صفویه
-
هنر اسلامی چگونه در دوران استاد حسین بهزاد تنوره کشید؟
حکمت نقشهای اسلامی
مرگ، برای قلمموهایی که جان در پیکر بیجان رنگ میدمند، هرگز خط پایان نبوده است؛ نقطهویرگولی است میان دو سطر از یک شعر بلند. ۲۱ مهر ۱۳۴۷، وقتی انگشتان استخوانی استاد حسین بهزاد از حرکت بازایستاد، موزهها تنها یک پیکر را بدرقه نکردند، بلکه میراثدار هزار سال خلوتگزینی در کارگاههای خط و تذهیب به خاک سپرده شد؛ مردی که نگارگری ایران را از کنج موزههای فرنگی و تقلیدهای فرسوده قاجاری نجات داد و کالبد نیمهجان آن را با خون ادراک مدرن جانی دوباره بخشید. اما حسین بهزاد، قلهای منفرد در کویری بیآبوعلف نبود؛ او بیرقدار انتهایی کاروانی بود که قرنها پیش از دل ویرانههای نیشابور، کتابخانههای هرات، گنبدهای فیروزهای اصفهان و هندسه قدسی دانشمندان عارف راه افتاده بود. برای درک راز خطوط بهزاد، باید تاریخ را ورق زد و به سرچشمههایی بازگشت که در آن، هنر نه یک تزئین صرف، بلکه بازتابی از مکاشفه روح ایرانی در تلاقی با حقیقت اسلام بود.
-