آگاه: در همان روزهای آغازین جنگ، همسایه شمال غربی ایران دیوارهای بتنی را برافراشت و مراقبتها را تشدید کرد تا به خیال خود جلوی هجوم مهاجران و جنگزدهها را بگیرد اما چند روز که گذشت ورق برگشت به گونهای که ایرانیان بسیاری از مرز زمینی وارد ایران شدند تا خود را به «وطن» برسانند. این اقدام به قدری عجیب بود که رسانههای معتبر غربی به پوشش آن پرداختند. در یکی از این گزارشها رسانه انگلیسی رویترز به این موضوع پرداخت و یکی از ایرانیان در پاسخ به این رسانه گفت: «چگونه میتوانم در امنیت باشم در حالی که خانوادهام احتمالا در خطرند؟»
روایتهای مشابه بسیار دیگری هم در همان ایام در مرز ایران و ترکیه رقم خورد. این مسئله تا آنجا پیش رفت که وزیر کشور ترکیه به رسانهها گفت: نهتنها موج مهاجرت گستردهای از ایران شکل نگرفت، بلکه پدیدهای نادر با عنوان «مهاجرت معکوس» رخ داد، بهگونهای که روند بازگشت ایرانیان از ترکیه به وطن، از خروج آنها سبقت گرفت. این رفتار اجتماعی که توجه بسیاری از تحلیلگران بینالمللی را به خود جلب کرده است، بار دیگر حقیقتی عمیق را آشکار کرد: حس میهنپرستی در میان ایرانیان، دیرینگی و ژرفایی دارد که فراتر از محاسبات مادی دنیای مدرن عمل میکند. این الگوی رفتاری منحصربهفرد، ریشه در تجربیات تاریخی و مختصات فرهنگی-اجتماعی پیچیده جامعه ایران دارد.
۱. بحران به مثابه هویتبخش: برخلاف بسیاری از جوامع که تهدیدات خارجی سبب تزلزل وفاداری شهروندان میشود، در فرهنگ سیاسی ایران «شرایط بحرانی» اغلب به مثابه عنصری هویتبخش عمل کرده است. به تعبیر جامعهشناسان، «تهدید ملی» در ایران تبدیل به «کاتالیزوری میهنپرستانه» میشود که تفاوتها و نارضایتیهای داخلی را در برابر یک «تهدید مشترک» به حاشیه میراند.
۲. میراث تاریخی مقاومت: وسعت جغرافیایی ایران و قدمت تمدنی آن، رفتاری «سرزمینمحور» را در میان ایرانیان نهادینه کرده است. در رسانهها میتوانید پاسخهای زیادی از ایرانیان در حال برگشت به کشور را بخوانید که اولویتشان دفاع ایرانیان از کشورشان آن هم با تمام وجود است.
۳. تابآوری جمعی: مطابق گزارشهای میدانی، دغدغه اصلی مهاجران بازگشته امنیت فردی نبود، بلکه «نگرانی برای عزیزان به جای مانده» بود. این همذاتپنداری عمیق نشانگر وجود شبکههای مستحکم همبستگی خانوادگی و اجتماعی است. این پدیده که برخی تحلیلگران از آن به عنوان «تابآوری ایرانی» یاد میکنند، پرسشی اساسی برای محققان علوم رفتاری ایجاد کرده است: در عصری که نظریه «خردگرایی اقتصادی» حاکم بر مهاجرتهاست، چه عاملی، یک شهروند را به بازگشت به نقطه بحران وا میدارد؟
پاسخ را شاید بتوان در همان کلمات کلیدی یافت که هر ایرانی در وصف وطن به کار میبرد: «خاک» _که با خون عجین شده-، «آب» -که سند تاریخ است- و «آئین» -که هویت جمعی را معنا میبخشد- در دوران سومین جنگ تحمیلی، «میهنپرستی ایرانی» نه یک شعار سیاسی یا رویکردی قشری، که فرآیندی عمیقا انسانی و مبتنی بر «عشق به ریشهها» است. حالا در چنین شرایطی همه مسئولان و افراد دارای تریبون باید در اظهارات خود دقت کنند و بدانند که با انتشار نظر شخصی خود درباره ایرانیان حاضر در خیابان از همه اقشار و سلیقهها، چه ضربهای به اتحاد ملی ایرانیان میزنند آن هم در شرایطی که هنوز تهدید جنگ و دشمن از بین نرفته است.
۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۰۶:۴۵
کد مطلب: ۲۱٬۹۸۶
در دو ماه اخیر، چه آن ۴۰ روزی که کشور عزیزمان، ایران زیر ضربات نظامی اهریمنان بود و چه تمام روزهای گذشته تا همین شب قبل، رفتار جمعی ایرانیان حیرت جهان را به دنبال داشته است.
نظر شما