آگاه: اگر بخواهیم تعریف یک خطی از «زبان مادری» ارائه دهیم باید بگوییم، «زبان مادری» زبانی است که با آن به دنیا میآییم و با آن هم از دنیا میرویم. زبانی که نه تنها با آن حرف میزنیم بلکه با آن میاندیشیم. استفاده از کلمه «مادری» هم ارتباطی به نقش «مادر» ندارد و از اصطلاح «سرزمین مادری» یعنی جایی که در آن زاده شدیم گرفته شده است. البته عدهای هم دلیل استفاده از اصطلاح «مادر» برای زبان را به گفتوگوهایی که مادر با فرزندش در دوران بارداری میکند مرتبط میدانند.
«زبان مادری» زبانی است که با آن رویا میبینیم
«زبان مادری» همان زبانی است که حتی اگر از آن استفاده نکنی هم فراموشش نمیکنی. یکی از دلتنگیهای بسیاری از مهاجران، دلتنگی برای سخن گفتن و شنیدن به «زبان مادری» است و یکی از اصلیترین مشکلاتشان در ابتدای مهاجرت استفاده طولانی مدت از زبانی غیر از زبان مادری است. در گفتوگویی که با یکی از مهاجرانی که به تازگی از ایران رفته داشتم، متوجه شدم که بسیاری از مهاجران از اینکه انرژی و توان زیادی برای استفاده از زبانی غیر از زبان مادری میگذارند خسته میشوند و در طولانی مدت دچار نوعی فرسودگی ذهنی و حتی افسردگی میشوند.
۲۷ سال پیش، یونسکو روز ۲۱ فوریه (که امسال مصادف با دوم اسفنداه است) را «روز جهانی زبان مادری» اعلام کرد. دلیل این نامگذاری هم به شورش دانشجویان بنگالی در سال ۱۹۵۲ برمیگردد. در سال ۱۹۵۲ دانشجویان دانشگاههای مختلف شهر داکا (پایتخت امروزی کشور بنگلادش) از جمله دانشجویان دانشگاه داکا و دانشکده پزشکی با هدف ملی کردن زبان بنگالی به عنوان دومین زبان پاکستان (در کنار زبان اردو) تظاهرات مسالمتآمیزی در این شهر به راه انداختند. به دنبال این حرکت دانشجویان، پلیس به آنها تیراندازی کرد و عدهای از آنها را کشت. بعد از استقلال بنگلادش از پاکستان و به درخواست این کشور، برای نخستینبار سازمان یونسکو در ۱۷ نوامبر سال ۱۹۹۹ روز ۲۱ فوریه (برابر با دوم و گاهی سوم اسفند) را روز جهانی زبان مادری نامید. نکته جالب توجه این است که همزمان با ورود اینترنت، فراگیری زبان انگلیسی و گسترش تکنولوژی و شبکههای اجتماعی، امروزه بسیاری از زبانهای دنیا رو به انقراض هستند. به گفته یک زبانپژوه در دنیا بیش از هفت هزار زبان وجود دارد که پنجاه درصد آن در معرص انقراض قرار دارد.
چرا زبان مادری ایرانیان، فارسی است؟
در ایران نیز ۷۶ زبان زنده در حال گویش است که در بین اقوام مختلف تکلم میشود و دو درصد از جمعیت ایران به زبان بلوچی که گویش مشترک با ایالت بلوچستان پاکستان هم است، صحبت میکنند و همه اقوام ساکن ایران، به صورت آزادانه برای حفظ هویت فرهنگی خویش فعالیت میکنند؛ هم بر اساس فلسفه اعلامیه و قطعنامه روز بینالمللی زبان مادری و هم به لحاظ تاریخی، زبان فارسی «زبان مادری ایرانیان» است. زیرا قرنهاست زبان شعر و ادب، آموزش و تاریخنگاری تمامی مردم و اقوام ایرانزمین بوده و مادران همه این تیرههای ایرانی در کنار صدها لهجه و گاه زبان محلی رایج در کشور، به آن سخن گفته و میگویند. زبان فارسی زبان مادری همه ایرانیان و پیوند دهنده «فرزندان ایران» است.
زبان فارسی بزرگترین پشتوانه و تکیهگاه زبانهای ایرانیان، چه کردی، بلوچی، پشتو و چه ترکی آذری و صدها لهجه محلی در ایران و حوزه تمدنی ایرانی است. زمانی، زبان فارسی از استانبول تا شبه قاره هند، زبان علم و زبان رسمی بود، امروز توسط همین قدرتهای سلطهگر در معرض خطر قرار گرفته است. انگلیسیها در شبه قاره هند، زبان فارسی زبان رسمی و دیوانی را حذف کردند و زبان انگلیسی را جایگزین آن کردند.
ممکن است در اینجا این سوال مطرح شود که تکلیف کودکانی که در فضای دو زبانه متولد میشوند چیست؟ دقت کنیم که دوزبانگی با دوزبان گونگی تفاوت دارد. ممکن است فردی از ابتدا به خاطر شرایط زبانی والدینش در معرض یادگیری دو زبان قرار گیرد که هر دو در یک سطح از تاثیر مبنایی کارکرد دارند. در این حالت فرد دوزبانه یا چندزبانه است. اما دوزبان گونگی مربوط به شرایطی است که فرد زبان دوم را پس از زبان مادری میآموزد. در این وضعیت هرگز سطح تاثیر و کارکرد آنها یکی نیست.
«زبان مادری» از حقوق بنیادی انسانهاست
نکته جالب توجه دیگر اینکه، صحبت کردن به زبان مادری، یک حق است و اگر کسی بخواهد این حق را به زور از کسی دریغ کند، یک اقدام غیرقانونی انجام داده است و از این جهت پایمال شدن این حق برای مهاجران و پناهجویان یک عمل غیرقانونی است.
اعلامیه جهانی حقوق بشر نیز حق آموزش به زبان مادری را بهعنوان یکی از حقوق بنیادی انسانها به رسمیت میشناسد. ماده ۲۶ این اعلامیه عنوان میکند که هرکس حق بر آموزش دارد و والدین این حق را دارند تا آموزش و پرورش فرزندان خود را مطابق با ارزشهای فرهنگی و زبانی خود انتخاب کنند. این کنوانسیون همچنین تاکید دارد که دولتهای عضو باید هرگونه تبعیض بر اساس نژاد، رنگ پوست یا زبان را ممنوع کنند، زیرا یادگیری زبان مادری به عنوان ابزاری برای حفظ هویت فرهنگی و اجتماعی اقلیتها در این زمینه اهمیت دارد.
قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، در اصل ۱۵ به صراحت بیان کرده که زبانهای محلی و قومی در رسانههای گروهی و آموزش و پرورش باید مورد توجه قرار گیرد. این اصل به حق کودکان برای یادگیری زبان مادری خود در مدارس اشاره دارد. در کشورهایی همچون کانادا و سوئیس، که جوامع چند زبانه هستند، قوانین خاصی جهت حمایت از حقوق زبان مادری کودکان تدوین شده است. در کانادا، قوانین ایالتی به مدارس این امکان را میدهد که برنامههای آموزشی را به زبانهای مادری ارائه دهند. بسیاری از کودکان به ویژه در جوامع مهاجرپذیر با مشکلاتی در یادگیری زبان مادری خود مواجه هستند. این مشکلات شامل عدم دسترسی به منابع آموزشی، فشار برای یادگیری زبانهای اصلی کشور و عدم حمایت نهاد خانوادهها از یادگیری زبان مادری میشود.
زبان مادری، زبان ناخودآگاه انسان است
فرزاد قائمی، عضو هیات علمی دانشگاه فردوسی مشهد در تعریف زبان مادری و اهمیت حفظ آن میگوید: زبان مادری یا زبان نخست به زبانی گفته میشود که اولین زبانی است که فرد در طول زندگی خود آن را فرا میگیرد. زبان مادری زبانی است که فرد با آن دنیای اطراف خود را میشناسد و با آن رویا میبیند. حتی افرادی که مهاجرند و مدت طولانی از زبان دوم استفاده میکنند، همچنان در خواب و رویای خود به زبان اول خواب میبینند. وی افزود: بنابراین زبان مادری، زبان ناخودآگاه انسان است و جامعهشناسی زبان را در ذهن انسان شکل میدهد. از این جهت، زبان مادری بخشی از شخصیت فرد را تشکیل میدهد و اهمیت زیادی در شکلگیری ساختار فردی و اجتماعی او دارد. بنابراین بخشی از تفاوتهای فرهنگی در ذهن افراد، محصول زبانی است که با آن دنیای اطراف خود را شناختهاند.
این استاد دانشگاه با بیان اینکه امروزه در هر روز و هر لحظه، یک گویش یا زبان در معرض نابودی قرار میگیرد، گفت: بخشی از این نابودی زبانهای قومی، محصول شکلگیری جهان جدید است. هنگامی که یک زبان جهانی تبدیل به بخشی از تعاملات روزمره مردمان دنیای جدید میشود، خواه یا ناخواه، به تدریج زبانهای قومی از اهمیت گذشته خود فاصله میگیرند و نسلهای جدید کمکم برای زبانهای قومی خود اهمیت کمتری قائل میشوند. تداوم این روند به تدریج گویشها را در معرض نابودی قرار میدهد و این، مهمترین خطری است که زبانهای مادری را تهدید میکند.
عضو هیات علمی دانشگاه فردوسی مشهد اضافه کرد: نابودی زبان که بدترین شکل آسیب به زبانهای مادری است، تنها آسیب موجود نیست. گاهی اوقات زبانی با توجه به گستردگی خود از بین نمیرود، اما در ترکیب با زبانهای دیگر از هویت اصلی و اولیه خود دور میشود. برای حفظ هویتهای قومی، زبانهای کوچک و بزرگ و گویشهای مختلف و متنوع، مهمترین اقدام حفظ یادمانها، سنتها و آیینهای فرهنگی است. معمولا زبان به شکل ادبیات، آیین، اسطوره و افسانه در جوامع حفظ میشود. حفظ این متون بسته به اینکه شفاهی یا کتبی باشند، در قالب آثار ادبی و هنری خلق شده باشند یا حتی به شکل فرهنگ شفاهی و سینه به سینه منتقل شده باشند، نقش مهمی در حفظ این زبانها دارند. وی افزود: حتی اگر زبانهای دیگر کارکرد خود را در زندگی روزمره به نفع زبانهای جهانشمولتر از دست میدهند، باید یادمانها و پیوندهای فرهنگی این زبانها حفظ شوند و افرادی که گذشته تاریخی خود را مدیون آن زبان هستند، بهنوعی هویت فردی و اجتماعی خود را در آیینه این زبانها جستوجو کنند. گم کردن این آیینه به نوعی بحران هویت و سردرگمی فردی و اجتماعی افراد در دنیای مدرن ختم میشود.
عضو هیات علمی دانشگاه فردوسی مشهد اظهار کرد: زبان مادری در ارتباطات اجتماعی ما به عنوان یک پایه تعاملی نقش بسیار مهمی دارد. در جوامعی که تنوع زبانی وجود دارد، معمولا جنس روابط اجتماعی پیچیدگی خاصی دارد و آسیبهایی نیز در این جوامع پیرامون حوزههای ارتباطی وجود دارد که باید به آن حساس بود. وی ادامه داد: زبان مادری در جوامعی که تنوع زبانی وجود دارد، از دو سو اهمیت دارد؛ اول اینکه زبان مادری چه به صورت زبان و چه به صورت گویش، در جغرافیای محدود یا وسیع بسیار مهم است. گویشوران یک زبان با هر دامنهای از گسترش باید حقوق اجتماعی مربوط به این زبان را در اختیار داشته باشند و حق دارند این زبان در آموزش آنها جای داشته باشد و با آن فعالیت فرهنگی و اجتماعی داشته باشند.
قائمی گفت: مسئله دوم این است که در جوامع بزرگی مانند جامعه ایران که در آن زبانهای متنوع وجود دارد و نمیتوان تمام ارتباطات خرد و کلان افراد را صرفا محدود به زبانهای مادری کرد، وجود یک زبان مشترک، از اهمیت بسیاری برخوردار است. از آنجا که زبان مشترک است که جوامع کوچک را به یک جامعه بزرگ تبدیل میکند. اگر در جامعه ما زبان فارسی وجود نداشت، شاید کشور ایران در طول تاریخ تداوم پیدا نمیکرد. بنابراین زبان فارسی در ماندگاری هویت و ملیت ایران نقش مهمی داشت. وی افزود: زبان مادری در دو سطح میتواند فرهنگ و تاریخ یک ملت را شکل دهد. در تاریخ کشور ما، خصوصا در طول هزار سال گذشته، بیشتر متون مکتوبی که به وجود آمده، به زبان فارسی بوده است. اما در عین حال دیگر زبانهای مادری مهم مانند زبانهای ترکی و کردی نیز حاوی آثار مکتوبی هستند که به صورت آثار ادبی، تاریخی و حماسی شکل گرفتهاند. حفظ و شناخت این آثار، ترجمه و بزرگداشت و شناخت آنها توسط نسلهای مختلف از اهمیت زیادی برخوردار است.
عضو هیات علمی دانشگاه فردوسی مشهد گفت: معمولا بیشترین میراث تاریخی و فرهنگی زبان بهصورت شفاهی است و در قالب داستانها، افسانهها و قصههاست که بهصورت سینه به سینه از نسلی به نسل دیگر منتقل شده و در طول هزاران سال دوام آورده است. تحقیق در مورد این میراث شفاهی، مکتوب کردن و گردآوری آنها، انجام فعالیتهای پژوهشی، بازشناسی و ترویج آنها در فضاهای رسانهای و انتقالشان به نسلهای آینده، برای حفظ فرهنگ و تاریخ یک ملت از اهمیت زیادی برخوردار است که جامعه امروز ما باید نسبت به گذشته به آن حساستر باشد و برای آن هزینه در نظر بگیرد و طرحهای پژوهشی تعریف کند. کلام آخر اینکه زبان مادری فراتر از یک ابزار ارتباطی است. این زبان، بخشی از هویت، فرهنگ و تاریخ هر انسان و ملت و میراث ارزشمندی است که باید از آن محافظت شود. زبان مادری، حامل ارزشها، باورها، سنتها، ادبیات، هنر و علوم هر ملت است. این زبان، پیوندی محکم بین نسلهای گذشته، حال و آینده ایجاد میکند و از فراموشی و از دست رفتن هویت ملی جلوگیری میکند.
نظر شما