اجلاس نخست‌وزیران سازمان همکاری شانگهای، بستری برای گفت‌وگو درباره تبدیل ظرفیت‌های گسترده منطقه فراهم کرد. حضور محمدرضا عارف، معاون اول رئیس‌جمهور، در این اجلاس نیز از این جهت اهمیت داشت که ایران می‌کوشد عضویت خود را از سطح حضور سیاسی به سطح مشارکت اقتصادی، ترانزیتی، فناورانه و بشردوستانه ارتقا دهد.

شانگهای؛ از همگرایـی تا نتیجه‌گرایـی

آگاه: سازمان همکاری شانگهای در سال ۲۰۰۱ شکل گرفت و امروز اعضای آن مجموعه‌ای از قدرت‌های مهم و کشورهای اثرگذار آسیایی را دربر می‌گیرد؛ از جمله چین، روسیه، هند، پاکستان، ایران و کشورهای آسیای مرکزی. همین گستره جغرافیایی، جمعیتی و اقتصادی، سازمان را به یکی از مجامع مهم گفت‌وگوی منطقه‌ای تبدیل کرده است.
اهمیت شانگهای برای ایران را می‌توان در چند سطح واکاوی کرد. نخست، این سازمان امکان گفت‌وگوی منظم با طیفی از شرکای مهم منطقه‌ای را فراهم می‌کند. دوم: می‌تواند زمینه‌ای برای توسعه تجارت، اتصال مسیرهای حمل‌ونقل و ترانزیت و همکاری در فناوری‌های نوظهور باشد. سوم: همکاری در چارچوب چندجانبه به ایران امکان می‌دهد منافع خود را در تعامل با مجموعه‌ای از کشورها پیگیری کند، نه اینکه همه روابط اقتصادی و سیاسی‌اش را به چند کانال محدود گره بزند. با این ‌حال، عضویت در سازمان به‌تنهایی مزیت اقتصادی نمی‌آفریند. فاصله میان ظرفیت‌های اعلام‌شده و نتیجه ملموس، به سازوکارهای اجرایی، تامین مالی، هماهنگی گمرکی و بانکی، زیرساخت‌های حمل‌ونقل و پیگیری توافق‌ها بستگی دارد. از این منظر، اجلاس نخست‌وزیران اهمیت ویژه‌ای داشت.

سفر عارف؛ پیوند دادن دیپلماسی چندجانبه به منافع اجرایی
«عارف دولت» که دیروز سفرش پایان یافت در جایگاهی قرار دارد که می‌تواند گفت‌وگوهای سیاسی را به هماهنگی میان دستگاه‌های اجرایی پیوند بزند. به‌ویژه در حوزه‌هایی مانند تجارت و ترانزیت. توافق سیاسی تنها نقطه شروع است و باید به هماهنگی وزارتخانه‌ها، نهادهای گمرکی، شبکه‌های بانکی و بخش خصوصی ختم شود. از سوی دیگر، دیدارهای حاشیه‌ای چنین اجلاس‌هایی گاه برای حل مسائل دوجانبه یا سنجش اراده طرف‌ها برای همکاری اهمیت بیشتری از سخنرانی‌های عمومی پیدا می‌کنند. دیدار با مقام‌های روسیه و چین در همین چارچوب قابل ارزیابی است؛ این دیدارها امکان طرح همزمان موضوعات دوجانبه و تحولات منطقه‌ای را فراهم می‌کند اما میزان اثرگذاری آنها را باید با توافق‌های مشخص و پیگیری پس از اجلاس سنجید. دومین مقام عالی دولت چهاردهم دیروز در سخنانش در اجلاس نخست‌وزیران به چهار محور اساسی پرداخت که هرکدام قابل تبیین است:
۱. تقویت قدرت اقتصادی سازمان: یکی از محورهای اصلی او، تاکید بر تقویت قدرت اقتصادی سازمان همکاری شانگهای بود. این موضوع نشان می‌دهد ایران خواهان آن است که شانگهای صرفا محل تبادل دیدگاه‌های سیاسی باقی نماند و در حوزه اقتصاد هم ابزارها و سازوکارهای موثرتری ایجاد کند. برای ایران، چنین رویکردی می‌تواند به گسترش بازارهای صادراتی، تسهیل مبادلات و افزایش همکاری با اقتصادهای منطقه کمک کند. موفقیت این هدف به رفع موانع عملی وابسته است. دشواری انتقال پول، تفاوت مقررات، هزینه‌های حمل‌ونقل و نبود اتصال کافی میان شبکه‌های تجاری اعضا، تقویت قدرت اقتصادی سازمان، بنابراین، بیش از آنکه به اعلام هدف وابسته باشد، به حل همین گلوگاه‌ها نیاز دارد.
۲. پیشنهاد ایجاد بانک توسعه شانگهای: پیشنهاد ایجاد بانک توسعه سازمان، در صورت تبدیل شدن به طرحی دارای پشتوانه و سازوکار روشن، می‌تواند پاسخی به نیاز پروژه‌های منطقه‌ای برای تامین مالی باشد، از زیرساخت‌های حمل‌ونقل و انرژی تا پروژه‌های مشترک صنعتی و فناورانه.
اما طرح این پیشنهاد را نباید با تاسیس یک بانک یا فراهم شدن فوری منابع مالی یکی دانست. تحقق آن مستلزم توافق اعضا درباره سرمایه اولیه، سهم و حق رای کشورها، شیوه تامین منابع، معیارهای اعطای وام و سازوکارهای نظارتی است. برای ایران نیز پرسش مهم این است: چنین نهادی تا چه اندازه می‌تواند پروژه‌های مشخص کشور را تامین مالی کند و در برابر محدودیت‌های بانکی و تحریمی چه کارکردی خواهد داشت؟ ارزش این پیشنهاد زمانی روشن می‌شود که از مرحله ایده به طراحی نهادی و سپس تامین مالی واقعی برسد.
۳. ظرفیت ترانزیتی ایران و کریدورهای منطقه‌ای: عارف اعلام کرد، ایران آمادگی دارد نقشی موثر در کریدورهای منطقه‌ای ایفا کند. این محور با موقعیت جغرافیایی ایران ارتباط مستقیم دارد. کشورمان می‌تواند در پیوند دادن آسیای مرکزی، قفقاز، خلیج فارس و مسیرهای منتهی به آب‌های آزاد سهمی مهم داشته باشد. اما موقعیت جغرافیایی، به‌تنهایی ایران را به هاب ترانزیتی تبدیل نمی‌کند. تکمیل خطوط ریلی و جاده‌ای، کاهش زمان عبور کالا، هماهنگی مقررات گمرکی، ایجاد اتصال میان مسیرها و تضمین ثبات در خدمات لجستیکی، از شرایط لازم برای بهره‌برداری از این مزیت است. بنابراین، پیام اصلی این بخش از سخنان عارف را باید دعوت به همکاری عملی دانست؛ اتصال ظرفیت کشورهای عضو می‌تواند جغرافیای منطقه را از یک واقعیت طبیعی به مزیت اقتصادی تبدیل کند، مشروط بر آنکه مسیرها واقعا به هم متصل و برای بازرگانان قابل استفاده باشند.
۴. همکاری بشردوستانه و دسترسی به نیازهای اساسی: عارف در سخنان خود تاکید کرد دسترسی مردم به دارو، آب، غذا و خدمات بهداشتی نباید تحت تاثیر منازعات سیاسی و اقدامات اقتصادی قرار گیرد. این بخش، بعد انسانی حضور ایران در اجلاس را برجسته می‌کند و بر این اصل تکیه دارد که نیازهای پایه‌ای مردم نباید ابزار فشار سیاسی شوند. اهمیت این موضع، در کنار بیان آن، به امکان تبدیلش به سازوکارهای عملی وابسته است؛ از همکاری برای تامین اقلام ضروری و تبادل تجربه در سلامت عمومی تا حمایت از مسیرهای بشردوستانه. طرح این مسئله در یک مجمع منطقه‌ای می‌تواند زمینه گفت‌وگوی مشترک را فراهم کند، ولی اثر واقعی آن با همکاری‌های قابل سنجش و پایدار مشخص می‌شود.

شانگهای و پیام‌های دیدارهای دوجانبه
اما در این بین نمی‌توان به سادگی از دیدارهای دوجانبه معاون اول رئیس‌جمهور با شرکت‌کنندگان در اجلاس عبور کرد. در دیدار عارف با میخائیل میشوستین، نخست‌وزیر روسیه، بر گسترش همکاری‌های اقتصادی و تجاری دو کشور تاکید شد. طبق گزارش‌های منتشرشده، طرف روسی، توسعه روابط اقتصادی با ایران را از اولویت‌های مسکو دانست. همچنین در بخش مربوط به تحولات منطقه‌ای، گفت‌وگو با مسکو می‌تواند به هماهنگی مواضع و تبادل دیدگاه‌ها کمک کند.
مقام ارشد روسی در دیدار با عارف، خبر مهمی داد و گفت: «به دستور ولادیمیر پوتین، کمک‌های بشردوستانه گسترده‌ای شامل دارو و تجهیزات پزشکی برای مردم دوست و برادر ایران ارسال کردیم. در سطح دولت نیز گسترش همکاری‌های تجاری و اقتصادی با جمهوری اسلامی ایران را در اولویت قرار داده‌ایم.» و این خبر عمق روابط دو کشور را نشان می‌دهد.
دیدار عارف با لی چیانگ، رئیس شورای دولتی چین نیز از بخش‌های مهم برنامه سفر بود. در این دیدار درباره روابط دوجانبه و تحولات منطقه‌ای تبادل نظر شد. نکته حائز اهمیت آنجا بود که چین بدون لکنت زبان و با صراحت، تجاوز دشمن آمریکایی و صهیونی به کشورمان را محکوم کرد و موضع‌گیری این کشور در یک مجمع بین‌المللی، پیامی آشکار برای آمریکایی‌ها دارد.
چین برای ایران هم شریک مهم اقتصادی است و هم یکی از بازیگران محوری در سازمان همکاری شانگهای. از این‌رو، اهمیت دیدار در دو سطح قابل بررسی است. نخست، پیگیری روابط دوجانبه و ظرفیت‌های اقتصادی و دوم، طرح مسائل منطقه‌ای و سنجش دیدگاه پکن درباره تحولات جاری.

حرف آخر
سفر عارف به تاجیکستان را می‌توان تلاشی برای پیوند دادن سه سطح از سیاست خارجی ایران ارزیابی کرد. حضور فعال در سازمان‌های منطقه‌ای، گسترش روابط دوجانبه با قدرت‌های مهمی چون روسیه و چین و معرفی ظرفیت‌های ایران در تجارت، ترانزیت، فناوری و همکاری‌های بشردوستانه. سخنان عارف تصویری از اولویت‌های ایران ارائه کرد و آن عبارت بود از: «تقویت اقتصاد شانگهای، بررسی ایجاد بانک توسعه، مشارکت در کریدورهای منطقه‌ای و جدا نگه ‌داشتن نیازهای انسانی از منازعات سیاسی.»
در مجموع معیار نهایی موفقیت این سفر، تعداد دیدارها یا عبارات مثبت در بیانیه‌ها نبود بلکه این مهم باید در پیگیری توافق‌ها، افزایش تجارت، تسهیل مسیرهای ترانزیتی، تامین مالی پروژه‌های مشترک و شکل‌گیری همکاری‌های فناورانه دیده شود. شانگهای برای ایران یک فرصت مهم است، اما فرصت زمانی به مزیت تبدیل می‌شود که از سطح جغرافیا و دیپلماسی به سازوکارهای اجرایی و نتایج ملموس برای اقتصاد برسد.
 

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.