فاطیما کریمی- خبرنگار اجتماعی آگاه: باران، برف، گرما و سرما فقط پدیده‌های جوی نیستند، آزمونی برای ساختمان‌هایی هستند که گاهی بدون توجه کافی به اقلیم هر منطقه ساخته می‌شوند. باران که شدت می‌گیرد، مسئله فقط خیس شدن خیابان‌ها نیست. در بعضی شهرها آب وارد خانه‌ها می‌شود، در برخی مناطق دیوارها و سقف‌ها آسیب می‌بینند و گاهی خبر فروریختن بناهایی که حتی عمر چندانی از ساخت آنها نگذشته، دوباره مطرح می‌شود.

شهرهای یک ‌شکل در سرزمین چهار فصل
معماری سنگی در دامنه کوه‌ها به دلیل وجود سنگ در کوه‌های زاگرس و جلوگیری از ورود سرما به داخل

آگاه: برف سنگین هم می‌تواند برای سقف و سازه ساختمان‌ها یک آزمون جدی باشد و در سوی دیگر، موج‌های گرما و سرمای شدید، ساختمان‌هایی را که متناسب با شرایط اقلیمی منطقه طراحی نشده‌اند، به مصرف‌کنندگان بزرگ انرژی تبدیل می‌کنند. این اتفاق‌ها یک پرسش مهم را پیش روی شهرهای ایران قرار می‌دهد اینکه آیا هنوز خانه‌ها را متناسب با اقلیم هر منطقه می‌سازیم یا الگوی ساخت‌وساز در بسیاری از شهرها به سمت یک ‌شکل شدن پیش رفته است؟

به گزارش «آگاه» ایران کشوری است که در یک سوی آن مناطق مرطوب شمالی و سواحل جنوبی قرار دارند، در بخش‌هایی از کشور اقلیم کوهستانی و سرد حاکم است و در مناطق وسیعی نیز با اقلیم گرم و خشک روبه‌رو هستیم. طبیعی است که ساختمانی که در یک منطقه مرطوب و پربارش ساخته می‌شود، با ساختمانی که قرار است در یک منطقه گرم و خشک یا سردسیر ساخته شود، نیازهای یکسانی نداشته باشد. معماری سنتی ایران نیز تا حد زیادی همین تفاوت را نشان می‌دهد. در معماری مناطق گرم و خشک، حیاط مرکزی، سایه، ضخامت دیوارها و شیوه قرارگیری فضاها در برابر تابش خورشید اهمیت داشته است. در مناطق گرم و مرطوب، اندازه و محل پنجره‌ها، جریان هوا و امکان تهویه طبیعی اهمیت بیشتری پیدا می‌کرد. در مناطق سردسیر نیز فرم بنا، ضخامت پوسته ساختمان و نحوه مواجهه با سرمای بیرون، بر طراحی اثر می‌گذاشت. در مناطق شمالی کشور نیز رطوبت و بارش فراوان، معماری متفاوتی ایجاد کرده بود. فاصله دادن برخی سازه‌های سنتی از زمین و استفاده از مصالح و شیوه‌های ساخت متناسب با رطوبت، بخشی از همین سازگاری با محیط بود. ساخت کندوج جدا در خانه‌های گیلان، نمونه‌ای از سازه‌هایی هستند که برای نگهداری محصول و دور نگه داشتن آن از رطوبت و عوامل آسیب‌زا طراحی شده‌اند.

به اقلیم در معماری بی‌توجهی می‌شود
مسئله امروز فقط شکل ظاهری خانه‌ها نیست. معماری نامتناسب با اقلیم می‌تواند بر عملکرد ساختمان نیز اثر بگذارد. ساختمانی که در منطقه‌ای سردسیر با طراحی نامناسب ساخته شود، ممکن است برای رسیدن به دمای مطلوب به انرژی بیشتری برای گرمایش نیاز داشته باشد. در مناطق گرم نیز اگر پوسته ساختمان، سایه‌اندازی، پنجره‌ها و جهت‌گیری بنا متناسب با شرایط محیطی نباشد، بار سرمایشی ساختمان افزایش پیدا می‌کند. در مناطق مرطوب نیز رطوبت و بارندگی، موضوعاتی هستند که باید در انتخاب مصالح، جزئیات اجرایی، عایق‌کاری، آب‌بندی، شیوه دفع آب و طراحی بنا مورد توجه قرار گیرند.
بنابراین بحث فقط این نیست که خانه در باران خراب می‌شود یا خانه در گرما گرم می‌شود. مسئله بزرگ‌تر، هزینه‌ای است که از بی‌توجهی به شرایط اقلیمی به ساختمان و ساکنان آن تحمیل می‌شود؛ از افزایش مصرف انرژی و هزینه خانوار گرفته تا افزایش آسیب‌پذیری ساختمان در برابر برخی شرایط جوی.
ساختمان‌های جدید در بسیاری از شهرها از نظر فرم، مصالح و الگوی ساخت، شباهت بیشتری به یکدیگر پیدا کرده‌اند؛ آپارتمان‌هایی با فرم‌های مشابه که گاهی بدون توجه جدی به تفاوت‌های اقلیمی، فرهنگی و جغرافیایی مناطق ساخته می‌شوند. از سوی دیگر، ساخت‌وساز امروز بیش از گذشته به ساختمان‌های چندطبقه و متراکم وابسته شده است. بنابراین اگر طراحی و اجرای ساختمان، تاسیسات شهری، شبکه دفع آب‌های سطحی و انتخاب محل ساخت متناسب با شرایط منطقه نباشد، بارش شدید می‌تواند خسارت‌هایی فراتر از یک ساختمان ایجاد کند.
البته قرار نیست ساختمان امروز دقیقا به شکل خانه‌های چند صد سال قبل ساخته شود. جمعیت، فناوری، مصالح، سبک زندگی، تراکم شهری و نیازهای امروز تغییر کرده است. اما پرسش این است که آیا می‌توان دانش اقلیمی معماری گذشته را با فناوری ساختمان امروز ترکیب کرد؟ برای مثال، استفاده از عایق‌های جدید، شیشه‌های مناسب، پوسته‌های ساختمانی کارآمد، سایه‌بان، تهویه طبیعی، مدیریت آب باران و طراحی متناسب با جهت تابش خورشید می‌تواند بخشی از پاسخ امروز باشد. در واقع، مسئله بازگشت نوستالژیک به معماری سنتی نیست؛ مسئله استفاده از منطق آن معماری در ساختمان مدرن است.

یک نسخه برای همه!
ایران را نمی‌توان از نظر اقلیمی یک سرزمین یکدست دانست. خانه‌ای که برای یک شهر مرطوب طراحی می‌شود، الزاما نباید همان ویژگی‌هایی را داشته باشد که یک خانه در منطقه گرم و خشک یا یک شهر سردسیر دارد.
اگر مسیر طبیعی آب بسته شده باشد، شبکه دفع آب‌های سطحی ظرفیت کافی نداشته باشد، ساخت‌وساز در حریم یا بستر نامناسب انجام شده باشد یا پوشش طبیعی زمین از بین رفته باشد، حتی ساختمان‌هایی که از نظر سازه‌ای مناسب هستند نیز ممکن است در برابر سیلاب با مشکل مواجه شوند. بنابراین سازگاری با اقلیم باید از مقیاس ساختمان فراتر برود و به مقیاس محله و شهر برسد.
شهر اقلیم‌محور، شهری است که هنگام توسعه آن فقط به تعداد واحدهای مسکونی، تراکم و ارزش زمین توجه نمی‌شود؛ بلکه بارش، روان‌آب، دما، باد، تابش، رطوبت، پوشش گیاهی و مخاطرات طبیعی نیز در تصمیم‌گیری وارد می‌شوند. مسئله این نیست که تمام شهرهای ایران باید شبیه معماری گذشته خود ساخته شوند؛ مسئله این است که خانه ایرانی امروز، هر جا که ساخته می‌شود، باید بداند در چه اقلیمی قرار گرفته است. خانه‌ای که در شمال ساخته می‌شود، با خانه‌ای در کویر، کوهستان یا ساحل نباید الزاما یک پاسخ معماری داشته باشد. فناوری می‌تواند ساختمان‌ها را مدرن‌تر کند، اما نمی‌تواند قوانین اقلیم را حذف کند.
 

معماری برای روزهای غیرعادی

شهرهای یک ‌شکل در سرزمین چهار فصل

سیدمحمد بهشتی، معمار: ایران سرزمینی ایستا و قابل پیش‌بینی نیست. اقلیم متنوع، زلزله‌خیزی، خشکسالی، سیل، طوفان، بارش‌های سنگین و تغییرات شدید آب‌وهوایی، بخشی از واقعیت زندگی در این سرزمین بوده است. با این حال، معماری و شیوه زندگی ایرانیان در دوره‌های مختلف تاریخی نشان می‌دهد که مردم ناچار بوده‌اند خود را با همین شرایط سازگار کنند؛ نه اینکه طبیعت را از معادله زندگی حذف کنند.
یکی از مشکلات امروز، فراموش کردن همین تجربه تاریخی است. زلزله پدیده تازه‌ای در ایران نیست و نسل‌های گذشته بارها با آن مواجه شده‌اند. بنابراین آثار تاریخی را نباید فقط بناهایی دانست که باید در برابر زلزله و سایر حوادث محافظت شوند؛ خود این بناها و الگوهای شکل‌گیری آنها می‌توانند منبعی برای شناخت شیوه مواجهه ایرانیان با بحران‌های طبیعی باشند.
نمونه مهمی که در این زمینه مطرح می‌شود، برف سنگین گیلان است. در سال ۱۳۸۳ بارش برف در رشت موجب پایین آمدن حدود ۲۷ هزار سقف شد. ارتفاع برف به حدود ۱۶۰ سانتی‌متر رسید و در حالی که در آن زمان بارش تا ۷۵ سانتی‌متر در محاسبات آیین‌نامه‌ای در نظر گرفته شده بود، بسیاری از سقف‌ها نتوانستند این بار را تحمل کنند.
اما روایت‌های مربوط به برف‌های سنگین سال‌های ۱۳۵۱ و ۱۳۲۷ پرسش مهمی ایجاد می‌کند. ساختمان‌های قدیمی رشت، با وجود استفاده بسیار کمتر از بتن و فولاد، در آن دوره‌ها آسیب گسترده‌ای مانند حادثه سال ۱۳۸۳ نشان ندادند. این موضوع دست‌کم ارزش بررسی یک پرسش را دارد: آیا معماری گذشته، به دلیل شناخت دقیق‌تر از شرایط اقلیمی و تجربه رخدادهای شدید، خود را برای شرایطی فراتر از وضعیت عادی آماده می‌کرد؟
همین پرسش درباره شهرهایی مانند ماسوله نیز مطرح است. سیلاب‌های دوره‌ای این منطقه پدیده تازه‌ای نیستند و زندگی در ماسوله در طول زمان با شناخت همین خطر شکل گرفته است. در چنین معماری‌ای، هدف لزوما حذف کامل خطر یا ساخت سازه‌ای برای مقابله مطلق با طبیعت نبوده، بلکه گاهی سازه و فضای شهری به شکلی شکل می‌گرفت که بتواند پیامدهای یک حادثه را محدود کند و امکان ادامه زندگی را فراهم آورد.
این تفاوت، یک مسئله مهم در معماری امروز را پیش می‌کشد: ساختمان را برای شرایط معمول می‌سازیم یا برای واقعیت‌های اقلیمی و بحران‌های احتمالی منطقه؟
در سرزمینی که ممکن است یک منطقه سال‌ها با شرایط عادی روبه‌رو باشد اما در یک دوره کوتاه با بارش سنگین، سیل، برف یا گرمای شدید مواجه شود، توجه صرف به میانگین‌های آب‌وهوایی کافی نیست. رخدادهای شدید، هرچند کم‌تکرار باشند، می‌توانند خسارت بسیار بیشتری ایجاد کنند و همین موضوع ضرورت شناخت اقلیم هر منطقه در طراحی ساختمان و شهر را نشان می‌دهد. این مسئله فقط به شکل ساختمان محدود نمی‌شود. انتخاب مصالح، نحوه طراحی سقف، محل قرارگیری بنا، شیوه هدایت آب باران، نوع پوشش نما و حتی چگونگی ارتباط ساختمان با فضای شهری، همگی می‌توانند تحت تاثیر شرایط اقلیمی قرار بگیرند. در معماری سنتی ایران، بسیاری از این تصمیم‌ها در طول زمان و بر اساس تجربه ساکنان هر منطقه شکل گرفته بود.
حتی انتخاب مصالح نیز بخشی از همین تجربه بود. استفاده از مصالح بومی، ضخامت دیوارها، نوع سقف، ایجاد حیاط مرکزی، بادگیر، سایه‌اندازی یا بالا آوردن بنا از سطح زمین، در مناطق مختلف پاسخ‌هایی به شرایط متفاوت آب‌وهوایی و محیطی بودند. این تفاوت‌ها نشان می‌دهد که معماری ایرانی یک نسخه واحد برای تمام کشور نداشت؛ خانه‌ای که در یزد ساخته می‌شد الزاما قرار نبود همان ویژگی‌های خانه‌ای در گیلان یا مناطق سردسیر را داشته باشد.
در مقابل، یکی از پرسش‌های جدی درباره ساخت‌وساز امروز این است که آیا با وجود تفاوت شدید اقلیم‌های ایران، الگوهای ساختمانی به سمت یکسان‌ شدن حرکت نکرده‌اند؟ اگر چنین باشد، نتیجه آن فقط از بین رفتن هویت معماری مناطق مختلف نیست؛ بلکه می‌تواند مسئله‌ای فنی و مرتبط با تاب‌آوری ساختمان و شهر نیز باشد.
البته نمی‌توان هر تخریب ناشی از بارش، برف یا سیل را صرفا به نوع معماری نسبت داد. کیفیت اجرا، مصالح، طراحی سازه، تغییرات غیرمجاز در ساختمان، نگهداری، مکان‌یابی بنا و وضعیت شبکه‌های شهری نیز در میزان خسارت نقش دارند. اما همین عوامل، ضرورت نگاه اقلیمی به ساخت‌وساز را پررنگ‌تر می‌کنند. شاید مسئله اصلی این باشد که تجربه تاریخی معماری ایران را نباید صرفا به عنوان میراثی زیبا برای تماشا در نظر گرفت. پشت بسیاری از این فرم‌ها و شیوه‌های ساخت، تجربه نسل‌هایی قرار دارد که می‌دانستند با کم‌آبی، گرما، سرما، باران، برف و سیل چگونه زندگی کنند. استفاده از فناوری و دانش روز ضروری است، اما این دانش زمانی می‌تواند پاسخ مناسب‌تری برای هر منطقه ایجاد کند که با شناخت ویژگی‌های همان سرزمین همراه شود. مسئله امروز شاید بازگشت به معماری گذشته نباشد مسئله، به یاد آوردن منطق آن معماری است: اینکه هر سرزمین ویژگی‌های خودش را دارد و ساختمان نیز باید بخشی از پاسخ به همان ویژگی‌ها باشد.

شهرهای یک ‌شکل در سرزمین چهار فصل

استفاده از نمدهای پشمی برای ساخت آلاچیق ترکمنی  و آسانی جابه جایی در هنگام کوچ

شهرهای یک ‌شکل در سرزمین چهار فصل

استفاده از سقف‌های شیب دار هنگام بارش باران در خانه‌های گیلانی

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.