آگاه: بازنشستگی، تعهدی است که میان پرداخت امروز و دریافت در آینده پیوند برقرار میکند. بیمهپرداز انتظار دارد پس از انجام تعهدات قانونی خود، مستمری و خدمات مقرر را دریافت کند. برای او، صندوق نهادی است که باید بخشی از نگرانی سالمندی را کاهش دهد؛ نهادی که اعتبارش با استمرار پرداختها و کیفیت حمایتها سنجیده میشود.
مدیریت چنین تعهدی، افقی فراتر از بودجه یک سال میخواهد. صندوق باید هم حقوق بازنشستگان فعلی را بپردازد و هم توان ایفای تعهدات نسلهای بعد را حفظ کند. پرداخت بهموقع امروز ضروری است، اما بهتنهایی سلامت مالی را اثبات نمیکند. پرسش اصلی این است که پشت این پرداخت، چه منابع پایداری وجود دارد و تعهدات آینده چگونه محاسبه شده است.
فاصله ناترازی تا ورشکستگی
واژه «ورشکستگی» در بحث صندوقهای بازنشستگی، نگرانی بزرگی ایجاد میکند؛ بهویژه برای کسانی که مستمری، درآمد اصلی زندگیشان است. با این حال، کسری منابع، وابستگی به کمک دولت و ورشکستگی حقوقی مفاهیم یکسانی نیستند. وضعیت صندوقها نیز متفاوت است و نمیتوان همه را با یک حکم توصیف کرد. خطر زمانی جدی میشود که درآمدهای پایدار، پاسخگوی تعهدات نباشد و جبران کسری به حمایتهای فزاینده یا مصرف داراییها وابسته شود. کمک بودجهای ممکن است استمرار پرداخت را تضمین کند، اما اگر عوامل ایجاد کسری اصلاح نشوند، مسئله به سال بعد منتقل خواهد شد. فروش دارایی برای هزینههای جاری نیز میتواند درآمد آینده را محدود کند. در این شرایط، ادامه فعالیت صندوق لزوما به معنای برطرف شدن ناپایداری نیست.
سالمندی؛ آزمون آمادگی صندوقها
افزایش طول عمر، دستاوردی انسانی است، اما نظام بازنشستگی باید برای پرداخت مستمری در دورههای طولانیتر آماده باشد. همزمان، تغییر ترکیب جمعیت میتواند نسبت بیمهپردازان به مستمریبگیران را کاهش دهد؛ نسبتی که یکی از شاخصهای مهم ارزیابی صندوقهاست.
هرچه تعداد دریافتکنندگان مستمری در مقایسه با پرداختکنندگان بیشتر شود، فشار بر منابع افزایش مییابد. البته ارزیابی پایداری به این شاخص محدود نیست؛ بازده واقعی سرمایهگذاری، جریان نقدی و ارزش تعهدات آینده نیز اهمیت دارد. صندوق ممکن است دارایی قابل توجهی داشته باشد، اما برای پرداخت تعهدات ماهانه با کمبود نقدینگی روبهرو شود. شناخت این تفاوتها، برای تصمیمگیری پیش از تشدید بحران ضروری است. بازار کار نیز بخشی از این معادله است. اشتغال رسمی و استمرار بیمهپردازی، منابع را تقویت میکند. در مقابل، گریز بیمهای و بیرون ماندن شاغلان از پوشش، ظرفیت تامین مالی را کاهش میدهد. بنابراین آینده بازنشستگی، به کیفیت اشتغال امروز هم وابسته است.
اصلاحات فراتر از افزایش سن
افزایش سن بازنشستگی، یکی از راهکارهای مطرح برای کاهش فشار مالی است؛ با این منطق که دوره بیمهپردازی طولانیتر و آغاز دریافت مستمری دیرتر شود. اما عواملی مانند جمعیت بالای افراد نزدیک به بازنشستگی، قواعد مشاغل سخت و زیانآور، افزایش مستمری ناشی از سابقه بیشتر و هزینههای مستقل از سن بازنشستگی را در محدود شدن اثر این سیاست موثر است. افزایش تعداد بیمهپردازان، کاهش گریز بیمهای و گسترش اشتغال نیز از اقدامات مکمل پیشنهادی آن است. مرکز پژوهشهای مجلس در گزارشی درباره راهکارهای ارتقای پایداری صندوقها، ضرورت بررسی همزمان سیاستهای اصلاحی و رعایت ملاحظات اجتماعی را مطرح کرده است.
هزینه تصمیمهای بدون پشتوانه
بخشی از فشار مالی صندوقها، به تعهداتی مربوط میشود که منابع لازم برای اجرای آنها پیشبینی یا تامین نشده است. تصمیم حمایتی، هرقدر ضروری باشد، باید پشتوانه مالی روشن داشته باشد؛ وگرنه فاصله میان درآمد و هزینه را افزایش میدهد. در ارزیابیهای مطرحشده درباره بحران صندوقها، اجرای قوانین بدون تامین منابع مالی، از عوامل اصلی ناپایداری معرفی شده است. انباشت بدهیها نیز امکان سرمایهگذاری و کسب درآمد را محدود میکند. برای بیمهپرداز، اختلاف دستگاهها درباره مسئولیت این هزینهها، پاسخ کافی نیست. او سهم خود را پرداخته و انتظار دارد مسئولیت تعهدات پذیرفتهشده روشن باشد.
اقتصاد صندوق باید تغییر کند
علاءالدین ازوجی، مدیرعامل صندوق بازنشستگی کشوری، در این خصوص بیان کرد: نمیتوان با شیوههای سنتی گذشته، هزینههای فزاینده صندوق را مدیریت کرد. او با تاکید بر ضرورت ایجاد منابع پایدار، توضیح داده که سود مجموعههای اقتصادی وابسته به صندوق، حتی معادل نیمی از هزینه یک ماه حقوق بازنشستگان نیست. ازوجی همچنین ظرفیت اقتصادی فعلی صندوق را برای ایجاد امنیت پایدار در پرداخت حقوق و تامین هزینه بیمه تکمیلی ناکافی دانسته است. این ارزیابی، فاصله میان داشتن دارایی و برخورداری از درآمد پایدار را آشکار میکند. مالکیت شرکت و ملک، زمانی به امنیت بازنشستگی کمک میکند که مدیریت آنها بازده مناسب ایجاد کند. انتخاب مدیران، شفافیت عملکرد و نظارت بر تصمیمهای اقتصادی، مستقیما با منافع بیمهپردازان ارتباط دارد. استقلال از مدیریت دولتی و تحریمها و تنشهای اقتصادی و نظامی دو پیشران اصلی است. لذا اصلاحات باید هم ساختار اداره صندوق و هم محیط اقتصادی فعالیت آن را در نظر بگیرد.
حقوقی که امنیت زندگی بیاورد
پایداری برای بازنشسته، معنایی ملموس دارد: حقوق بهموقع برسد، قدرت خرید آن حفظ شود و خدمات درمانی هنگام نیاز در دسترس باشد. اگر مستمری واریز شود اما از هزینههای ضروری عقب بماند، هدف امنیت اقتصادی همچنان تحقق نیافته است. ازوجی بر نظم پرداخت تعهدات بیمه تکمیلی نیز تاکید کرده تا بازنشسته بتواند خدمات بگیرد و مراکز درمانی نگران وصول مطالبات نباشند. اصلاح صندوق باید این نیاز روزمره را در کنار تعادل مالی ببیند. کاهش هزینهها اگر به تضعیف حمایت از سالمندان بینجامد، مسئله را از حسابهای صندوق به زندگی خانوادهها منتقل میکند.
اعتماد زمانی حفظ میشود که بیمهپرداز بداند منابعش چگونه مدیریت شده و اصلاحات چه اثری بر آینده او دارد. انتشار اطلاعات روشن و پاسخگویی درباره عملکرد، بخشی از همین مسئولیت است. کسانی که سالها حق بیمه پرداختهاند، انتظار دارند پایان کار، آغاز ناامنی نباشد. موفقیت اصلاحات را باید در همین نقطه سنجید: بازنشسته بتواند بر حقوق و خدماتش حساب کند و شاغل، همچنان به وعده فردا اعتماد داشته باشد.
نظر شما