آگاه: سرلشکر خلبان علی عبداللهی روز گذشته در پیام خود با بیان اینکه ۱۳ آبان، روز ملی مبارزه با استکبار جهانی برای ملت ایران یک مناسبت تقویمی نیست؛ سند زنده استکبارستیزی است، تاکید کرد: این روز در حافظه تاریخی ایرانیان یادآور سه رخداد درسآموز است؛ تبعید امام خمینی (ره) در سال ۱۳۴۳، کشتار دانشآموزان انقلابی در سال ۱۳۵۷ و تسخیر لانه جاسوسی آمریکا در سال ۱۳۵۸؛ سه حادثهای که در ذیل کودتای ۲۸ مرداد سال ۱۳۳۲ و عملیات «آژاکس»، از همان لحظه، آمریکا را بدهکار ملت ایران کرده است.
رئیس ستادکل نیروهای مسلح اضافه کرد: پس از ۲۸ مرداد، خصومت آمریکا علیه ایران یک خط ممتد بوده است، نه حوادث و رخدادهایی پراکنده؛ حمایت و همراهی با صدام در جنگ تحمیلی هشتساله، پشتیبانی از منافقین و گروهکهای ضد انقلاب، ترور دانشمندان هستهای، جنگ اقتصادی و تحریمی، مسدود کردن اموال ملت ایران، ترور ناجوانمردانه سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی و مشارکت عملیاتی با رژیم صهیونیستی در جنگهای تحمیلی ۱۲ روزه و ۴۰ روزه سال ۱۴۰۴ و ۱۴۰۵ که به شهادت قائد امت و رهبر عظیمالشان انقلاب اسلامی، حضرت امام سیدعلی خامنهای (قدس سره الشریف)، فرماندهان عالی نیروهای مسلح، رزمندگان و مدافعان غیور وطن و جمع کثیری از ایرانیان مظلوم بهویژه کودکان معصوم منجر شد، تنها بخشی از این دشمنی دائمی و زنجیرهای آمریکاییها علیه این کشور است که پرونده سیاه آن همچنان باز و جهانیان شاهد تجاوزگریها و جنایت آفرینیهای کاخ سفید علیه انقلاب و میهن اسلامی است.
در پیام سرلشکر عبداللهی آمده است: امروز نبرد ترکیبی ایران و آمریکا، فراتر از یک منازعه نظامی، در حال جابهجایی هندسه قدرت جهانی است و ایران مقتدر از مسیر کنترل تنگه هرمز به عنوان گلوگاه حیاتی انرژی و تعیین قواعد دسترسی به آن به عنوان چهارمین قطب قدرت ظهور کرده است و نظم تکقطبی در برابر این واقعیت جدید زانو زده است که ملتها و قدرتهای منطقهای میتوانند بدون اتکا به چتر امنیتی آمریکا، امنیت خود را تامین کنند.
رئیس ستاد کل نیروهای مسلح و فرمانده قرارگاه مرکزی خاتمالانبیا(ص) با تاکید بر اینکه قدرت نظامی برای ما هدف نیست؛ ابزار است، تصریح کرده است: ایران خواهان جنگ نیست، اما رهنامه (دکترین) ما بر اساس واقعیتها و مقتضیات زمانه از «پدافند» به «ابتکار آفندی» و از «مدیریت بحران» به «نظمسازی» گذر کرده است. در ادامه این پیام آمده است: در این صحنه افتخارآمیز، نقشه ایران برای امنیت پایدار بر پنج اصل استوار است:
۱. پایان جنگ در همه جبههها، به ویژه لبنان و غزه؛ مذاکره همزمان با تهدید، تحمیل است.
۲. رفع کامل تحریمها و آزادسازی اموال مسدودشده ملت ایران.
۳. پرداخت غرامت جنگهای تحمیلی؛ ملت ایران بدهکار نیست، طلبکار است.
۴. بهرسمیت شناختن حاکمیت ایران بر تنگه هرمز و جایگزینی «سازوکار هرمز» با چتر امنیتی فرسوده آمریکا.
۵. تضمین عدم تجاوز مجدد و شکلگیری ترتیبات امنیتی درونزا در غرب آسیا.
سرلشکر عبداللهی یادآور شد: این پنج اصل، طرح صلح از موضع ضعف نیست؛ دکترین نظمسازی از موضع قدرت و در پرتو مقاومت فعال است. ایران به دنبال سلطه (هژمونی) نیست؛ بلکه در پی پایان سلطهای است که ۷۳ سال پیش با کودتای ۲۸ مرداد تحمیل شد و امروز در سایه عبرتهای ۱۳ آبان به پایان راه خود رسیده است. وی تاکید کرده است: مسیر ما مسیر امامین کبیر (ره) و شهید (قدس سره الشریف) انقلاب اسلامی است که آمریکا را بهعنوان «شیطان بزرگ» معرفی و راهبرد و سیاست «نه شرقی، نه غربی» و «مقاومت فعال» جمهوری اسلامی را به واقعیت انکارناپذیر کشور تبدیل کرده است که پرچم آن در دستان با کفایت مقام عظمای ولایت و رهبری و فرمانده کل قوا حضرت امام سیدمجتبی حسینیخامنهای (مدظلهالعالی) است و نیروهای مسلح با تبعیت محض از معظم له، تداوم آن را در میدان نظامی و سنگرهای جنگ ترکیبی و شناختی ضمانت میکنند.
در ادامه این پیام آمده است: اینجانب به نمایندگی از نیروهای مسلح مقتدر کشور با گرامیداشت یومالله ۱۳ آبان «روز ملی مبارزه با استکبار جهانی» و تجدید میثاق با شهیدان انقلاب اسلامی و ایران عزیز بهویژه امام شهید (اعلیالله مقامه الشریف)، در لبیک به تدابیر و فرامین اخیر فرمانده کل قوا (مدظله العالی) و هشدار به اردوگاه دشمن اهریمنصفت تاکید میکنم: «نیروهای مسلح و مدافعان تاریخساز وطن، به مدد برخورداری از حمایت ملی مردم مبعوث شده ایران به عنوان یکی از ارکان بازدارندگی برابر ایرانستیزان داخلی و خارجی، آمادگی رزمی هوشمندانه را الزام «بازدارندگی حداکثری» میدانند و با روزآمدسازی بانک اهداف و در تیررس قرار دادن داراییهای مادی و غیرمادی دشمن آمریکایی- صهیونیستی، هر سطح و نوع تهدید را با پاسخ فوری، تاثیرگذار و بدون محدودیت جغرافیایی پاسخ میدهند.»
پاسخ به بلوفهای آمریکا
برای تحلیل پیام شخص اول نیروهای مسلح ایران، باید ابتدا فضای حاکم بر منطقه و زمانبندی آن را درک کرد. این پیام، در شرایط فعلی سند راهبردی است که پس از دیدار فرماندهان بلندپایه نظامی با فرمانده کل قوا و در پاسخ به بلوفهای واشنگتن صادر شد. تمام آنچه در محتوای پیام آمده اهمیت دارد اما بخش اصلی، هشدار درباره «در تیررس بودن داراییهای مادی و غیرمادی دشمن» است. این جمله، پاسخ مستقیم به تهدیدات آمریکاست و به دشمن میفهماند، ایران دیگر تنها در حالت دفاعی نیست؛ اشراف کامل به نقاط حساس دشمن دارد. بنابراین اگر میخواهند دوباره ضربهای وارد کنند، باید بدانند ما هم دسترسی خوبی به شاهرگهای حیاتی آنها داریم.
دیروز از میدان تا سیاست با آمریکا و رژیم صهیونی اتمام حجت شد؛ محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی و رئیس تیم مذاکرهکننده ایرانی نیز در جلسه علنی و وبیناری مجلس در سخنانی با بیان اینکه جمهوری اسلامی ایران همانگونه که با انگشت روی ماشه برای نبرد آماده است، پاسخی مقتدرانه و عقلانی به طرف آمریکایی داده و اکنون توپ در زمین آمریکاست که از جنگ جلوگیری کند، تصریح کرد: همزمان ما در عرصه میدانی و نظامی در بالاترین سطح آمادگی دفاعی قرار داریم و اگر واشنگتن باز هم دچار خطای استراتژیک شود، بداند که این بار با میدانی جدید از جنگ مواجه شده و درماندهتر از امروز به دنبال راه فرار خواهد بود.
سناریوهای جدید و شگفتزده ایران
در همین رابطه فداحسین مالکی، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس در گفتوگو با خبرگزاری «مهر» با اشاره به تلاش آمریکا برای گسترش و دورتر کردن محدوده پایگاهها و مراکز نظامی خود از دسترس ایران، گفت: آمریکا درصدد است دایره حملات و پایگاههای خود را در آینده گستردهتر و موقعیت آنها را به گونهای تنظیم کند که از تیررس ایران دور باشند، اما قطعا این تصور درست نیست و چنین اقداماتی نمیتواند مانع پاسخ جمهوری اسلامی ایران شود. وی اظهار کرد: در صورت وقوع جنگ، ایران با نگاه و سناریویی جدید وارد میدان خواهد شد؛ سناریویی که به اعتقاد من، آمریکا و کشورهای اروپایی را شگفتزده خواهد کرد.
کالبدشکافی پنج اصل امنیت پایدار
اما به اصل محتوای گزارش بپردازیم. نقشه ایران برای امنیت پایدار در پنج محور اصلی اعلام شد که هرکدام از این بندها قابل تبیین است:
۱. تاکید بر پایان جنگ در غزه و لبنان، نشان از نقش محوری ایران در معادلات منطقهای دارد. ایران صراحتا اعلام کرد، مذاکره در حالی که صدای بمبها بلند و تهدیدها جاری است، پذیرفتنی نیست. این رویکرد، هرگونه تلاش آمریکا برای مذاکره از موضع قدرت را نقش بر آب میکند. همان حرفی که پیش از این و قبل از تفاهمنامه اسلامآباد زده میشد.
۲. رفع تحریمها و بازگشت اموال مسدود شده، درخواست ایران نیست، شرط اساسی است. موضع «جمهوری اسلامی» با کمال اقتدار بیان شد، به دلیل آنکه تحریمها و جنگ نظامی نتوانستهاند اراده ملت ایران را بشکنند و حالا نوبت آن است که دشمن هزینه این فشارها را بپردازد.
۳. مطالبه غرامت جنگهای تحمیلی، حکایت از آن دارد که ایران «طلبکار» است و طرف مقابل باید بدهیهای خود را پرداخت کند. دشمن باید بداند ایران پهناور بنا بر حقانیت و قدرت فعلی خود، اجازه نمیدهد جنایات گذشته فراموش شود. باز تکرار میکنیم؛ دوران بزن دررو خیلی وقت است تمام شده است. نمیشود چشمها را بست و مدعی شد هیچ اتفاقی نیفتاده است.
۴- یکی از مهمترین بخشهای این پیام، به امنیت تنگه هرمز اختصاص داشت. به اعتقاد ایران، امنیت این مسیر حیاتی نباید در دست آمریکا قرار گیرد؛ این مدیریت باید به دست خود کشورهای منطقه سپرده شود و این اقدام، ضربهای سنگین به نفوذ واشنگتن در منطقه است، زیرا وقتی حضور نظامی آمریکا از این مسیر برداشته شود، قدرت اصلی او برای فشار بر اقتصاد جهان و سیاستهای منطقهای از بین میرود. با این رویکرد، ایران به دنبال حذف مداخلهگریهای آمریکا از معادلات امنیتی غرب آسیا است.
۵. برای ایران، امنیتی که ریشه در خود منطقه داشته باشد و نه توسط قدرتهای خارجی دیکته شود حائز اهمیت است. بر همین اساس تاکید رئیس ستادکل نیروهای مسلح بر «امنیت درونزا» به منزله آن است که مدیریت منطقه باید در دست خود کشورهای منطقه باشد. همچنین، مطالبه تضمین عدم تجاوز، نشاندهنده این واقعیت است: ایران از قدرت و تواناییهای دفاعیاش کاملا آگاه است. از نظر ایران، هرگونه صلح پایدار تنها زمانی ممکن است که دشمنان بپذیرند واقعیتهای جدید قدرت در منطقه تغییر کرده است و دیگر نمیتوانند با روشهای قدیمی، با ایران برخورد کنند.
فرجام سخن
پیام رئیس ستاد کل نیروهای مسلح، «اولتیماتوم هوشمندانه» است. ایران دیگر به دنبال پذیرش توافق روی کاغذ نیست، به دنبال تغییر بنیادین ساختار امنیت در غرب آسیاست. نکته کلیدی در این پیام، تلفیق «برد-برد» با قدرت بازدارندگی است. از یک سو، ایران مسیر صلح و امنیت را با پنج راهبرد کلان باز گذاشته و از سوی دیگر، با هشدار درباره در تیررس بودن داراییهای دشمن، هرگونه تفکری برای تجاوز را با ریسکهای جبرانناپذیر گره زده است. این نوع نگاه، نتیجه مستقیم افزایش توان نظامی و اشراف اطلاعاتی ایران است. وقتی کشوری بتواند با صراحت از غرامت و حاکمیت بر تنگه صحبت کند و همزمان دشمن را به داراییهایش هشدار دهد، یعنی از تهدیدات طرف مقابل واهمهای ندارد. ستاد کل نیروهای مسلح با این پیام به آمریکا فهماند، دوران دیکته کردن شرایط به پایان رسیده است. حالا توپ در زمین دشمن است؛ یا پذیرش واقعیتهای جدید و حرکت به سمت امنیتی درونزا، یا رویارویی با قدرتی که هم راه صلح را میشناسد و هم مسیر ضربه زدن به حساسترین نقاط دشمن را.
نظر شما