ماکان نصیری
-
ابتکاری که با استقبال افکار عمومی مواجه شد
ماکان هنوز در میان وسایلش پیداست
وقتی عکس را دیدم، چند ثانیه فقط به همان چسب نگاه کردم.
-
روایتی از پاییز بیپایان در کلاسهای خالی میناب
بچههای شهید مدرسه شجره طیبه، حاضر!
اول مهر برای همه کودکان، تجلی رویش و آغاز است؛ روز هیاهوی شادمانه حیاطها، عطر پاککنها و دویدن کودکانی که جهان را در قاب کیفهای کوچکشان حمل میکنند. اما اسفند سال گذشته در گوشهای از این خاک، سال تحصیلی با غرش موشک و بوی زننده باروت پیوند خورد. آمریکا مدرسه شجره طیبهای را هدف گرفت که قرار بود زادگاه رویاها باشد، غافل از آنکه در منظومه هویتی این ملت، مدرسه هرگز با آوار فرونمیریزد. اینجا روایتی داریم از جنایتی عریان علیه معصومیت، کولهپشتیهایی که به مانیفست سرخ مظلومیت و پایداری در جهان تبدیل شدند، آرزوهایی که زیر خاک و بتن خفتند و نسلی که از دل ویرانهها، فرهنگ مقاومت و زیستن در محاصره آتش را بازتعریف میکند.
-
روایتی از ماکان و امیرعلی؛ دانشآموزان شهید میناب که به نسیم تبدیل شدند
دوقلوهای افسانهای میناب
نعیمه جاویدی: دبستان شجره طیبه میناب، دو شهید جاویدالاثر دارد. شهیدان «ماکان نصیری» و «امیرعلی جداوی». برای ما اما روزهایی هست، سختتر از هجران و تشییع شهیدان این مدرسه. جانکاهتر اینکه حتی تار مویی از این دو نداریم که تشییع کنیم. آن غم بزرگ ما اما چیست؟
-
روایتی تکاندهنده از دانشآموز کلاس اولی مدرسه میناب
ماکان، جاویدالاثر است؛ نه مفقودالاثر
مرضیه کیان- خبرنگار: گاهی یک نام، نه فقط یادآور یک انسان، که زخمی عمیق و همیشگی روی قلب یک شهر است و میناب این روزها چنین زخمی بر سینه دارد؛ زخمی باز و سوزان به نام «ماکان نصیری». پسری هفت ساله که روزهاست یادش در ویرانههای دبستان شجره طیبه جاری است و نبودنش در هوای سوخته میناب نفس میکشد.