آگاه: رشد جمعیت سالمندان و بازنشستگان، مدیریت شهری را با یک واقعیت تازه روبهرو کرده است رفاه این گروه دیگر صرفا مسئلهای حمایتی نیست، بلکه به موضوعی درباره کیفیت زندگی، مشارکت اجتماعی و حتی نحوه استفاده از ظرفیتهای خود شهر تبدیل شده است. در همین چارچوب، مریم محمدی، مدیر اداره اجتماعی و فرهنگی سازمان بازنشستگی شهرداری تهران در گفت و گو با «آگاه»، از طرحی سخن میگوید که تلاش دارد رفاه بازنشستگان را از حمایت به مشارکت پیوند بزند:

با توجه به افزایش جمعیت بازنشستگان و سالمندان در شهرها، به نظر شما مهمترین مسئلهای که امروز مدیریت شهری در قبال این گروه با آن مواجه است، چیست؟
رشد جمعیت بازنشستگان و سالمندان در شهرهای کشور، از مهمترین تحولات جمعیتی دهههای اخیر بهشمار میرود تحولی که پیامدهای اجتماعی، اقتصادی و فضایی گستردهای برای مدیریت شهری به همراه داشته است. بازنشستگان صرفا گروهی نیازمند حمایت نیستند، بلکه سرمایهای انسانی با تجربه، دانش انباشته و تعلق اجتماعی بالا محسوب میشوند.
با این حال، بخش مهمی از سیاستهای رفاهی برای بازنشستگان همچنان بر تخفیف یا حمایتهای محدود متمرکز است. مشکل این رویکرد را در چه میدانید؟
سیاستهای رفاهی شهری در قبال این گروه اغلب به مجموعهای از اقدامات پراکنده، تخفیفهای محدود یا مناسبسازیهای صرفا کالبدی تقلیل یافته و کمتر به پایداری رفاه، استقلال اقتصادی، کرامت اجتماعی و کیفیت واقعی زندگی آنان پرداختهاند. طرح جامع ارتقای رفاه بازنشستگان در مدیریت شهری، با عبور از این رویکردهای سنتی، در پی آن است که نقش فعال و نوآورانه مدیریت شهری در بازتعریف رفاه بازنشستگان را برجسته کند.
واقعیت آن است که بازنشستگان شهری با مجموعهای از چالشهای ساختاری و همزمان مواجهاند. کاهش درآمد واقعی پس از بازنشستگی و ناتوانی در تطبیق آن با هزینههای فزاینده زندگی شهری، افزایش هزینههای درمان، حملونقل و مسکن، کاهش مشارکت اجتماعی و احساس کنار گذاشته شدن از حیات شهری، نبود الگوهای مسکن متناسب با نیازهای سالمندی مستقل و وابستگی بیش از حد سیاستهای حمایتی به کمکهای نقدی ناپایدار، بخشی از این چالشهاست.
شهرداریها با محدودیت منابع مالی مواجهاند و امکان گسترش حمایتهای نقدی مستقیم را ندارند. همین شکاف میان نیاز فزاینده بازنشستگان و توان محدود مدیریت شهری، ضرورت طراحی الگوهای جدید و هوشمندانه رفاهی را دوچندان کرده است.
در این طرح، ضرورت ارتقای رفاه بازنشستگان از چه جنبههایی بررسی شده است و هدف چیست؟
هدف کلان این طرح، ارتقای پایدار رفاه بازنشستگان شهری با حفظ استقلال، کرامت و مشارکت اجتماعی آنان است. در ذیل این هدف کلان، اهداف اختصاصی متعددی تعریف شده است از جمله ایجاد نظام درآمد مکمل غیرنقدی مبتنی بر خدمات شهری، تقویت مشارکت اجتماعی بازنشستگان از طریق مبادله زمان و مهارت، تامین الگوی مسکن مقرونبهصرفه، مستقل و اجتماعی برای سالمندان و در نهایت، کاهش هزینههای زندگی شهری برای بازنشستگان بدون تحمیل بار مالی مستقیم به شهرداریها.
این ضرورت را میتوان در چند سطح تبیین کرد. در سطح اجتماعی، پیشگیری از انزوای اجتماعی، افسردگی و کاهش نشاط سالمندان و نیز حفظ کرامت انسانی بازنشستگان از طریق مدلهای غیرصدقهای اهمیت بنیادین دارد. در سطح اقتصادی، کاهش فشار بر نظامهای حمایتی و درمانی در بلندمدت و جایگزینی حمایتهای هدفمند غیرنقدی بهجای هزینههای مستقیم، ضرورتی اجتنابناپذیر است. در سطح مدیریت شهری نیز افزایش سرمایه اجتماعی و اعتماد عمومی، استفاده هوشمندانه از ظرفیتهای بلااستفاده شهری و حرکت بهسوی تحقق مفهوم «شهر دوستدار سالمند» با رویکردی نوآورانه، از الزامات سیاستگذاری امروز شهرهاست.
آیا این طرح صرفا یک ایده اجرایی است یا پشتوانه نظری مشخصی هم دارد؟
این طرح بر مبانی نظری و مفهومی مشخصی استوار است. نظریه «سالمندی فعال» بر مشارکت مداوم سالمندان در فعالیتهای اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی تاکید دارد و رفاه را صرفا به دریافت حمایت مالی محدود نمیکند. نظریه سرمایه اجتماعی نیز بازنشستگان را بهعنوان حاملان تجربه، اعتماد و پیوندهای اجتماعی میبیند که نقش مهمی در تقویت همبستگی شهری دارند.
یکی از محورهای طرح، اختصاص اعتبار ماهانه به بازنشستگان است. این اعتبار دقیقا چگونه قرار است عمل کند و چه تفاوتی با کمک نقدی دارد؟
«درآمد مکمل شهری بازنشستگان» مدلی است که در آن اعتبار ماهانهای به بازنشستگان تخصیص داده میشود که صرفا در خدمات و امکانات شهری مانند حملونقل عمومی، مراکز فرهنگی و اجتماعی، فضاهای ورزشی، تفریحی و درمانی قابل استفاده است. غیرنقدی و غیرقابل تبدیل بودن این اعتبار و هدفمند بودن آن، از ویژگیهای کلیدی این محور بهشمار میرود. کارکرد اصلی این سازوکار، کاهش هزینههای زندگی بدون ایجاد وابستگی یا فشار مالی مستقیم بر مدیریت شهری است.
اما اگر بازنشسته صرفا دریافتکننده خدمات نباشد و خودش هم بتواند در شهر نقش داشته باشد، چه الگویی برای این موضوع در طرح پیشبینی شده است؟
در آن صورت محور «زمانبانک بازنشستگان» پیشنهاد میشود سامانهای که در آن بازنشستگان میتوانند زمان، مهارت یا تجربه خود را در قالب فعالیتهای داوطلبانه شهری ارائه دهند و در مقابل، اعتبار رفاهی دریافت کنند.
این مشارکت قرار است در چه حوزههایی اتفاق بیفتد؟
آموزش مهارتها، راهنمایی فرهنگی و محلی، مشارکت در برنامههای اجتماعی و همکاری در برخی خدمات شهری، نمونههایی از این فعالیتهاست. مزیت کلیدی زمانبانک، ایجاد رفاه دوطرفه است. شهری که از تجربه و توان بازنشستگان بهرهمند میشود و بازنشستهای که احساس مفید بودن، مشارکت و تعلق اجتماعی را دوباره تجربه میکند.
در این طرح برای بازنشستگانی که با مشکل مسکن یا تنهایی زندگی مواجهاند، چه راهکاری پیشنهاد شده است؟
در الگوی مسکن اشتراکی سالمندی شهری واحدهای مسکونی کوچک و مستقل با فضاهای مشترک همچون فضاهای ورزشی، تفریحی و خدمات سلامت برای بازنشستگان توسعه مییابد. اجاره یا تملک مقرونبهصرفه، نزدیکی به خدمات شهری و حفظ استقلال فردی در کنار تعامل اجتماعی، از ویژگیهای اصلی این الگوست.
الگوی «مسکن مشارکتی سالمندی» یا Co-housing، مدلی است که استقلال فردی را با زندگی اجتماعی ترکیب میکند و میتواند جایگزینی انسانی و کمهزینه برای خانههای سالمندان باشد. در این مدل، فرد استقلال خود را حفظ میکند، اما در کنار آن به فضاهای مشترک و شبکهای از روابط اجتماعی و خدمات دسترسی دارد.
این طرح با فاصله گرفتن از رویکردهای سنتی رفاهی، مدلی نوآورانه، پایدار و انسانی برای ارتقای کیفیت زندگی بازنشستگان شهری ارائه میدهد. ترکیب درآمد مکمل شهری، زمانبانک و مسکن اشتراکی سالمندی میتواند الگویی بومی و در عین حال قابل تعمیم برای مدیریت شهری کشور باشد. در این چارچوب، رفاه بازنشستگان نه یک هزینه اضافی، بلکه سرمایهگذاری اجتماعی برای آینده شهر تلقی میشود.
نظر شما