آگاه: نمیشود کشور درگیر جنگ تمامعیار باشد، اما دانشگاه هنوز تقویم روزهای صلح را ورق بزند. نمیشود شریانهای اقتصادی، زیرساختهای انرژی، خطوط تولید و چرخه مایحتاج عمومی زیر شدیدترین ضربات قرار بگیرند، اما در جلسات دفاع دانشگاه، درباره موضوعاتی بحث شود که گویی در سیارهای دیگر نوشته شدهاند. کاغذبازیهای مرسوم، تولید فلهای مقالههای خنثی برای مجلههای خارجی و رقابت برای امتیازهای صوری، در روزگار آرامش شاید قابل تحمل بود، اما در میانه این آتش، هدر دادن مهمات فکری کشور است.
جنگ امروز فقط در سنگرهای مرزی نیست، نبض این معرکه روی بقای کارخانهها، پایداری زیرساختهای آب و برق، تامین اقلام حیاتی و چرخش چرخ زندگی مردم میزند. اگر دانشگاه میخواهد سنگر بماند، باید ریل ماموریت خود را بیدرنگ عوض کند. پایاننامه دانشگاهی در روزهای بحران دیگر یک تکلیف درسی برای گرفتن مدرک نیست، بلکه باید یک سند عملیاتی برای باز کردن گرهای کور در دل میدان باشد.
راهکار روشن است و تعارف برنمیدارد، هر دانشگاه باید معین یک بحران ملی شود و ظرفیتهای علمی کشور بیدرنگ به یک تقسیم کار واقعی برسند. یک دانشگاه صنعتی باید تمام پایاننامهها و ظرفیت کارگاهی خود را پای مهندسی معکوس قطعات حساسی بگذارد که خط تولید کارخانههای بحرانزده را خواباندهاند. دانشکدههای صنایع و مدیریت باید به جای فرمولهای خاکگرفته، نقشه توزیع آرد، دارو و سوخت را طوری بازطراحی کنند که با تخریب هر شریان ارتباطی، زندگی مردم معطل نماند. دانشکدههای علوم زیستی و داروسازی نیز موظفند پژوهشها را به سمت فرمولاسیون مواد اولیه کمیاب ببرند.
تجربه نشان داده که این مسیر شدنی است؛ همانطور که روزی دانشگاه و صنعت توانستند ساخت تجهیزات سنگین نفت و برجهای تقطیر را بومی کنند، امروز هم دانشگاههای مهندسی نفت، شیمی و مکانیک باید اتاق فرمان تولید کاتالیستهای راهبردی و تعمیر توربوکمپرسورهای حساس پالایشگاهی را در آزمایشگاههای خود مستقر کنند. دانشکدههای برق باید تمام تمرکز پژوهشگران را روی پایداری پستهای فشار قوی، بومیسازی رلههای حفاظتی و جلوگیری از فروپاشی شبکه برق سراسری در حملات موشکی متمرکز سازند. دانشکدههای عمران و نقشهبرداری نیز موظفند پایاننامهها را به سمت طراحی سازههای جایگزین، بازسازی سریع پلهای مواصلاتی و راهاندازی خطوط پشتیبان ریلی برای جابهجایی گندم و سوخت هدایت کنند.
این چرخش بزرگ بدون بازنگری در تعریف رسالهها ممکن نیست. چرا باید اجازه داد دانشجو ماهها وقت و انرژی خود را صرف دادههای بیمصرف کند، وقتی صدها خط تولید به خاطر سوختن یک برد الکترونیکی یا نبود یک ماده اولیه شیمیایی تعطیل میشوند؟ دفاع از پایاننامه باید زمانی پذیرفته شود که مهر تایید صنعت، وزارتخانه مربوطه یا ستاد مدیریت بحران پای آن باشد، تاییدیهای که گواهی دهد این پژوهش، خطی را روشن کرد، هزینهای را شکست یا بنبستی را از پیش پای تابآوری کشور برداشت. نظام ارتقای استادان نیز باید به خط مقدم وصل شود. استادی که در دل این ۶ ماه توانسته با یک نوآوری آزمایشگاهی وابستگی کشور را در یک قطعه راهبردی قطع کند بالاترین امتیاز را دارد، نه کسی که نامش در پاورقی مقالههای خنثی ثبت شده است.
کسی از دانشگاه انتظار ندارد نظم نظامی به خود بگیرد، اما از دانشگاهی که ادعای پیشگامی دارد انتظار میرود قرارگاه فرماندهی حل مسائل کشور باشد. تخریب ۳۰۰ ساختمان دانشگاهی نتوانست این سنگر را به زانو دربیاورد، آنچه میتواند به دانشگاه ضربه بزند، بیتفاوتی نسبت به زخمهای زندهای است که بر تن اقتصاد و سفره مردم نشسته است. زمان برای پژوهشهای بیخطر تمام شده است. امروز پایاننامهای ارزش نگهداری در کتابخانهها را دارد که گرد و خاک خط مقدم روی آن نشسته باشد و دردی از این مردم بردارد.
نویسنده این سطور نیز تعارف را کنار میگذارد. این کلمات برای پر کردن ستونهای روزنامه و ثبت در تاریخ نوشته نشده است. این یادداشت یک هشدار مستقیم برای اتاقهای تصمیمگیری است. زمان تعارفهای اداری گذشته است و اگر سیاستی از دل این کلمات بیرون نیاید، واژهها هم در پیشگاه مردم شرمنده خواهند ماند. امروز تصمیمی ارزش امضا دارد که به اندازه رزمنده خط مقدم شجاعانه باشد و باری از دوش این سرزمین بردارد.
۲۹ مهر ۱۴۰۵ - ۲۲:۳۳
کد مطلب: ۲۶٬۳۹۱
جنگ، عیار واقعی نهادها را در خط مقدم تابآوری کشور محک میزند. ایستادن زیر آوار ۳۰۰ ساختمان دانشگاهی ویرانشده و روشن نگه داشتن کلاسها یک پیروزی دفاعی بزرگ است، اما تداوم آموزش بهتنهایی یک دانشگاه جنگی نمیسازد. دانشگاه زمانی به معنای واقعی کلمه وارد میدان میشود که از حالت انفعال دربیاید و پایاننامههایش را به خط مقدم نجات اقتصاد و تولید ملی تبدیل کند. دشمن با تخریب این مراکز، مغز متفکر کشور را نشانه رفت تا زنجیره اراده و دانش ملی را فلج کند. مقاومت دانشگاهیان در دو نبرد ۱۲ و ۴۰ روزه ستودنی بود، اما امروز پرسش مرگ و زندگی این است که این چراغ روشن، قرار است کدام تاریکی را در میدان واقعی کشور روشن کند؟
نظر شما