۲۹ مهر ۱۴۰۵ - ۲۲:۴۹
کد مطلب: ۲۶٬۳۹۶
مدرک داریم؛ مهارت چطور؟

آگاه: «وَقُلْ رَبِّ زِدْنِی عِلْمًا»؛ پروردگارا، بر دانش من بیفزا. (طه، ۱۱۴)
وقتی کشوری روزهای سختی را پشت سر می‌گذارد، فقط خسارت‌های جنگ و بحران نیست که باید جبران شود. زندگی مردم هم باید دوباره روی روال بیفتد؛ کارخانه‌ها به کار برگردند، زمین‌ها محصول بدهند و جوان‌ها بتوانند با دانش و توانایی خود باری از دوش خانواده‌شان بردارند. در چنین شرایطی، یک پرسش جدی پیش روی دانشگاه قرار می‌گیرد: آنچه جوانان در سال‌های تحصیل می‌آموزند، چقدر به کار امروز و فردای کشور می‌آید؟
من به دانشگاه نرفته‌ام، اما سال‌هاست از نزدیک با دغدغه‌های تدریس و آموزش همسرم زندگی کرده‌ام. از همین جایگاه، گاهی به آینده جوان‌هایی فکر می‌کنم که سال‌های عمرشان را درس می‌خوانند و با امید به یافتن شغل، مدرک می‌گیرند. آیا آنها برای ورود به بازار کار آماده‌اند؟ آیا آنچه روی کاغذ آموخته‌اند، هنگام روبه‌رو شدن با یک مسئله واقعی هم به کارشان می‌آید؟
این پرسش برای من فقط یک بحث آموزشی نیست. جوانی از نزدیکان ما در رشته جوشکاری مدرک دانشگاهی گرفت، اما وقتی پای کار عملی در یک کارگاه به میان آمد، فهمید تجربه و مهارت لازم را ندارد. دانش‌آموخته دیگری در رشته مهندسی کشاورزی، برای نوشتن مطلبی کاربردی درباره مسائل پایه رشته خودش به مشکل برخورد. نمی‌توان از تجربه دو نفر درباره همه دانشگاه‌ها حکم قطعی داد؛ اما نمی‌توان این پرسش را هم نادیده گرفت که چرا گاهی میان سال‌های تحصیل و توانایی انجام کار، چنین فاصله‌ای می‌افتد.
البته دانشگاه فقط محل تربیت نیروی کار نیست و ارزش علم را هم نمی‌توان با درآمد و استخدام سنجید. پژوهش، تفکر و گسترش دانش، حتی اگر نتیجه فوری نداشته باشند، برای پیشرفت جامعه ضروری‌اند. مسئله اینجاست که آموزش دانشگاهی نباید از نیازهای واقعی مردم جدا بماند. وقتی تهیه یک قطعه صنعتی دشوار می‌شود، کشور به مهندسی نیاز دارد که بتواند در تعمیر و ساخت آن نقش داشته باشد. وقتی کم‌آبی، کشاورزی را تهدید می‌کند، دانش باید در مدیریت آب، اصلاح شیوه‌های کشت و کاهش خسارت محصول خودش را نشان دهد. در چنین موقعیت‌هایی، محفوظات به‌تنهایی کافی نیست؛ دانشجو باید فرصت داشته باشد آموخته‌هایش را در میدان عمل بیازماید.
البته همه مسئولیت بر دوش دانشگاه نیست. وقتی کارآموزی جدی گرفته نمی‌شود، ارتباط دانشگاه با محیط کار ضعیف است و بعضی کارفرمایان حاضر نیستند به نیروی تازه‌کار فرصت تجربه بدهند، مهارت‌آموزی دشوار می‌شود. از طرف دیگر، بی‌ثباتی اقتصادی و استخدام‌های دور از شایسته‌سالاری می‌تواند انگیزه جوانی را که برای آموختن تلاش کرده، از بین ببرد. اصلاح این وضعیت، همکاری دانشگاه، دولت و بخش خصوصی را می‌طلبد.
من مادرم. وقتی به آینده پسرم فکر می‌کنم، دلم می‌خواهد سال‌های درس خواندنش به چیزی بیش از گرفتن مدرک ختم شود. می‌خواهم بتواند مسئله‌ای را حل کند، کاری را درست انجام دهد و از دانسته‌هایش برای ساختن زندگی خودش و بهتر شدن زندگی دیگران بهره ببرد. مدرک می‌تواند در یک مسیر را باز کند، اما برای ادامه راه، توانایی هم لازم است.
ادامه فعالیت دانشگاه‌ها در روزهای دشوار کشور ارزشمند است؛ اما کار به باز ماندن درهای کلاس‌ها تمام نمی‌شود. باید دید پشت این درها چه اتفاقی می‌افتد و جوانی که روزی با مدرک از آن بیرون می‌آید، برای روبه‌رو شدن با واقعیت چقدر آمادگی دارد. شاید وقت آن رسیده باشد که در کنار پرسش همیشگی «چند نفر فارغ‌التحصیل شدند؟» سوال دیگری هم بپرسیم: چند نفر از آنها واقعا می‌توانند کاری را به انجام برسانند؟

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.