الناز عباسیان
-
مصاحبه با مادر میکائیل، از شهدای میناب
عکس میکائیل در قلب آمریکا بالا رفت
الناز عباسیان، خبرنگار: مادر دانشآموز شهید میکائیل میردورقی از شهدای اندیمشکی مدرسه میناب، با قدردانی صمیمانه از ملیپوشان تیم فوتبال کشورمان حتی بعد از حذف از جام جهانی، به آنها خداقوت و دست مریزاد گفت. او حتی چندی پیش در واکنش به حرکت ارزشمند اعضای تیم ملی که با نام کاروان «میناب ۱۶۸» به جام جهانی رفته بودند، از آنها قدردانی و پیامی ارسال کرده بود. او که حالا مادر یکی از معروفترین شهدای میناب است، در یک گفتوگوی تلفنی برای ما از احوالات این روزهای خود گفت. با ما همراه باشید تا بخشهایی از صحبتهای شکیبا دریکوند، مادر شهید میکائیل میردورقی را مرور کنیم.
-
روایت دلتنگیهای بیپایان خانواده زهرا و زینب بهرامی، از شهدای مدرسه میناب
دو خواهر با هم پرکشیدند
الناز عباسیان، خبرنگار: زهرا، نازدانه کوچک خانه بهرامی، تنها هفت بهار را دیده بود و کلاس دومی بود. با چادر نمازی که صبح شنبه به دوش انداخت و لبخندی که هنوز در خاطره مادر مانده، راهی مدرسه شد تا برای اولین بار به نماز جماعت برود؛ اما دیگر برنگشت. زینب، خواهر بزرگترش، کلاس ششمی بود و در همان صبح حادثه، سوره تکاثر را برای پدر زمزمه کرد. آنها پر کشیدند و دشمن داغشان را تا ابد در دل پدر و مادر نشاند.
-
پای صحبتهای مادر شهیدان آسنا و محمدحسام رئیسی از میناب
خواهر و برادری که با هم پر کشیدند
الناز عباسیان، خبرنگار: کمدی که دیگر باز نمیشود؛ دفتر و کتابهایی که برای همیشه بسته شدند و مادری که حالا به جای جشن قبولی تیزهوشان دخترش، باید با خاطرات بیرون آوردن بچهها از زیر آوار زندگی کند.
-
اینجا مزار امیران است
الناز عباسیان- خبرنگار: جرات نگاه کردن به عکسهای امیرمحمد بوستانی را ندارم. هربار که نگاهش میکنم، چشمان پسرم را میبینم و شرم میکنم از اینکه به پدر شهید بگویم امیر تو شبیه امیر من است. هم سن و سال و هم نام و هم چهره! حتی فعلها هم یاریام نمیکنند که «بود» بگویم یا «است.» بیشتر از هر گزارش شهیدی در طول این سالها، این روزها با مادران و پدران میناب همدرد شدهام.