داوود نبی
-
نگاهی به داستان ترجمه ادوارد فیتزجرالد از رباعیات خیام، به بهانه سالمرگ او
خیام ویکتوریایی و یک سوءتفاهم بزرگ
در دوم سپتامبر ۱۸۶۳، جان راسکین، منتقد هنری انگلیسی، نامهای به مترجم ناشناس اشعار عمر خیام نوشت و گفت: «با تمام وجودم از شما التماس میکنم که اشعار بیشتری از عمر خیام برای ما پیدا و ترجمه کنید؛ من - تا به امروز - چیزی به شکوه این شعر نخواندهام.» او نامه را با این کلمات به پایان رساند: «بیشتر - بیشتر - لطفا بیشتر.» مترجم یعنی ادوارد فیتزجرالد تا سال ۱۸۷۲ نامه را نخواند. در آن زمان، چاپ سوم رباعیات عمر خیام منتشر شده بود و خیام دنیای ادبیات غرب را به سرعت تسخیر کرده بود.