۲۵ دی ۱۴۰۴ - ۱۳:۳۶
کد خبر: ۱۹٬۶۴۷

چگونه ریشه‌های اغتشاش خشکیده می‌شود؟

ولی نعمت؛ نه رعیت

محمد حسین شیخ شعاعی ـ آگاه مسائل سیاسی

انقلاب سال ۵۷، در کانون تغییراتی که امام خمینی (ره) در فرهنگ سیاسی ایران رقم زد، رابطه حاکمان و مردم را از چارچوب ارباب و رعیت به «خادم» و «ولی‌نعمت» منتقل کرد. این یک تغییر در صرف مفاهیم و شگردی برای همراه کردن مردم نبود؛ این یک اتفاق سنگین در ساختار سیاسی ایران بود که به گواهی برخی موضع‌گیری‌ها و رفتارها، حتی همه کسانی که با انقلاب همراهی کرده بودند، عمق آن یا لااقل اهمیت آن را درنیافته بودند و چه بسا هنوز هم. درک این تغییر، فهم ما را از رویدادها دگرگون می‌کند.

ولی نعمت؛ نه رعیت

آگاه: کج‌فهمی از الگوی انقلاب اسلامی ممکن است حتی حضور پرشکوه مردم را در ۲۲‌دی ۱۴۰۴ حتی برای خود این مردم، تأویل به رخدادی ببرد که صرفا در واکنش به تخریب و تعدی و خشونت‌های خط گرفته از بیگانگان، ظهور یافت و می‌توانست در هر برهه دیگری و به صورت دیگری نمایان شود؛ در حالی که ساختار روابط مردم و حاکمان در ساختار جمهوری اسلامی بر اساس مبانی اصیل انقلاب ۵۷، تصویری عمیق‌تر، از این «حرکت»، ایجاب می‌کند. مردم به عنوان ولی نعمت مسئولان به خیابان‌ها آمدند تا به آنها یادآوری کنند که ما اجازه نمی‌دهیم نعمت انقلاب، قربانی بی‌تدبیری و ناکارآمدی شما بشود! این حضور، در این چارچوب، نمود نظارت مستقیم مردم بر حاکمان است؛ چیزی که سالیانی است به آن نیاز داشته‌ایم.

ولی نعمت؛ نه رعیت
در منظومه فکری امام خمینی (ره)، نظارت مردم تضمین‌کننده حرکت درست حاکمان است و مردم وظیفه دارند هرجا هر کجی که در مسئولان جمهوری اسلامی مشاهده کردند، از آن نگذرند. مسئله این نیست که چون کارد به استخوان رسید، آیا مجالی برای اعتراض مردم وجود دارد یا نه؛ اساسا آیا برای نظارت مردم که حتما مستلزم نقد آشکار و بی‌دغدغه است، ساختاری گشوده شده یا مانده است؟ آیا این حق و تکلیف، واقعا پذیرفته شده است؟ آیا این احساس در مردم ایجاد یا زنده نگه داشته شده است که: ما صاحبان مملکتیم و هر جا که نیاز بیفتد می‌توانیم یقه مسئولان را بگیریم و بدون حجاب و عقاب، برای آنچه می‌کنند، مورد سوال‌شان قرار بدهیم؟ مردمی که احساس می‌کنند حق و اجازه دارند درباره مسلمات انقلاب، کسی را مورد مواخذه قرار بدهند و چون ظلمی بر کسی رفت، می‌توانند بی‌واهمه از آن حرف بزنند و امید داشته باشند که بی‌هیچ پشتوانه‌ای در کانون‌های قدرت، حق‌شان را بگیرند؟ رعیت چنین احساسی ندارند و نباید داشته باشند؛ اما ولی نعمت، چرا.
تفاوت اینکه مردم ولی نعمت باشند یا رعیت، نه در شعارها که در وضعیتی که بر مردم می‌رود، قابل مشاهده است. چنان که امام خمینی به صراحت می‌فرمود، حکومت از آن قانون است و حاکمان و مردم، مجریان و البته ناظران اجرای قانون‌اند. مردمی که ولی نعمت‌اند، بر خلاف رعیت، اجازه دارند در همه شئون مملکت خودشان اظهار نظر و بابت ناکارآمدی‌ها، حاکمان‌شان را مؤاخذه کنند و حق آنهاست که پاسخ بگیرند. اگر این اتفاق نیفتد، کل ساختار متهم است به نظم ارباب و رعیتی. ولی نعمت، نگران کشور خودش است و چیزی بیش از این نمی‌خواهد که به دغدغه او توجه و ترتیب اثر داده شود.
ولی نعمت، مدام حتی وقتی در برابر اغتشاشگران می‌ایستد و کشته می‌دهد، می‌پرسد: آیا آنچنان که رهبر انقلاب بر ضرورت عدالت پای می‌فشارند، دستگاه‌های نظارتی و قضاوتی و مجازاتی هم برای ناقضان قانون و عاملان و آمران ظلم، بی‌هیچ ملاحظه و مداهنه‌ای، چنگ و دندان نشان می‌دهند؟ و سوال مهم‌تر که پاسخ مثبت به سوال قبل را به چالش می‌کشد این است که اگر بلی، آیا مردم چنین احساسی دارند؟ اگر حاکمان، مردم را به عنوان ولی نعمت به رسمیت نشناسند، زمینه را برای انتقال آنها به اردوگاه مخالفان‌شان فراهم کرده‌اند. بر اساس آموزه‌های خود انقلاب اسلامی، مردم وظیفه دارند علیه ساختار ارباب‌رعیتی بشورند.
مخالفت با نظام سیاسی حاکم، در همه جای دنیا وجود دارد؛ بلکه برای پویایی آن، چه بسا ضرورت هم بیابد؛ اما شورش و برهم زدن نظم عمومی و آسیب‌زدن به اموال و انفس، وقتی برای مخالفان، موجه می‌شود که احساس کنند می‌توانند به این وسیله، امید تغییر حاکمیت را در دل خویش و بیگانه پشت در، زنده سازند؛ بلکه چاره‌ای جز این ندارند. راه عبور از اغتشاش، در کنار همه تمهیدات امنیتی و نظامی که در نقطه اغتشاش، گزینه‌ای ناگزیر است، اصلاح نگاه ارباب رعیتی و بخشیدن جایگاه «ولی نعمتی» به مردم است؛ هم در واقعیت و هم در احساس آنها.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.