کارآفرینی
-
چگونه تب کارآفرینی، فرهنگ کار کردن را به باد فراموشی سپرد؟
درباره رویای مشترک رهایی و تله رئیس خود بودن
در عصری زندگی میکنیم که کلماتی مانند استارتاپ، بنیانگذار و مدیرعامل گوش فلک را کر کرده است. انگار جامعه بهطور جمعی تصمیم گرفته که دیگر کسی کار نکند و همه مدیریت کار را بر عهده بگیرند. جوانانی که تا دیروز در آرزوی تسلط بر یک مهارت فنی و هنری بودند، امروز پیش از آنکه الفبای حرفهای را بیاموزند، در پی چاپ کارت ویزیتی هستند که زیر نامشان عنوان «مدیر» یا «کارآفرین» خورده باشد. این متن به بهانه ۲۹ بهمن که در تقویم رسمی ایران بهعنوان روز اقتصاد مقاومتی و کارآفرینی نامگذاری شده است، تلاش میکند تا روایتی باشد از یک دگردیسی دردناک؛ داستانی از دورانی که در آن، «استادکاری» جای خود را به «عنوانگرایی»داده و فرهنگ اصیل کار کردن، در زیر آوار شعارهای پرزرق و برق کارآفرینی دفن شده است.
-
آینه مسیر پیش رو
ایران، سرزمینی با تمدنی چند هزارساله، همواره در آینه گذشته خود مینگرد. از شاهنامه فردوسی که حماسههای اساطیری را روایت میکند تا غزلهای عاشقانه حافظ و پندهای سعدی، فرهنگ ایرانی پر است از افتخار به گذشتهای که ریشههای هویت ماست.