی امانی پیرامون اهمیت سفر رئیس‌جمهور به نیویورک و ضرورت حفظ انسجام ملی آغاز شد. در بخشی از این یادداشت آمده است: «نطق رئیس‌جمهور، جناب آقای مسعود پزشکیان در هشتادویکمین مجمع عمومی سازمان ملل متحد، فرصتی کم‌نظیر برای تبیین دیدگاه‌های جمهوری اسلامی ایران درباره مسائل حیاتی منطقه و جهان، حاکمیت ملی، برقراری صلح، دیپلماسی فعال، توان دفاعی و صیانت از حقوق ملت ایران در یک تریبون بین‌المللی بود.»
نویسندگان این یادداشت تصریح کرده‌اند: تفاوت دیدگاه‌های سیاسی نباید به تفاوت در «تعلق ملی» و نادیده گرفتن مصالح عالیه کشور منجر شود. از دیدگاه آنها، در شرایط حساس کنونی، انسجام اجتماعی دیگر یک توصیه اخلاقی یا شعار سیاسی نیست، به عنوان یکی از الزامات بنیادین حکمرانی، امنیت ملی و اقتدار کشور تلقی می‌شود. لذا بر این باورند که تمامی جریان‌های سیاسی، احزاب، نخبگان، رسانه‌ها و مسئولان باید ضمن حفظ هویت و مبانی فکری خود، از تبدیل اختلاف سلیقه به تقابل اجتماعی و از تبدیل رقابت سیاسی به فرسایش سرمایه‌های ملی پرهیز کنند.
نکته حائز اهمیت در یادداشت مذکور، تضاد سیاسی این دو حزب است. حزب مؤتلفه اسلامی به عنوان یکی از قدیمی‌ترین، ریشه‌دارترین و سنتی‌ترین احزاب اصولگرا و حزب ندای ایرانیان به عنوان جریانی نوپا و جوان در طیف اصلاح‌طلبان شناخته می‌شوند که هر دو در دو قطب کاملا متفاوت از کنشگری سیاسی و تشکیلاتی فعالیت می‌کنند. هم‌سویی این دو طیف، پیامی صریح به جامعه و افکار عمومی دارد: دوران تقابل‌های جناحی فرسایشی به پایان رسیده یا دست‌کم، اولویت‌های ملی بر منافع گروهی ارجح گشته است. وقتی دو حزب با چنین پیشینه‌های متفاوتی در کنار هم می‌ایستند، یعنی «مصلحت ملی» به عنوان تنها معیار تصمیم‌گیری پذیرفته شده است. همچنین تقدیر مشترک از مواضع رئیس‌جمهور، حکایت از تلاش برای ایجاد پشتوانه سیاسی جامع برای قوه مجریه است تا دولت در مواجهه با چالش‌ها، از حمایت طیف‌های گوناگون سیاسی برخوردار باشد.
علاوه بر این، تاکید بر این عبارت که «تفاوت دیدگاه سیاسی نباید به تفاوت در تعلق ملی منجر شود»، پاسخی قاطع به سال‌ها فضای تفرقه‌ای است که در آن، هرگونه نقد سازنده یا تفاوت نظر، به اشتباه به عنوان عدم تعهد ملی تعبیر می‌شد.

از شعار تا اجرا؛ تحلیل طرح «گفتمان ملی»
اگر این یادداشت مشترک را در کنار اظهارات حسین کنعانی‌مقدم و طرح حزب سبز قرار دهیم، تصویر بزرگ‌تر و نظام‌مندی نمایان می‌شود. اجرای طرحی با عنوان «گفتمان ملی» با تایید رئیس‌جمهور و حمایت وزارت کشور و خانه احزاب، نشان می‌دهد ما با یک برنامه نظام‌مند روبه‌رو هستیم، نه یک اتفاق تصادفی یا واکنشی.
در همین راستا، جناب کنعانی‌مقدم در چهار مهر در گفت‌وگویی با «مهر» با اشاره به برگزاری جلسات متعدد در وزارت کشور، تصریح کرد: گفت‌وگوهای ملی برای ایجاد وحدت و انسجام، به عنوان یک اصل راهبردی در پنج محور مشخص اجرا خواهد شد و وزارت کشور با به‌کارگیری تمامی امکانات و معاونت‌های مربوطه، از این مسیر حمایت می‌کند.
وی با تشریح پنج محور کلیدی این طرح، موارد زیر را برشمرد:
۱. برپایی گفت‌وگوهای ملی گسترده.
۲. تشکیل کمیته‌های مشترک بین احزاب و دولت جهت حل مسائل جاری کشور.
۳. تقویت شفافیت، اعتمادسازی و نقش‌پذیری دولت.
۴. مشارکت احزاب در فرآیندهای تصمیم‌گیری.
۵. ارتقای مشارکت اجتماعی.

نتیجه‌گیری: نهادینه‌سازی وحدت در برابر تهدیدات
برخلاف شعارهای کلی و انتزاعی درباره وحدت، در اینجا با طرح پیشنهادی از نوع گفتمان ملی روبه‌رو هستیم؛ این یعنی وحدت در حال تبدیل شدن به پروسه اجرایی است. بهره‌گیری از پتانسیل خانه احزاب به عنوان بستر این گفتمان، پیامی روشن دارد؛ دولت در صدد است فضای سیاسی کشور را از حالت شخصی‌محور به نهادمحور تغییر دهد.
در شرایطی که فشار اقتصادی و تهدیدات سخت و نرم دشمن متجاوز علیه کشور استمرار دارد، گفتمان ملی ابزاری برای جلب همکاری حداکثری سیاسیون در جهت یاری رساندن به دولت است؛ همان رویکردی که شخص رئیس‌جمهور همواره بر ضرورت آن تاکید می‌کند. دولت به خوبی واقف است که دودستگی‌های داخلی، بیش از هر چیز به سود ایالات متحده آمریکا و رژیم صهیونیستی تمام می‌شود. از این رو، قرار دادن تمامی احزاب و شخصیت‌های سیاسی زیر چتر «گفتمان ملی»، در واقع ایجاد دیوار دفاعی ملی در مقابل دشمن تحلیل می‌شود.
طرح گفتمان ملی و یادداشت‌های مشترک چهره‌های حزبی، تلاشی راهبردی است تا هیچ گروه سیاسی که در چارچوب قانون فعالیت می‌کند، احساس انزوا و دوری از جریان تصمیم‌سازی نکند. حقیقت آن است که هرگاه دولت موفق شود طیف‌های متنوع سیاسی ـ از حزب مؤتلفه اسلامی تا ندای ایرانیان، حزب سبز و... را در فرآیند «گفتمان ملی» سهیم کند، پذیرش تصمیمات کلان اقتصادی، سیاسی و اجتماعی برای مردم و نخبگان تسهیل خواهد شد چرا که در چنین بستری، جامعه احساس می‌کند در اتخاذ این تصمیمات حساس، دیدگاه‌های مختلف شنیده شده و خروجی کار، برآمده از اجماع ملی است، نه تصمیم تک‌بعدی.
به طور کلی، مجموع این تحولات گویای آن است که ضرورت «هم‌افزایی ملی»، بر هرگونه تفاوت دیدگاه سیاسی پیشی گرفته است. یادداشت مشترک احزاب و پیگیری طرح گفتمان ملی، در واقع دعوتی برای عبور از فضای تقابل‌های فرسایشی و ورود به عصر «همیاری ملی» است. با توجه به حجم بالای مسئولیت‌های خطیر و تکالیف سنگینی که بر دوش دولت در قبال بهبود معیشت و رفاه مردم قرار دارد، نقش احزاب دیگر نباید صرفا در مقام نقد یا رقابت‌های انتخاباتی باشد. تشکل‌ها باید به عنوان بازوانی اثرگذار و مشورتی برای یاری رساندن به دولت در پیشبرد برنامه‌های توسعه‌ای عمل کنند. هرچه این هم‌گرایی عمیق‌تر و اصیل‌تر شود، دولت با پشتوانه مردمی و سیاسی بیشتری در مسیر اجرای تکالیف خود گام برمی‌دارد و این هم‌سویی راهبردی، تضمین‌کننده سرعت بخشیدن به گشایش گره‌های موجود و پیشبرد برنامه‌های مهم در شرایط فعلی خواهد بود.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.