آگاه: احسان آقاجانی، رئیس کمیته گردشگری صنعتی و هوش مصنوعی در اصفهان معتقد است: این نوع حکمرانی هوشمند را نباید صرفا معادل دیجیتالی ‌کردن خدمات یا استفاده از چند ابزار فناورانه دانست. گفت‌وگوی «آگاه» با او را در ادامه می‌خوانید:

 «حکمرانی هوشمند در مقصد گردشگری» چه تفاوتی با حکمرانی سنتی گردشگری دارد؟
در الگوی سنتی، تصمیم‌ها عمدتا به‌صورت متمرکز و از سوی نهادهای دولتی اتخاذ می‌شوند و سایر بازیگران، از جامعه محلی و بخش خصوصی گرفته تا گردشگران و کسب‌وکارهای نوآور، غالبا نقش محدودی در فرآیند تصمیم‌سازی دارند. در حالی که مقصد گردشگری یک سیستم چندبازیگری است و نمی‌توان آن را صرفا با یک ساختار اداری مدیریت کرد.
در حکمرانی هوشمند، دولت از نقش صرفا تصدی‌گر فاصله گرفته و بیشتر به سمت تنظیم‌گری، تسهیل‌گری و ایجاد بستر همکاری حرکت می‌کند. بخش خصوصی به بازوی نوآوری و اجرا تبدیل می‌شود؛ جامعه محلی در فرآیند تصمیم‌گیری و صیانت از منافع و هویت مقصد مشارکت می‌کند و گردشگر نیز تنها مصرف‌کننده خدمات نیست، بلکه می‌تواند به‌عنوان یک بازیگر، تولیدکننده داده و مشارکت‌کننده در بهبود تجربه مقصد ایفای نقش کند. بنابراین، تغییر اصلی از «مدیریت مقصد» به سمت حکمرانی یک شبکه از بازیگران مقصد است.

 مهم‌ترین چالش‌هایی که مانع تحقق حکمرانی هوشمند در مقاصد گردشگری می‌شوند، چیست؟
بر اساس یافته‌های پژوهش، یکی از مهم‌ترین چالش‌ها، غلبه ساختارهای متمرکز و بروکراتیک و ضعف هماهنگی میان نهادهای متولی گردشگری است. هنگامی که دستگاه‌ها و سازمان‌های مختلف هرکدام بخشی از مقصد را بدون سازوکار هماهنگ مدیریت کنند، نتیجه آن پراکندگی تصمیم‌ها، تعارض منافع و کاهش کارآمدی خواهد بود.
چالش دوم، فاصله گرفتن تصمیم‌گیری از داده و شواهد است. در یک مقصد هوشمند، تصمیم‌گیرنده باید بتواند بر اساس داده‌های واقعی درباره جریان گردشگران، ظرفیت زیرساخت‌ها، ترافیک، محیط‌زیست، رضایت گردشگران، رفتار بازار و سایر شاخص‌های مقصد تصمیم بگیرد نه صرفا بر اساس برداشت‌های فردی یا اطلاعات پراکنده.
چالش دیگر، ضعف زیرساخت‌های دیجیتال و مقاومت سازمانی در برابر تغییر است. البته فناوری به‌تنهایی مشکل را حل نمی‌کند. اگر ساختار نهادی، فرآیندهای مدیریتی و روابط میان بازیگران اصلاح نشود، حتی پیشرفته‌ترین فناوری‌ها نیز نمی‌توانند حکمرانی هوشمند ایجاد کنند. از این منظر، حکمرانی هوشمند قبل از آنکه یک پروژه فناوری باشد، یک پروژه تحول نهادی و مدیریتی است.

 هوش مصنوعی و داده‌های بزرگ چه نقشی در تحقق حکمرانی هوشمند مقاصد گردشگری دارند؟
هوش مصنوعی می‌تواند یکی از پیشران‌های اصلی حکمرانی هوشمند باشد؛ اما باید جایگاه آن را دقیق تعریف کنیم. هوش مصنوعی قرار نیست جایگزین مدیران و سیاست‌گذاران شود، بلکه می‌تواند ظرفیت تحلیل، پیش‌بینی و پشتیبانی از تصمیم‌گیری را ارتقا دهد. تصور کنید یک مقصد گردشگری بتواند به‌صورت لحظه‌ای اطلاعات مربوط به حجم ورود گردشگران، ترافیک، ظرفیت پارکینگ، کیفیت محیط‌زیست، میزان تولید پسماند و بازخورد گردشگران در شبکه‌های اجتماعی را دریافت و تحلیل کند. در چنین شرایطی، مدیر مقصد می‌تواند به‌جای واکنش پس از وقوع بحران، از تحلیل‌های پیش‌بینانه برای مدیریت آن استفاده کند. ترکیب هوش مصنوعی، داده‌های بزرگ، اینترنت اشیا، سامانه‌های اطلاعات جغرافیایی و تحلیل‌های پیش‌بینانه می‌تواند به ایجاد یک نظام تصمیم‌گیری هوشمند کمک کند.
اما یک اصل مهم وجود دارد: کیفیت تصمیم هوشمند، به کیفیت داده، زیرساخت نهادی و نحوه مشارکت بازیگران وابسته است. بنابراین نباید تصور کنیم که صرفا با خرید یک سامانه یا استفاده از یک ابزار هوش مصنوعی، مقصد به مقصد هوشمند تبدیل خواهد شد.

 در پژوهش شما، «پلتفرم حکمرانی هوشمند مقصد» چه کارکردهایی می‌تواند داشته باشد؟
یکی از پیشنهادهای مهم پژوهش، حرکت به سمت ایجاد یک پلتفرم حکمرانی هوشمند مقصد گردشگری است؛ پلتفرمی که بتواند اطلاعات و تعاملات بازیگران مختلف را در یک محیط یکپارچه گردآوری و مدیریت کند. این پلتفرم می‌تواند چهار کارکرد اصلی داشته باشد. نخست، داشبورد پایش هوشمند مقصد که داده‌های لحظه‌ای و شاخص‌های کلیدی مانند جریان گردشگران، ترافیک، ظرفیت پارکینگ، کیفیت هوا، پسماند و بازخورد گردشگران را نمایش دهد. دوم، سامانه GIS یکپارچه برای تحلیل فضایی کاربری زمین، مناطق حفاظت‌شده، زیرساخت‌های گردشگری و پروژه‌های توسعه‌ای. سوم، درگاه مشارکت.
شهروندان و ذی‌نفعان که امکان ارائه پیشنهاد، گزارش مسائل، شرکت در نظرسنجی‌ها و مشاهده وضعیت پروژه‌ها را فراهم کند و چهارم، محیط کار مشترک بین سازمان‌ها و بازیگران مقصد برای مدیریت پروژه‌ها، اسناد، وظایف و میزان پیشرفت اقدامات مشترک. اهمیت این پلتفرم در این است که فناوری را از یک ابزار منفرد به زیرساخت هماهنگی، شفافیت، مشارکت و تصمیم‌گیری در مقصد تبدیل می‌کند.

 اگر بخواهیم حکمرانی گردشگری را در ایران از وضعیت موجود به سمت یک الگوی حکمرانی هوشمند حرکت دهیم، این گذار باید از کجا آغاز شود؟
به اعتقاد من، نقطه آغاز، خرید فناوری نیست بلکه بازطراحی حکمرانی مقصد است. فناوری زمانی اثربخش خواهد بود که ساختار نهادی و روابط میان بازیگران نیز متناسب با آن تغییر کند.
در این مسیر می‌توان چهار جهت‌گیری اساسی را دنبال کرد نخست، توسعه زیرساخت‌های هوشمند و ایجاد نظام یکپارچه داده؛ دوم، بازطراحی ساختارهای حکمرانی و ایجاد سازوکارهای هماهنگی میان دستگاه‌ها؛ سوم، توانمندسازی و شبکه‌سازی میان بازیگران مقصد و چهارم، حرکت به سمت توسعه یکپارچه مقصد و برندسازی هوشمند. در نهایت، مقصد هوشمند مقصدی نیست که صرفا فناوری بیشتری داشته باشد؛ بلکه مقصدی است که بهتر می‌بیند، بهتر می‌فهمد، بهتر تصمیم می‌گیرد و بهتر همکاری می‌کند.
اگر بخواهیم گردشگری را به سمت پایداری، تاب‌آوری و رقابت‌پذیری هدایت کنیم، باید از نگاه بخشی و جزیره‌ای فاصله بگیریم و به سمت حکمرانی شبکه‌ای، داده‌محور، مشارکتی و انسان‌محور حرکت کنیم. آینده گردشگری، تنها در گرو ساخت هتل، جاذبه یا زیرساخت جدید نیست؛ بلکه در گرو توانایی ما برای ایجاد یک نظام حکمرانی است که بتواند ظرفیت‌های دولت، بخش خصوصی، جامعه محلی، دانشگاه، فناوری و خود گردشگران را در یک شبکه هماهنگ و هوشمند به هم پیوند دهد.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.