آگاه: ایران سرزمینی با اقلیمهای گوناگون است؛ از کویرهای سوزان یزد و کرمان تا زمستانهای سرد آذربایجان و ارتفاعات زاگرس. معماران ایرانی به جای آنکه با طبیعت بجنگند، ساختمان را متناسب با اقلیم طراحی میکردند. آنها جهت تابش خورشید را میشناختند، مسیر وزش باد را بررسی میکردند، از اختلاف دمای زمین و سطح استفاده میبردند و با آب، سایه و مصالح بومی، آسایش ساکنان را فراهم میکردند.
امروز در بسیاری از ساختمانهای جدید، نخست ساختمان ساخته میشود و بعد با نصب کولر، بخاری، چیلر و تجهیزات پرمصرف، تلاش میشود شرایط قابل تحملی برای زندگی ایجاد شود. اما در خانههای سنتی، خود بنا نقش دستگاه تهویه را بازی میکرد.
کارشناسان معماری این شیوه را «معماری اقلیمی» یا «معماری همساز با طبیعت» مینامند؛ رویکردی که امروز در جهان با عنوان معماری پایدار دوباره مورد توجه قرار گرفته است. ساختمانهای کممصرف، استفاده از تهویه طبیعی، کاهش وابستگی به سوختهای فسیلی و بهرهگیری از نور و جریان هوا، از مهمترین اصول معماری سبز به شمار میرود؛ اصولی که بخش بزرگی از آنها قرنها پیش در معماری ایران اجرا شده بود.
کافی است نگاهی به خانههای تاریخی کاشان، یزد، ابرکوه، دزفول، شوشتر یا نائین بیندازیم. در هر کدام از این شهرها، راهکاری متفاوت اما هوشمندانه برای مقابله با گرمای طاقتفرسای تابستان یا سرمای زمستان به کار گرفته شده است. بادگیرهایی که هوای تازه را به اتاقها میرساندند، شوادانهایی (زیر زمین )که در دل زمین پناهگاهی خنک میساختند، حوضخانههایی که با تبخیر آب دمای فضا را پایین میآوردند، دیوارهای ضخیم خشتی که مانند یک عایق طبیعی عمل میکردند و حیاطهایی که با درخت و آب، قلب تپنده خانه بودند.
نکته جالب اینجاست که بسیاری از این خانهها پس از گذشت بیش از یک یا دو قرن، هنوز هم عملکرد خود را حفظ کردهاند. گردشگرانی که در اوج تابستان از خانه طباطباییها یا بروجردیهای کاشان، خانه لاریها در یزد یا خانههای تاریخی دزفول بازدید میکنند، نخستین چیزی که توجهشان را جلب میکند، تفاوت محسوس دمای داخل و خارج بناست. گویی ساختمان هنوز هم به همان زبانی که معمارش صدها سال پیش برایش تعریف کرده، با باد، آب و خاک گفتوگو میکند.
شاید امروز دیگر نتوان همه شهرها را مانند گذشته ساخت، اما این پرسش همچنان پابرجاست آیا در روزگاری که بحران انرژی هر سال جدیتر میشود، وقت آن نرسیده است که دوباره از خانههایی درس بگیریم که بدون مصرف برق، تابستان را خنک و زمستان را گرم میکردند؟
بادگیر همدست با طبیعت
اگر بخواهیم فقط یک اختراع را بهعنوان نماد نبوغ معماران ایرانی معرفی کنیم، بیتردید بادگیر در صدر فهرست قرار میگیرد. برجهای بلندی که هنوز بر فراز خانههای تاریخی یزد، کرمان و برخی شهرهای کویری دیده میشوند، در حقیقت سامانهای طبیعی برای تهویه هوا بودند.
بادگیرها از چند جهت دهانه داشتند تا با تغییر مسیر باد نیز بتوانند جریان هوا را به داخل خانه هدایت کنند. هوای تازه از بالای برج وارد کانالهای داخلی میشد و پس از عبور از روی حوض یا فضای مرطوب، دمای آن کاهش مییافت و وارد اتاقها میشد. همزمان، هوای گرم از مسیر دیگری خارج میشد و یک گردش دائمی هوا به وجود میآورد. همین سازوکار ساده، دمای فضای داخلی را چند درجه کاهش میداد آن هم بدون مصرف حتی یک وات برق.
یکی از مشهورترین نمونههای این فناوری، باغ دولتآباد یزد است؛ باغی که بادگیر آن با ارتفاع حدود ۳۳ متر بلندترین بادگیرهای خشتی جهان به شمار میرود. این بادگیر هنوز هم در روزهای گرم تابستان، نسیمی خنک را به تالار اصلی باغ هدایت میکند. خانه لاریها، خانه رسولیان و بسیاری از خانههای تاریخی یزد نیز نمونههای دیگری هستند که نشان میدهند بادگیر تنها یک عنصر تزئینی نبوده، بلکه بخشی از سامانه سرمایش ساختمان به حساب میآمده است.
شوادان در زیر ساختمان
اما در جنوبغرب ایران، جایی که گرمای تابستان گاه از ۵۰ درجه نیز فراتر میرود، معماران راهحلی دیگر ابداع کردند؛ شوادان.
شوادان را میتوان شاهکار معماری دزفول و شوشتر دانست. این فضاها در عمق چندمتری زمین حفر میشدند؛ جایی که دمای خاک تقریبا در تمام طول سال ثابت میماند. خانوادهها در گرمترین ساعتهای روز به شوادان میرفتند و بسیاری از فعالیتهای روزانه خود را همانجا انجام میدادند. گاهی شوادانها از طریق کانالهای زیرزمینی به یکدیگر متصل بودند و جریان طبیعی هوا در آنها برقرار میشد.
پژوهشگران معماری میگویند اختلاف دمای شوادان با فضای بیرون گاه به بیش از
۲۰ درجه سانتیگراد میرسید؛ یعنی وقتی هوای بیرون ۵۰ درجه بود، فضای داخلی شوادان دمایی نزدیک به ۳۰ درجه داشت؛ دمایی که بدون هیچ وسیله سرمایشی، قابل تحمل و حتی مطبوع بود.
در شهرهایی مانند کاشان، نائین و اصفهان نیز سرداب نقش مشابهی داشت. سرداب معمولا در پایینترین بخش خانه ساخته میشد و بسیاری از آنها به بادگیر متصل بودند. باد پس از ورود به بادگیر، به سرداب هدایت میشد و هوایی خنک را در فضای زیرزمین ایجاد میکرد. برخی خانوادهها تابستان را بیشتر در همین بخش خانه میگذراندند.
در بسیاری از خانههای تاریخی، سرداب به حوضخانه راه داشت؛ فضایی سرپوشیده که در مرکز آن حوضی از آب قرار داشت. عبور جریان هوا از روی آب، به خنک شدن آن کمک میکرد و رطوبت مطبوعی در فضای خانه به وجود میآورد. این همان اصلی است که امروز در سامانههای سرمایش تبخیری به کار میرود، اما معماران ایرانی قرنها پیش آن را به زبان معماری ترجمه کرده بودند.
یکی دیگر از ویژگیهای هوشمندانه خانههای سنتی، حیاط مرکزی بود. برخلاف ساختمانهای امروزی که بیشترین توجه به نمای بیرونی معطوف است، خانههای ایرانی به درون خود نگاه میکردند. همه اتاقها گرداگرد حیاط ساخته میشدند؛ حیاطی که با درختان، باغچهها و حوض آب، محیطی خنکتر ایجاد میکرد. تبخیر آب حوض و سایه درختان، دمای هوا را کاهش میداد و نسیمی که از میان این فضای سبز عبور میکرد، وارد اتاقها میشد.
نمونه کامل این شیوه را میتوان در خانه طباطباییها و خانه بروجردیها در کاشان دید. بناهایی متعلق به دوره قاجار که هنوز هم یکی از دلایل شهرتشان، طراحی هوشمندانه برای مقابله با گرمای کویر است. در خانه عامریها نیز مجموعهای از بادگیرها، حیاطهای متعدد، سردابها و فضاهای نیمهباز، شرایطی ایجاد کرده که حتی در روزهای گرم تابستان، هوای داخل خانه نسبت به بیرون متعادلتر باشد.
در برخی شهرهای کویری، معماران یک ابتکار دیگر هم داشتند به نام گودالباغچه. در این شیوه، حیاط خانه چند متر پایینتر از سطح کوچه ساخته میشد. این اختلاف ارتفاع باعث میشد خانه از سرمای طبیعی زمین بهره ببرد و همچنین در برابر بادهای داغ و گردوغبار محافظت شود. بسیاری از خانههای تاریخی کاشان با همین روش ساخته شدهاند.
ساباط نیز از دیگر ابتکارهای معماری ایران بود. ساباطها، گذرهای سرپوشیدهای بودند که میان خانهها شکل میگرفتند و علاوه بر استحکامبخشی به بناها، سایهای دائمی روی کوچه ایجاد میکردند. هنوز هم اگر در بافت تاریخی یزد قدم بزنید، اختلاف دمای ساباط با کوچههای آفتابگیر بهخوبی احساس میشود.
در کنار همه اینها، ارسیها و پنجرههای مشبک چوبی نیز نقش مهمی در تنظیم دمای خانه داشتند. شیشههای رنگی، شدت نور خورشید را کاهش میدادند و امکان عبور جریان هوا را فراهم میکردند. ایوانهای عمیق نیز مانع تابش مستقیم خورشید به اتاقها میشدند و سایهای گسترده ایجاد میکردند.
تابستان و زمستاننشین
مصالح ساختمانی هم بخشی از این هوشمندی بودند. خشت، گل و آجر به دلیل ظرفیت بالای ذخیره حرارت، مانند یک عایق طبیعی عمل میکردند. دیوارهای ضخیم اجازه نمیدادند گرمای روز به سرعت وارد خانه شود و در زمستان نیز مانع خروج گرمای داخل میشدند. سقفهای بلند نیز باعث میشد هوای گرم به قسمتهای بالاتر منتقل شود و فضای زندگی خنکتر باقی بماند.
حتی محل قرار گرفتن اتاقها نیز بر اساس فصل انتخاب میشد. اتاقهای رو به شمال که آفتاب کمتری دریافت میکردند، «تابستاننشین» بودند و اتاقهای رو به جنوب که از نور خورشید بهره بیشتری میبردند، «زمستاننشین». به این ترتیب، خود خانه با تغییر فصل، بهترین فضای زندگی را در اختیار ساکنان قرار میداد. شاید مهمترین ویژگی همه این عناصر آن باشد که هیچکدام به تنهایی عمل نمیکردند. بادگیر، حوضخانه، سرداب، حیاط، ایوان، ارسی و دیوارهای خشتی، اجزای یک سامانه واحد بودند؛ سامانهای که هدفش
نه مبارزه با طبیعت، بلکه استفاده هوشمندانه از ظرفیتهای آن بود.
آیا میتوان از گذشته درس گرفت؟
شاید نخستین واکنش این باشد که خانههای تاریخی متعلق به گذشتهاند و نمیتوان آنها را الگوی ساختمانهای امروزی دانست؛ اما متخصصان معماری اقلیمی معتقدند آنچه باید از معماری سنتی ایران آموخت، نه تقلید از شکل ظاهری بناها، بلکه استفاده از منطق طراحی آنهاست.
امروزه در بسیاری از کشورهای جهان، ساختمانهای کممصرف بر پایه همان اصولی طراحی میشوند که معماران ایرانی قرنها پیش به کار گرفته بودند؛ استفاده حداکثری از نور طبیعی، تهویه طبیعی، ایجاد سایه، بهرهگیری از مصالح متناسب با اقلیم، کاهش جذب گرمای خورشید و طراحی ساختمان براساس شرایط آبوهوایی هر منطقه.
در ایران نیز کارشناسان بارها تاکید کردهاند که بخشی از مصرف بالای انرژی در ساختمانها، به طراحی نامتناسب آنها بازمیگردد. ساختمانهایی با پنجرههای بزرگ رو به آفتاب، نماهای تمامشیشهای در مناطق گرم، حذف حیاط، استفاده از مصالح نامتناسب با اقلیم و بیتوجهی به جهت وزش باد، باعث شده است که برای ایجاد آسایش، وابستگی به وسایل سرمایشی و گرمایشی هر سال بیشتر شود.
ساختمان، یکی از بزرگترین مصرفکنندگان انرژی در کشور است. به همین دلیل، هر اقدامی که بتواند نیاز به استفاده از کولر یا وسایل گرمایشی را کاهش دهد، علاوه بر کاهش هزینه خانوار، به مدیریت مصرف انرژی نیز کمک خواهد کرد.
البته قرار نیست در برجهای چندطبقه امروز بادگیرهای خشتی ساخته شود یا همه خانهها حوضخانه و شوادان داشته باشند اما بسیاری از ایدههای معماری سنتی همچنان قابلیت اجرا دارند. طراحی سایهبانهای مناسب، استفاده از حیاط و فضای سبز، انتخاب مصالح عایق، پیشبینی مسیر گردش طبیعی هوا، استفاده از نور طبیعی و توجه به جهت استقرار ساختمان، راهکارهایی هستند که میتوانند مصرف انرژی را به میزان
قابل توجهی کاهش دهند.
معماران معتقدند فناوریهای نوین و تجربههای گذشته، رقیب یکدیگر نیستند، بلکه میتوانند مکمل هم باشند. همانگونه که امروز پنلهای خورشیدی روی بام ساختمانها نصب میشوند، میتوان از اصول معماری اقلیمی نیز در طراحی بناهای جدید بهره گرفت تا ساختمان از همان ابتدا نیاز کمتری به انرژی داشته باشد.
در سالهای اخیر، نمونههایی از این نگاه در برخی پروژههای معماری ایران نیز دیده شده است. ساختمانهایی که با الهام از بادگیر، پوستههای سایهانداز، تهویه طبیعی یا حیاطهای مرکزی طراحی شدهاند. هرچند این تجربهها هنوز فراگیر نیستند، اما نشان میدهند بازگشت به اندیشههای معماری بومی، به معنای بازگشت به گذشته نیست بلکه میتواند پاسخی برای نیازهای امروز باشد.
خانههای تاریخی ایران، از خانه طباطباییها و بروجردیها و عامریها در کاشان گرفته تا خانه لاریها و باغ دولتآباد در یزد، خانه آقازاده در ابرکوه و خانههای تاریخی دزفول و شوشتر، امروز تنها جاذبههای گردشگری نیستند. آنها کلاسهای درسی هستند که هنوز پس از صدها سال، به معماران و شهرسازان یادآوری میکنند آسایش، همیشه محصول مصرف بیشتر انرژی نیست. شاید وقت آن رسیده باشد که هنگام بازدید از این خانهها، تنها به گچبریها، شیشههای رنگی و درهای چوبی خیره نشویم. پشت هر بادگیر، هر حوضخانه، هر سرداب و هر شوادان، اندیشهای نهفته است که امروز بیش از هر زمان دیگری به آن نیاز داریم اندیشهای که میگوید معماری باید با طبیعت گفتوگو کند، نه اینکه برای غلبه بر آن، هر روز انرژی بیشتری مصرف کند.
در روزهایی که گرمای هوا شبکه برق را زیر فشار قرار داده و زمستانها نیز مصرف گاز به مرز هشدار میرسد، شاید پاسخ بخشی از بحران را بتوان در همان کوچههای خشتی و خانههای چندصدساله جستوجو کرد؛ خانههایی که هنوز هم بیصدا نفس میکشند، بیآنکه کولری روشن باشد یا بخاری شعله بکشد.
نظر شما