۲۱ مهر ۱۴۰۵ - ۲۲:۱۰
کد مطلب: ۲۶٬۱۶۵

در فهرست ۳۰ رتبه نخست سه گروه اصلی کنکور ۱۴۰۵، نام هیچ دانش‌آموزی از مدارس دولتی عادی دیده نمی‌شود. این غیبت، موفقیت برترین‌ها را زیر سوال نمی‌برد؛ عملکرد نظامی را به پرسش می‌کشد که باید برای استعدادهای بیرون از مدارس خاص هم فرصت پیشرفت فراهم کند.

کنکور؛ ۳۰ -هیچ به نفع غیردولتی‌ها

آگاه: نام‌ها که اعلام می‌شوند، عکس برترین‌ها دست‌به‌دست می‌چرخد؛ از ساعت‌های مطالعه می‌پرسند، از برنامه‌ریزی، پشتکار و آرزوی قبولی. اما پشت این روایت‌های موفقیت، پرسشی کمتر شنیده می‌شود: دانش‌آموزان با چه امکاناتی به این رقابت رسیده‌اند؟ برای یکی، مدرسه علاوه بر تدریس، برنامه مطالعاتی و پشتیبانی فراهم کرده و برای دیگری، جبران ضعف آموزش به مسئولیت خانواده تبدیل شده است. هر دو باید به سوال‌های یکسان پاسخ دهند، اما مسیر رسیدن‌شان به پاسخنامه یکسان نبوده است.

صفر؛ سهم مدرسه عادی از قله رقابت
بررسی سوابق تحصیلی ۳۰ رتبه نخست گروه‌های ریاضی، تجربی و انسانی کنکور ۱۴۰۵ نشان می‌دهد ۱۹ نفر، معادل ۶۳٫۳ درصد، دانش‌آموز مدارس استعدادهای درخشان بوده‌اند. چهار نفر در مدارس نمونه‌دولتی، چهار نفر در مدارس غیردولتی، دو نفر در دبیرستان ماندگار البرز و یک نفر در مدرسه شاهد تحصیل کرده‌اند. سهم مدارس دولتی عادی در این فهرست صفر است. در گروه تجربی نیز ۹ نفر از ۱۰ رتبه نخست، سمپادی هستند.
این اعداد، وضعیت تمام پذیرفته‌شدگان دانشگاه را نشان نمی‌دهند، اما درباره دسترسی به بالاترین رتبه‌ها هشدار می‌دهند. مدرسه‌ای که قرار است برای هر دانش‌آموز، مستقل از درآمد خانواده، امکان پیشرفت بسازد، در این فهرست نماینده‌ای ندارد. توضیح این غیبت با تفاوت استعدادها، بدون بررسی امکانات آموزشی، پاسخ کاملی نیست. بررسی‌های بیشتر نشان می‌دهد از ۳۸ رتبه برتر گروه‌های آزمایشی امسال، سهم سمپاد ۶۳ درصد، غیردولتی‌ها ۱۱ درصد و سایر مدارس دولتی ۲۶ درصد است. با این حال، از این گروه آخر، ۶ نفر نمونه‌دولتی، یک نفر شاهد و تنها سه نفر دولتی عادی هستند؛ یعنی حدود هشت درصد کل فهرست.

پشت عنوان «دولتی» چه پنهان می‌شود؟
احمد محمودزاده، رئیس سازمان مدارس و مراکز غیردولتی، در اظهاراتی، سهم ۷۷ درصدی مدارس دولتی از رتبه‌های برتر را نشانه رعایت عدالت آموزشی دانسته است. او با تاکید بر دولتی ‌بودن سمپاد، موفقیت دانش‌آموزان این مدارس را نتیجه پذیرش استعدادهای برتر و آموزش متناسب با آنان توصیف کرده است.
اما عنوان دولتی، تفاوت میان مدرسه عادی و مدرسه گزینشی را از بین نمی‌برد. برای داوری درباره عدالت، باید دید دانش‌آموزان هرکدام چه فرصت‌هایی در اختیار داشته‌اند. مدرسه‌ای با پذیرش عمومی را نمی‌توان صرفا به دلیل وابستگی اداری مشترک، هم‌شرایط مدرسه‌ای دانست که دانش‌آموزانش را انتخاب می‌کند.
مرتضی نظری، تحلیلگر مسائل آموزش‌وپرورش، مسئله را از زاویه توزیع نیروی انسانی بررسی می‌کند. به اعتقاد او، انتقال بسیاری از معلمان توانمند به مدارس هیات‌امنایی، شاهد، سمپاد و دیگر مدارس ویژه، به تضعیف مدارس عادی دولتی انجامیده است. او تمرکز امکانات و نیروهای آموزشی در مدارس خاص را از عوامل افت کیفیت مدرسه عمومی می‌داند. این نقد، توجه را از نتیجه آزمون به سال‌های پیش از آن می‌برد: اگر فرصت برخورداری از آموزش موثر متفاوت باشد، فاصله در رتبه‌ها فقط در جلسه کنکور ایجاد نشده است.

استعداد را نمی‌توان با نام مدرسه سنجید
دانش‌آموزان سمپاد با آزمون وارد مدرسه می‌شوند و برای موفقیت تلاش می‌کنند. نادیده‌ گرفتن این پشتکار، همان‌قدر نادرست است که نادیده‌ گرفتن نقش امکانات. آمار نوع مدرسه نیز به‌تنهایی درآمد خانواده یا میزان هزینه‌کرد آموزشی هر دانش‌آموز را مشخص نمی‌کند، بنابراین نمی‌توان همه رتبه‌های برتر را فرزندان خانواده‌های ثروتمند دانست.
اما برخورداری از استعداد، نیاز به حمایت آموزشی را از میان نمی‌برد. استعداد باید شناسایی و پرورش داده شود؛ مسئله این است که چنین حمایتی تا چه اندازه برای دانش‌آموز مدرسه عادی نیز فراهم است. مهرداد ناظری، جامعه‌شناس، در نقد نگاه محدود به نخبگی، تاکید می‌کند که نمره بالا در ریاضی و فیزیک، به‌تنهایی معیار کافی نیست و مهارت زندگی، خودشناسی و توان ارتباط با دیگران نیز اهمیت دارند. او جداسازی دانش‌آموزان را از منظر عدالت نقد می‌کند و تقلیل آموزش به تست‌زنی و قبولی دانشگاه را آسیب‌زا می‌داند. از این منظر، مدرسه خوب باید هم امکان پیشرفت علمی بسازد و هم توانایی‌های دیگر دانش‌آموز را پرورش دهد. رتبه کنکور، یکی از نتایج آموزش است؛ تبدیل آن به تنها معیار کیفیت، بخش بزرگی از مسئولیت مدرسه را کنار می‌زند.
هزینه‌ای که به فرصت تبدیل می‌شود
توان اقتصادی خانواده، امکان خرید آموزش تکمیلی را افزایش می‌دهد؛ از کلاس خصوصی و آزمون آزمایشی تا کتاب و مشاوره. هیچ‌کدام تضمین‌کننده موفقیت نیستند، اما دسترسی به آنها می‌تواند امکان تمرین، دریافت بازخورد و رفع اشکال را بیشتر کند. خانواده‌ای که توان پرداخت ندارد، نمی‌تواند همان انتخاب‌ها را پیش روی فرزندش بگذارد. در چنین شرایطی، ضعف مدرسه برای خانواده برخوردار، کمبودی قابل جبران است؛ برای خانواده کم‌درآمد ممکن است به مانعی ماندگار تبدیل شود. هرچه آموزش ضروری بیشتر به بیرون از مدرسه منتقل شود، مسئولیت تامین فرصت از نظام آموزشی به درآمد خانوار وابسته‌تر می‌شود.
به همین دلیل، موفقیت دانش‌آموزی از منطقه محروم، هرچند ارزشمند، به‌تنهایی شاهد برابری فرصت‌ها نیست. باید پرسید چند دانش‌آموز با توانایی مشابه، به دلیل نبود حمایت، از ادامه رقابت بازمانده‌اند؟ عدالت را نمی‌توان فقط با سرگذشت کسانی سنجید که از موانع عبور کرده‌اند.

پاسخ را باید در مدرسه جست‌وجو کرد
یافته‌های پژوهشی درباره عدالت آموزشی بر توزیع مناسب منابع، دسترسی به معلمان توانمند، ارتقای مهارت‌های تدریس، شفافیت عملکرد و رفتار عادلانه در کلاس تاکید دارند. بر این اساس، فراهم‌ کردن امکان ثبت‌نام، آغاز مسئولیت نظام آموزشی است؛ کیفیت فرصت یادگیری نیز باید سنجیده شود.
رئیس بنیاد مستضعفان نیز در اظهارات تازه خود، دسترسی دانش‌آموزان مناطق محروم به امکانات آموزشی مناسب با کمترین هزینه را ضروری دانسته است. این هدف زمانی قابل ارزیابی خواهد بود که حمایت از مدرسه عمومی، در دسترسی به معلم، رفع اشکال و پیگیری تحصیلی دانش‌آموز دیده شود.
قرار نیست همه دانش‌آموزان رتبه اول شوند؛ اما هیچ دانش‌آموزی نباید پیش از آغاز رقابت، به دلیل درآمد خانواده یا محل تحصیل، از فرصت آماده‌ شدن محروم بماند. پاسخ به سهم صفر مدرسه عادی، تبریک بیشتر به برترین‌ها یا توصیه دوباره به تلاش نیست. آموزش‌وپرورش باید نشان دهد برای دانش‌آموزانی که پشتوانه مالی ندارند، چه پشتوانه آموزشی ساخته است. تا زمانی که خانواده ناچار باشد کیفیت لازم را بیرون از مدرسه بخرد، برابر بودن سوال‌های کنکور، فاصله فرصت‌ها را جبران نخواهد کرد.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.