۲۹ مهر ۱۴۰۵ - ۲۲:۳۰
کد مطلب: ۲۶٬۳۹۰

علم در خدمت عقل یا اسیر هوس؟

مهدی جعفری _ آگاه مسائل سیاسی

پس از گذشت بیش از ۶ ماه از جنگ تحمیلی سوم و تجربه دو جنگ ۱۲ روزه و ۴۰ روزه، دانشگاه‌های کشور در موقعیتی قرار گرفته‌اند که هم فرصت است و هم تهدید. از یک سو، بیش از ۳۰ دانشگاه و ۳۰۰ ساختمان دانشگاهی مورد اصابت قرار گرفته و تعدادی از استادان و دانشجویان به شهادت رسیده‌اند و از سوی دیگر، همین دانشگاه‌ها با مدیریت منسجم و تداوم آموزش حضوری و مجازی، مانع توقف چرخه علم و فناوری شده‌اند.

علم در خدمت عقل یا اسیر هوس؟

آگاه: در چنین شرایطی، پرسش از «اولویت‌ها» نه یک پرسش تجملی، بلکه پرسشی حیاتی است. اما در کنار پرسش از اولویت‌های کلان دانشگاه در قبال اقتصاد مقاومتی و جهاد تولید، پرسشی دیگر نیز وجود دارد که کمتر به آن پرداخته می‌شود: اولویت بخشی از دانشجویان از حضور در دانشگاه چیست؟ و آیا این اولویت‌ها با مسئولیت نخبگی در شرایط جنگی هم‌خوانی دارد؟
در این یادداشت، بدون تعمیم به همه دانشجویان- که مسلم است بخش بزرگی از آنان همچنان دغدغه علم، اشتغال، عدالت و سربلندی ایران را دارند- به روندی می‌پردازیم که در برخی فضاهای دانشگاهی شکل گرفته و در آن «لذت فردی» و «روابط بی‌بند و بار میان زن و مرد» بر «مسئولیت نخبگی» و «سنگر علم» سایه افکنده است. تحلیل این جابه‌جایی اولویت، نیازمند رجوع به مبانی نظری عمیق‌تری است که در اندیشه علامه جوادی‌آملی قابل بازیابی است.

دانشگاه؛ سنگر علم یا صحنه هوس؟
علامه جوادی‌آملی در تفسیر آیات ۱۷۵ تا ۱۷۸ سوره اعراف، داستان بلعم باعورا را به عنوان «مثل» برای هر عالم متمرد و هر نخبه لغزیده بازگو می‌کند. نکته کلیدی در تحلیل ایشان این است که عالم و غیرعالم در منزلت یکسان نیستند؛ این نابرابری نه تنها در کرامت، بلکه در گناه و مسئولیت نیز هست. هرچه مقبولیت و علم انسان بیشتر باشد، لغزش او خطر بیشتری دارد. اگر عالمان- به ویژه در حوزه علوم انسانی- وارثان انبیا هستند، لغزش‌شان صبغه دینی و اجتماعی دارد و می‌تواند گروهی را گمراه کند. از این‌رو دانشگاه نیز به عنوان کانون تولید علم و تربیت نخبگان، مسئولیتی فراتر از آموزش صرف دارد.
علامه جوادی با استناد به کتاب «العقل والجهل» از مرحوم کلینی تاکید می‌کند که علم مقابل ندارد؛ آنچه مقابل دارد عقل است. علم می‌تواند در خدمت عقل یا اسیر هوس باشد. تعبیر «کم من عقل اسیر تحت هوی امیر» هشدار می‌دهد که عالم بی‌تقوا ممکن است همه دانش خود را در خدمت هوا قرار دهد. بلعم باعورا با «دل بستن به دنیا» و «پیروی از هوس» سقوط کرد. این همان خطری است که دانشگاه را تهدید می‌کند: تبدیل علم به ابزار دنیاطلبی، قدرت، شهرت یا منافع گروهی.

علم نافع و مسئولیت اجتماعی نخبگان
علم نافع علمی است که بر جان انسان اثر گذاشته و به عمل صالح و خدمت به جامعه منجر شود. اگر دقیق به صرف بودجه جهانی در کشتار و سلاح نگاه کنیم، به درستی بر ما روشن می‌شود که علم اگر در خدمت هوس، غضب و به طور کلی پیرو امیال شیطانی قرار گیرد، به فساد و تباهی می‌انجامد. این دقیقا همان نقطه‌ای است که وظیفه دانشگاه را در قبال مسائل اقتصادی و علمی کشور روشن می‌کند: دانشگاهی که علم را در خدمت عقل و نیاز واقعی جامعه قرار دهد، می‌تواند به اقتصاد مقاومتی، جهاد تولید و کاهش چالش‌های اقتصادی کمک کند. اما دانشگاهی که در آن «لذت فردی» بر «مسئولیت نخبگی» سایه افکنده، نه تنها به اقتصاد مقاومتی کمک نمی‌کند، بلکه انرژی و سرمایه انسانی خود را در مسیری هدر می‌دهد که دشمن نیز از آن استقبال می‌کند.

نسبت این تحلیل با شرایط جنگی
در شرایط جنگی، دانشگاه دو وظیفه همزمان دارد: تداوم چراغ علم و فناوری و تربیت نسلی که مسئولیت نخبگی خود را در قبال کشور درک کند. تجربه دو جنگ اخیر نشان داد که دانشگاه‌ها می‌توانند در بحرانی‌ترین شرایط نیز چراغ علم را روشن نگه دارند. اما این دستاورد زمانی پایدار می‌ماند که اولویت‌های درونی دانشگاه نیز با این ماموریت هم‌راستا باشد. اگر در برخی فضاهای دانشگاهی، «روابط بی‌بند و بار» به اولویت تبدیل شود، آن سنگر علم- که در دو جنگ اخیر آزمون خود را پس داده- از درون تضعیف می‌شود. دشمن با هدف قرار دادن مراکز علمی و دانشگاهی، به دنبال ضربه زدن به «نقاط قوت» کشور بود؛ اما تضعیف درونی اولویت‌ها، همان کاری را می‌کند که بمباران نتوانست.

بازگشت به سنگر علم
پرسش «دانشگاه؛ سنگر علم یا صحنه هوس؟» یک پرسش تقابلی نیست که بخواهد همه دانشجویان را یکسان ببیند. بلکه هشداری است برای بازخوانی اولویت‌ها در بخشی از فضای دانشگاهی که در آن «لذت فردی» بر «مسئولیت نخبگی» سایه افکنده است. با تکیه بر تحلیل علامه جوادی‌آملی از داستان بلعم باعورا، می‌توان نتیجه گرفت که علم بدون عقل و تقوا، نه تنها نافع نیست، بلکه می‌تواند به ابزار هوس و فساد تبدیل شود. دانشگاه در شرایط جنگی، بیش از هر زمان دیگری نیازمند بازگشت به «سنگر علم» است؛ سنگر علم نافعی که در خدمت عقل، عدالت، اقتصاد مقاومتی و سربلندی ایران عزیز باشد. این همان مطالبه‌ای است که رهبر شهید از دانشگاهیان داشت: «تولید دانش برای تولید عزت و ثروت.» تحقق این مطالبه، نه با تعمیم یک آسیب به همه، بلکه با بازخوانی مسئولیت نخبگی و بازگرداندن اولویت‌ها به جایگاه اصلی خود ممکن است.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.