هر بار که کتابی می‌نویسم، انگار اولین بارم است

آگاه: نویسنده کتاب «تاریخ مختصر همه‌چیز ۲.۰» (A Short History of Nearly Everything ۲.۰) در گفت‌وگو با گاردین، از تجربه سفر به استرالیا و تازه‌ترین شگفتی‌های علمی تا عادات شخصی، وسواس‌های زبانی و اعترافی غیرمنتظره از دوران کودکی سخن گفته است.

 شما سال‌ها به استرالیا سفر کرده‌اید. توصیه نخست شما به یک تازه‌وارد چیست؟
 بروید و قدم بزنید! البته شاید نه وسط بیابان اما اگر در یکی از شهرها هستید، قدم بزنید. من هر جا که بروم همین کار را می‌کنم. عاشق این هستم که بدون اینکه بدانم کجا می‌روم، بدون نقشه و بدون هیچ پیش‌فرضی شروع کنم به کشف کردن. فکر می‌کنم این بهترین روش برای شناختن یک مکان است و یک مزیت بزرگ دارد: اگر مثلا در سیدنی دور یک گوشه بچرخید و ناگهان پل بندرگاه را ببینید، احساس می‌کنید خودتان آن را کشف کرده‌اید. به‌نظرم حس خیره‌کننده‌ای دارد و علاوه بر آن، در مسیر، کافه‌های کوچک و گوشه‌های پنهان و چیزهای عجیب و جالبی را کشف می‌کنید.

در بازنگری نسخه جدید تاریخ مختصر همه‌چیز ,چه چیزی بیش از همه شما را شگفت‌زده کرد؟
فکر می‌کنم چیزی که بیش از همه مرا شگفت‌زده کرد این بود که تعداد قمرهای منظومه شمسی تقریبا دو برابر شده نسبت به زمانی که نخستین بار کتاب را نوشتم و با خودم گفتم، یعنی واقعا این قمرهای دیگر را قبلا ندیده بودند؟ تقریبا ۱۰۰ قمر تازه کشف شده است. پاسخ هم این است که بسیاری از آنها واقعا کوچک‌اند. عملا فقط تخته‌سنگ‌های بزرگی هستند. اما اگر سنگی با وفاداری به دور یک سیاره بگردد، پس واجد شرایط است تا «قمر» نامیده شود. این تغییر در فصل اول بود و من کتاب را به ترتیب زمانی مرور می‌کردم. بنابراین با خودم گفتم: خدایا، باید کلی تغییر بدهم!

اگر قرار باشد یک شخصیت تاریخی را به شام دعوت کنید، انتخاب‌تان کیست؟
این سوال وقتی فکر می‌کنید خیلی عجیب است. یعنی خب، واضح است که شکسپیر را انتخاب می‌کردم و شاید ایزاک نیوتن را. اما مسئله این است که هیچ چیز یاد نمی‌گیرید. تمام مدت شام باید برای‌شان توضیح بدهید که چرا دیگر مرده نیستند! منظورم این است که آنها فقط مدام می‌پرسند: «چه خبر؟ چی شده؟!» و این اصلا شبیه یک شام دوستانه نخواهد بود که همه بنوشند و آرام باشند و بعد خب، چه کسی قرار است به آنها بگوید که وقتی شام تمام شد باید دوباره بمیرند و باید به قبرهای‌شان برگردند؟ من نمی‌خواهم چنین کاری کنم.

آیا برای شروع یا پایان هر کتاب، آیین خاصی دارید؟
مضحک است. هر بار که کتابی می‌نویسم، انگار اولین بارم است. هرچند همیشه خودم هستم و فقط یک صدای نوشتاری دارم، اما به‌نظر می‌رسد باید آن صدا را دوباره پیدا کنم تا احساس راحتی کنم. واقعا باور دارم نخستین صفحه یا پاراگراف خیلی خیلی مهم است و تا زمانی که آن را درست به‌دست نیاورده باشم نمی‌توانم ادامه دهم. وقتی آهنگ و ریتم و حس متن را پیدا می‌کنید، همه‌چیز آسان‌تر می‌شود. در طول نوشتن تنها عادتی که دارم این است که وقتی فعال‌تر بودم، دو فنجان قهوه می‌خوردم و بعد پشت میز می‌نشستم و شروع به کار می‌کردم، بدون بهانه و آیین خاصی برای تمام کردن؟ نه – فقط تمامش می‌کنی و بعدنوشیدنی می‌نوشی.

آیا به آثار یا فیلمی بارها بازمی‌گردید؟
 کتاب‌های زیادی در جهان وجود دارد و زمان خواندن آنها آشکارا محدود است، بنابراین برایم کمی اتلاف وقت است اگر برگردم و دوباره چیزی را بخوانم. برای فیلم‌ها هم همین‌طور است. البته فیلم هتل بزرگ بوداپست (The Grand Budapest Hotel) را دوباره دیدم. نه از ابتدا تا انتها، بلکه بخش‌هایی را دوباره تماشا کردم چون واقعا مجذوبش بودم و بعضی صحنه‌ها را می‌خواستم بدانم چطور فیلم‌برداری کرده‌اند.

بهترین توصیه‌ای که گرفته‌اید چیست؟
 از نصیحت خوشم نمی‌آید. چیزی که همیشه اعصابم را خرد می‌کند این است وقتی کسی می‌گوید: «آیا اجازه می‌دهی یک توصیه بهت کنم؟» پاسخ من همیشه این است: «بله، بسیار ناراحت می‌شوم!» بعضی‌ها که کتاب‌هایم را خوانده‌اند، می‌آیند و چیزهایی را که از کتاب خوش‌شان نیامده برایم می‌گویند، انگار من خیلی از این انتقادها خوشحال می‌شوم و باعث می‌شود دفعه بعد نویسنده بهتری شوم و باز هم می‌گویم: نه، ممنون. فکر می‌کنم نزدیک‌ترین چیز به «بهترین توصیه» که بتوانم فوری به یاد بیاورم، از یکی از آلبوم‌های باب دیلن است: «به عقب نگاه نکن». فکر می‌کنم نگاه کردن به گذشته، معمولا سیاست خوبی نیست، چون کاری از دستت ساخته نیست و فقط درگیر چیزهایی می‌شوی که آرزو می‌کنی ای‌کاش آنها را نکرده بودی یا رخ نداده بودند یا اشتباهاتی که مرتکب شدی و نمی‌توانی زمان را عقب ببری و دوباره انجامش دهی، پس رهایش کن.

دشمن یا رقیب دارید؟
کل دولت فعلی ایالات متحده، نه فقط ترامپ. در واقع ترامپ تقریبا کم‌اهمیت‌ترین بخش ماجراست. همه آن افراد چاپلوس را نمی‌توانم تحمل کنم. اینکه همه این آدم‌ها دارند اجازه می‌دهند و تشویقش می‌کنند برایم غیرقابل‌تحمل است و مسئله فقط این نیست که دارند کارهایی می‌کنند که من سیاسی با آنها موافق نیستم، بلکه اینکه در همه‌چیز این‌قدر کینه و بدخواهی وجود دارد، برایم ناراحت‌کننده‌ترین بخش است. این کشور من است، جایی که از آن آمده‌ام. سال‌ها در آن زندگی نکرده‌ام، اما آمریکای خیلی مهربان‌تری را به یاد دارم نسبت به آنچه امروز می‌بینیم.
تاریخ مختصر همه‌چیز ۲.۰ اکنون توسط انتشارات پنگوئن منتشر شده و برایسون در فوریه ۲۰۲۶ با اجرای زنده بهترین‌های بیل برایسون به استرالیا و نیوزیلند خواهد رفت.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.