پس از آنکه علی کریمی در اهانتی آشکار در شبکه اجتماعی ایکس با انتشار این نوشته که «هر اعدام مساوی است با سوزاندن یک قرآن» بار دیگر انحطاط اخلاقی خود را به رخ همگان کشید با واکنش‌های گسترده‌ای نسبت به این هتاکی مواجه شد. او پیشتر نیز محتواهایی در توهین به پیامبر اسلام، واقعه کربلا و ماه محرم نوشته و به‌تازگی نیز خواستار حمله به ایران شده بود.

کریمی؛ جادوگر شیطان

آگاه: بعد از اهانت و هتاکی آشکار علی کریمی مبنی بر تهدید به سوزاندن قرآن کریم، کتاب آسمانی همه مسلمانان جهان کاربران ایرانی مثل همیشه نسبت به این موضع واکنش‌های قابل تاملی نشان دادند. مولوی عبدالحمید اسماعیل زهی، امام جمعه زاهدان، در واکنش به اقدام علی کریمی، سوزاندن قرآن را خلاف عقل، منطقی غیرمتمدنانه و جریحه دارکننده احساسات ملت‌ها دانست. محمدرضا جوادی‌یگانه، جامعه‌شناس نیز در صفحه شخصی‌اش در فضای مجازی نوشت: جامعه امروز بهت‌زده و خشمگین از فاجعه دی‌ و شرمسار خانواده کشته‌شدگان است. ولی چهار ماه دیگر محرم هم می‌رسد و در هر کوچه و خیابان خیمه عزا برپا می‌شود. آن‌وقت همین مردم، از همراهی یا سکوت خود در برابر این قرآن‌سوزی و اسلام‌ستیزی آشکار هم، شرمسار خواهند شد. جامعه ایران، به‌رغم تغییرات شگرف چندسال اخیر، هنوز یا از روی اعتقاد یا پیروی از سنت، به مناسک دینی به ویژه عزاداری محرم پایبند است یا آن را محترم می‌شمارد. مشابه این اعلام جنگ علنی در مشروطه هم بود و نتیجه‌اش این شد که موجب شد که علمای نجف از آن حمایت بی‌قید و شرط از مشروطه دست بکشند و تعبیر کنند که «سرکه ریختیم، شراب شد.»
به هرحال کریمی از زمانی که به دامن دشمنان پناه برده، برای آنکه زندگی خود را مدیریت کند و بتواند مبالغی به حسابش واریز شود، کاملا خود و صفحه مجازی‌اش را در استخدام سرویس‌های بیگانه قرار داده تا آنها با سوءاستفاده از نام او و با توهین به مقدسات، مردم را دین زده کنند، اما حنایشان برای مردم ما رنگی ندارد. در دی ماه مساجد و قرآن‌ها را آتش زدند، چه شد؟ آیا مردم دین زده شدند!؟
آنچه مشخص است، کریمی در همین آب و خاک و زیر پرچم سه رنگ ایران دیده شد. اگر حضورش در تیم ملی نبود، چه کسی او را می‌شناخت! حال لباس اپوزیسیون و ضد انقلاب برتن کرده و با عبور از مقدسات شیعیان خود را همراه و همیار ایرانیان می‌داند! مگر نمی‌گوید برای ایران مبارزه می‌کند، پس چه شد که از ادعایش عقب‌نشینی کرد؟  
پس از آنکه پاسخ‌ها و واکنش‌های محکم به سمت نامبرده نثار شد، فهمید «این تو بمیری از آن تو بمیری‌های سابق نیست»، تیری انداخت و احساس می‌کرد به هدف می‌خورد، در اصل تیر به خود او اثابت کرد و کار به جایی رسید که مجبور به عقب‌نشینی شد. امروز نه تنها شیعیان و ایرانیان ارادت خاصی به کلام‌الله مجید دارند، بلکه اکثر مردم در کشورهای اروپایی هم به نیکی از قرآن نام می‌برند. حقیقتا یک فرد باید تا کجا سقوط کند که به چنین اظهارات سخیفی روی بیاورد!
یادی از شهید جمهور کنیم؛ رئیس‌جمهور شهید در هفتاد و هشتمین نشست مجمع عمومی سازمان ملل گفته بود: «مفاهیم وحدت بخش، انسان‌ساز، جامعه‌ساز و تمدن‌ساز قرآن کریم، هرگز نمی‌سوزد؛ این مفاهیم، ابدی است.آتش توهین و تحریف به هیچ عنوان حریف حقیقت نخواهد شد.»
حال کریمی برای دلخوشی منافقین و فرقه ذاله بهائیت از قرآن‌سوزی سخن گفته بود؛ امروز او کجای تاریخ ایستاده و پیروان و مریدان کتاب قرآن در کجا هستند؟ این توهین‌ها کاملا حاکی از آن است: دست اپوزیسیون و ضد انقلاب خالی است و هیچ در چنته ندارند و برای آنکه از کما خارج شوند از قرآن سوزی سخن به میان می‌آورند. امثال کریمی اصلا سواد و درک مفاهیم ارشمند قرآن را ندارد، اما بهتر است بداند افرادی که قبلا به ارزش‌ها و مقدسات توهین می‌کردند به چه سرنوشتی دچار شدند. سلمان رشدی این روزها چه می‌کند؟ یا آخرین فردی که قرآن را آتش زد به چه سرنوشتی دچار شد؟ گرچه او چشم‌هایش را بسته و غیراز تاریکی و نکبت هیچ نمی‌بیند، اما باید اذعان کرد: به قرآن به عنوان یک کتاب معمولی نگاه نکنیم، گوینده این کتاب خداست که زنده است و وقتی که قرآن بدون هیچ دخل و تصرف مادی قرائت می‌شود، حس دیگری تولید شده و بر انسان القا می‌شود. همین قرآن است که راه درست و صحیح را نشان می‌دهد و قطعا اگر همه ما به خصوص مسئولان به بایدهای آنچه در این کتاب مقدس لحاظ شده عمل کنیم، غیر از خیر و نیکی، چیزی مشاهده نخواهیم کرد.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.