۲۹ مهر ۱۴۰۵ - ۲۲:۲۸
کد مطلب: ۲۶٬۳۸۹

صبحی که قرار بود امتحانی در دانشگاه برگزار شود، خبر حمله رسید. دانشجویی که شب گذشته تا دیروقت درس خوانده بود، حالا به‌جای مرور جزوه‌هایش، نگران ادامه تحصیل و امنیت خانواده‌اش بود. در همان ساعت، استادی به آزمایشگاهی فکر می‌کرد که سال‌ها برای راه‌اندازی آن زحمت کشیده بود؛ آزمایشگاهی که حاصل پژوهش‌های متعدد و امید دانشجویانی بود که می‌خواستند روزی دانش خود را در خدمت جامعه قرار دهند.

دانشگاه، جنگ، بازسازی

آگاه: این دو تصویر، اگرچه ساده‌اند، بخشی از واقعیت دانشگاه در روزهای جنگ را نشان می‌دهند. جنگ تنها خیابان‌ها و ساختمان‌ها را تحت تاثیر قرار نمی‌دهد؛ گاهی آینده علمی و اقتصادی یک کشور را نیز با خطر روبه‌رو می‌کند.

خسارتی فراتر از دیوارهای دانشگاه
در جریان جنگ ۱۲ روزه سال ۱۴۰۴ و درگیری‌های سال ۱۴۰۵، مسئله امنیت مراکز علمی و دانشگاهی ایران اهمیت بیشتری یافت. گزارش‌هایی درباره آسیب ‌دیدن برخی مراکز دانشگاهی و پژوهشی منتشر شد؛ رخدادهایی که ضرورت حفاظت از زیرساخت‌های علمی را یادآوری می‌کنند. اما خسارت دانشگاه را نمی‌توان تنها با هزینه تعمیر ساختمان‌ها سنجید. پشت هر آزمایشگاه، سال‌ها تجربه، اطلاعات علمی، تلاش پژوهشگران و فرصت‌های آموزشی قرار دارد. ممکن است تجهیزات را بتوان دوباره تهیه کرد، اما بازسازی یک گروه پژوهشی یا جبران سال‌های از دست‌ رفته در تربیت متخصصان، به‌مراتب دشوارتر باشد.
آثار این خسارت‌ها نیز لزوما در همان روزهای جنگ آشکار نمی‌شوند. شاید چند سال بعد، زمانی که کارخانه‌ای به فناوری تازه نیاز دارد یا بیمارستانی برای تامین تجهیزات تلاش می‌کند، اهمیت سرمایه علمی از دست ‌رفته روشن‌تر شود. از این منظر، دانشگاه تنها یک نهاد آموزشی نیست؛ بخشی از زیرساخت توسعه کشور است که حفظ آن با آینده اقتصادی جامعه ارتباط مستقیم دارد.

حق آموزش در روزهای بحران
جنگ، زندگی دانشجویان را نیز دستخوش تغییر می‌کند. تعطیلی کلاس‌ها، محدودیت دسترسی به اینترنت، مشکلات مالی خانواده‌ها و توقف فعالیت آزمایشگاه‌ها ممکن است ادامه تحصیل را دشوار سازد. در چنین شرایطی، همه دانشجویان از امکانات یکسانی برخوردار نیستند و نمی‌توان انتظار داشت آثار بحران بر زندگی آنان یکسان باشد.
اصل سی‌ام قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، دولت را به فراهم ‌کردن زمینه آموزش و گسترش تحصیلات عالی مکلف می‌کند. این اصل به‌تنهایی تمام مسائل آموزش عالی در شرایط جنگی را حل نمی‌کند، اما مبنایی مهم برای توجه به مسئولیت عمومی در حفظ امکان تحصیل است. دانشگاه‌ها باید، در چارچوب مقررات، برای امتحانات، پایان‌نامه‌ها، سنوات تحصیلی و حمایت از دانشجویان آسیب‌دیده تصمیم‌هایی روشن اتخاذ کنند. آموزش مجازی می‌تواند بخشی از راه‌حل باشد، اما برای دانشجویان رشته‌های عملی و آزمایشگاهی یا کسانی که دسترسی مناسبی به اینترنت ندارند، همیشه کافی نیست.
حفظ کیفیت علمی ضروری است؛ با این ‌حال، رعایت استانداردهای آموزشی نباید به نادیده ‌گرفتن شرایطی منجر شود که خارج از اختیار دانشجو بوده است. مدیریت درست بحران، مستلزم ایجاد تعادل میان امنیت، عدالت آموزشی و استمرار تحصیل است.

دانشگاه در چارچوب حقوق جنگ
حفاظت از مراکز علمی، تنها یک مسئولیت داخلی نیست. بر اساس حقوق بین‌الملل بشردوستانه، دانشگاه‌هایی که ماهیت غیرنظامی دارند، اصولا از حمایت اموال غیرنظامی برخوردارند. صرف قرار گرفتن یک دانشگاه در کشور درگیر جنگ، آن را به هدف نظامی تبدیل نمی‌کند. قواعد حقوق بین‌الملل همچنین بر تمایز میان اهداف نظامی و اموال غیرنظامی، تناسب حمله و اتخاذ اقدامات احتیاطی تاکید دارند. البته ارزیابی قانونی‌ بودن یک حمله مشخص، به شواهد و شرایط همان واقعه نیاز دارد و نباید صرفا بر مبنای گزارش‌های اولیه یا مواضع سیاسی انجام شود. حفظ اسناد و داده‌های علمی، مستندسازی خسارت‌ها و پیگیری حقوقی موارد احتمالی نقض قانون نیز می‌تواند بخشی از اقدامات لازم برای حمایت از مراکز دانشگاهی باشد.

از آزمایشگاه تا کارخانه
اهمیت دانشگاه زمانی بیشتر آشکار می‌شود که به فردای جنگ فکر کنیم. بازسازی صنایع، تامین تجهیزات پزشکی، احیای زیرساخت‌ها و بازگشت فعالیت‌های اقتصادی، همگی به نیروی متخصص و راه‌حل‌های فناورانه نیاز دارند.
دانشگاه می‌تواند با همکاری صنایع و شرکت‌های دانش‌بنیان، در زمینه‌هایی مانند انرژی، کشاورزی، فناوری پزشکی، مدیریت آب و هوش مصنوعی به حل مشکلات کشور کمک کند. با این ‌حال، تبدیل دانش به محصول اقتصادی به‌صورت خودکار اتفاق نمی‌افتد. پژوهشگران به بودجه، تجهیزات و فرصت آزمایش نیاز دارند و صنایع نیز باید امکان استفاده از نتایج پژوهش را داشته باشند. در این میان، نباید پژوهش بنیادی را به دلیل نداشتن نتیجه فوری کنار گذاشت. بسیاری از فناوری‌های کاربردی، حاصل سال‌ها انباشت دانش‌اند. دانشگاه باید بتواند هم به نیازهای فوری بازسازی پاسخ دهد و هم ظرفیت علمی لازم برای پیشرفت بلندمدت را حفظ کند.

بازسازی آینده، از امروز آغاز می‌شود
پس از جنگ، بازسازی دانشگاه نباید تنها به تعمیر ساختمان‌ها و خرید تجهیزات محدود شود. حفظ پژوهشگران، حمایت از دانشجویان آسیب‌دیده، نگهداری اطلاعات علمی و احیای گروه‌های پژوهشی نیز اهمیت دارد. هرچه این اقدامات دیرتر آغاز شوند، احتمال طولانی ‌شدن آثار بحران بر آموزش و اقتصاد بیشتر خواهد بود. البته مسئولیت بازسازی تنها بر عهده دانشگاه نیست. دولت باید منابع و حمایت‌های لازم را فراهم کند و بخش خصوصی نیز در تبدیل دانش به فناوری و تولید نقش داشته باشد. دانشگاه می‌تواند دانش و نیروی متخصص تربیت کند، اما تحقق این ظرفیت به همکاری میان نهادهای علمی، اقتصادی و اجرایی نیازمند است. دانشجویی که در روزهای جنگ نگران امتحان خود است و استادی که برای حفظ پژوهش‌هایش تلاش می‌کند، در حقیقت با یک مسئله مشترک روبه‌رو هستند: آیا جامعه خواهد توانست سرمایه علمی خود را برای فردا حفظ کند؟
جنگ ممکن است ساختمان‌ها را تخریب کند و فعالیت دانشگاه را مختل سازد، اما نباید به از دست رفتن فرصت‌های نسل آینده بینجامد. ساختمان‌ها را می‌توان دوباره ساخت؛ اما حفظ سرمایه انسانی و استمرار تولید دانش، به تصمیم‌هایی نیاز دارد که باید از همان روزهای بحران آغاز شوند.
دانشگاه زمانی از سنگر علم به جبهه اقتصاد می‌رسد که دانش را به راه‌حل تبدیل کند، متخصص تربیت کند و در بازسازی زندگی مردم سهم داشته باشد. آینده اقتصادی کشور، از همین امروز و با حفاظت از چراغ علم ساخته می‌شود.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.