آگاه: توسعه انرژی خورشیدی در ایران سابقهای چندساله دارد. تاسیس سازمان انرژیهای نو ایران در سال ۱۳۷۵، تدوین برنامههای توسعه انرژیهای تجدیدپذیر در برنامههای توسعه کشور و شکلگیری سازوکار خرید تضمینی برق در سال ۱۳۹۰، از نخستین گامهای سیاستگذاری در این حوزه بود. در سال ۱۳۹۵ نیز با ادغام سازمانهای مرتبط، سازمان انرژیهای تجدیدپذیر و بهرهوری انرژی برق (ساتبا) تشکیل شد. همچنین از سال ۱۳۹۵، الزام دستگاههای دولتی به تامین بخشی از برق مصرفی ساختمانهای خود از منابع تجدیدپذیر، بهعنوان یکی از سیاستهای توسعه این انرژی دنبال شد.
پشتبام مدارس؛ ظرفیت مغفول تولید انرژی
ورود مدارس به این برنامه نیز در ابتدا با اجرای نیروگاههای کوچک خورشیدی روی پشتبام برخی واحدهای آموزشی آغاز شد. با افزایش نگرانیها درباره ناترازی برق، این رویکرد به طرحی گستردهتر تبدیل شد. بر اساس آمار اعلامشده در خرداد ۱۴۰۵، حدود ۱۳۰۰ مدرسه در کشور به نیروگاه خورشیدی مجهز شده بودند و مجموع ظرفیت تولید آنها به هفت مگاوات میرسید. در تهران نیز طرح تجهیز ۱۲۰۰ مدرسه به نیروگاههای خورشیدی با ظرفیت پنج کیلووات برای هر مدرسه اجرا شد که در مجموع حدود ۶ مگاوات ظرفیت تولید برق ایجاد میکند. در این طرح، تجهیزات اصلی با همکاری ساتبا تامین و هزینههای نصب با حمایت استانداری و سازمان مدیریت و برنامهریزی فراهم شد. البته نصب تجهیزات بهتنهایی به معنای بهرهبرداری نیست و اتصال به شبکه، ثبت اطلاعات و تکمیل مراحل اداری نیز باید انجام شود.
گام بعدی، توسعه این برنامه در مقیاس ملی است. بر اساس اعلام مسئولان ساتبا در آبان ۱۴۰۵، از مجموع حدود ۱۲۰ هزار مدرسه کشور، نزدیک به ۹۰ هزار مدرسه از نظر فنی ظرفیت مشارکت در تولید برق خورشیدی را دارند. برای تجهیز ۱۲ هزار مدرسه تا پایان سال نیز اعتبار ۲.۵ همتی پیشبینی شده است. در این برنامه، علاوه بر افزایش ظرفیت تولید پراکنده برق، استفاده از فضاهای بلااستفاده مدارس و مشارکت مراکز آموزشی در تامین انرژی پاک دنبال میشود.
مدارس فقط مصرفکننده برق نیستند
اما این طرح چه دستاوردهایی دارد؟ نخستین مزیت آن، تولید برق در نزدیکی محل مصرف است. پراکندگی نیروگاههای کوچک خورشیدی میتواند بخشی از فشار واردشده بر شبکه سراسری را کاهش دهد و در ساعات آفتابی، به تامین برق کمک کند. از سوی دیگر، مدارس میتوانند به محیطی عملی برای آموزش مفاهیم انرژیهای تجدیدپذیر تبدیل شوند و دانشآموزان بهجای آشنایی صرفا نظری با انرژی پاک، فرآیند تولید برق را از نزدیک مشاهده کنند.
درآمدزایی نیز یکی دیگر از اهداف این برنامه است. برق تولیدی میتواند از طریق سازوکار خرید تضمینی به فروش برسد و در مراحل بعد، با تجمیع ظرفیت نیروگاهها، امکان عرضه آن در بورس انرژی فراهم شود. البته نحوه تخصیص درآمد به مدرسه به شیوه تامین سرمایه بستگی دارد. طبق توضیحات مسئولان سازمان نوسازی مدارس، اگر هزینه نصب از اعتبارات دولتی تامین شده باشد، درآمد فروش برق لزوما به مدرسه اختصاص پیدا نمیکند؛ در حالی که در برخی مدارس خیرساز، امکان سرمایهگذاری غیردولتی و اختصاص درآمد به مدرسه وجود دارد.
با این حال، اجرای طرح بدون هزینه و ملاحظات فنی نیست. برآوردهای اعلامشده در آذر ۱۴۰۴، هزینه احداث یک نیروگاه پنجکیلوواتی را حدود ۱۵۰ تا ۲۰۰ میلیون تومان اعلام میکرد؛ رقمی که با توجه به تغییر قیمت تجهیزات و شرایط بازار باید بهروزرسانی شود. علاوه بر هزینه اولیه، نگهداری، شستوشوی پنلها، تعمیر اینورتر و تعویض تجهیزات در بلندمدت نیز باید در محاسبات اقتصادی لحاظ شود. همچنین همه مدارس شرایط نصب ندارند و استحکام پشتبام، میزان سایهاندازی، وزن تجهیزات و ایمنی سازه از عوامل تعیینکننده هستند. نکته دیگر اینکه نیروگاه متصل به شبکه، بدون تجهیزات ذخیرهساز و سامانه مناسب، هنگام قطع برق الزاما قادر به تامین برق مدرسه نخواهد بود.
پنلهای خورشیدی؛ راهکار ناترازی یا گامی آموزشی؟
در نهایت، نصب پنلهای خورشیدی در مدارس را باید فرصتی برای پیوند دادن آموزش، اقتصاد و مدیریت انرژی دانست؛ اما موفقیت آن صرفا با تعداد پنلهای نصبشده سنجیده نمیشود. میزان برق تولیدی، تعداد نیروگاههای واقعا متصل به شبکه، هزینه نگهداری، درآمد حاصل و نحوه هزینهکرد آن باید بهصورت شفاف اعلام شود. اگر این طرح با تامین اعتبار پایدار، نظارت فنی و سازوکار مشخص درآمدزایی همراه شود، مدارس میتوانند علاوه بر محل آموزش نسل آینده، به بخشی از راهحل بحران انرژی کشور نیز تبدیل شوند.
نظر شما