۱۶ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۵:۴۸
کد خبر: ۲۰٬۸۶۰

در منظومه فکری مکتب ولایت، «جهاد تبیین»، یک ضرورت دائمی برای بقای انقلاب در عرصه نبرد ادراکات است. این جهاد، در عصر کنونی که ابزارهای ارتباطی به سرعت در حال تغییر و پیچیده‌تر شدن هستند، بیش از هر چیز نیازمند به‌کارگیری هوشمندانه رسانه و هنر است.

هنر تبیین؛ سنگر نفوذناپذیر ملت در عصر شهادت رهبری

آگاه: شهادت رهبر انقلاب، این میدان نبرد را وارد مرحله جدیدی کرده است؛ مرحله‌ای که در آن، تکیه بر میراث بیانات ایشان به عنوان نقشه راه، حیاتی است. اگر ایشان چراغ هدایت در مسیر تبیین بودند، اکنون ملت وظیفه دارد که چراغ‌دار آن مسیر در عرصه رسانه و هنر باشد. هنر، به ویژه در قالب‌های تاثیرگذار سینما، ادبیات، موسیقی و محتوای دیجیتال، قوی‌ترین ابزار برای نفوذ در قلب‌هاست؛ ابزاری که از منطق سخت صرف فاصله گرفته و با زبان احساس، حقیقت را به سادگی منتقل می‌کند. رهبری شهید در سال‌های اخیر به کرات بر لزوم تولید محتوای هنری در تراز انقلاب تاکید داشتند؛ محتوایی که بتواند همزمان با تبیین دستاوردهای بزرگ ملی (از پیشرفت‌های علمی تا اقتدار منطقه‌ای)، دوگانه‌های شیطانی دشمن را تحلیل و خنثی سازد. برای مثال، زمانی که دشمن تلاش می‌کند پیشرفت را معادل سکوت در برابر ظلم معرفی کند، هنر متعهد باید شکوه ایستادگی و دفاع عزتمندانه را به تصویر بکشد تا این دوگانه کاذب فرو بریزد. اما چالش اصلی در عصر پس از شهادت ایشان، حفظ خط فکری و انسجام ملی در برابر روایت‌های جایگزین است. رسانه‌های معاند، با تمام توان خود تلاش خواهند کرد تا با تضعیف جایگاه «ولی فقیه» به عنوان محور وحدت، شکاف‌های اجتماعی ایجاد کنند. در این شرایط، جهاد تبیین باید از سطح گزارش‌دهی صرف بالاتر رود و به سطح «هنر روایتگری» برسد. یعنی هنرمندان و رسانه‌گران باید بیاموزند که چگونه سیره عملی و گفتار حکیمانه رهبری شهید را به شکلی جذاب و مستند به زبان نسل جدید ترجمه کنند؛ نسلی که با فناوری‌های نوین خو گرفته است. باید از پلتفرم‌های جهانی برای انتشار صادقانه دستاوردهای انقلاب اسلامی بهره برد، با همان دقت و هنری که دشمن برای انتشار شبهه استفاده می‌کند. تقویت پیوند ملت، دقیقا در گرو این موفقیت رسانه‌ای و هنری است. هرجا که تبیین ضعیف باشد، خلأ آن با سم‌پاشی رسانه‌ای پر می‌شود. هنر متعالی، با تکیه بر مضامین اصیل اسلامی و ایرانی، می‌تواند روحیه خودباوری را در جامعه زنده نگه دارد و این اطمینان را به مردم ببخشد که مسیر انتخابی، مسیری است که رهبری برای آن به شهادت رسیده‌اند. این شهادت، خود بزرگ‌ترین سند هنری و تبیینی است؛ سند فداکاری مطلق برای حفظ آرمان‌های نظام جمهوری اسلامی. بنابراین، رسانه و هنر متعهد، اکنون سنگر اصلی برای حفظ این پیمان ملی و دفاع از میراث این شهید بزرگوار هستند و باید با تمام قدرت و خلاقیت به میدان بیایند تا انسجام ملی در برابر هر توفانی، همچون کوه استوار بماند. این جهاد تبیین رسانه‌ای، نباید صرفا متوجه دشمن باشد؛ بلکه باید درونی‌سازی شود. هنر و رسانه باید پلی میان ساختارهای رسمی و لایه‌های مردمی ایجاد کنند و نشان دهند که ثمره این فداکاری‌ها، مستقیما به بهبود زندگی روزمره مردم باز می‌گردد. اگر هنرمند انقلابی صرفا به نقد بپردازد و از خلق اثر فاخر باز بماند، نبرد روایت را به رقیب واگذار کرده است. تولید محتوای فاخر، که از عمق ایمان و درک صحیح از مکتب رهبری نشأت بگیرد، می‌تواند به شکل یک «مقاومت نرم» عمل کند؛ مقاومتی که با زیبایی، اصالت و عمق محتوا، ذائقه مخاطب را از مصرف‌کننده صرف به تحلیل‌گر و همراه تبدیل می‌کند. اینجاست که هنر، عملا به ابزار دفاع از کرامت ملت در برابر جریان‌های تضعیف‌کننده ارزش‌ها تبدیل می‌شود. در نهایت، مسئولیت این سنگر، تنها بر عهده فعالان رسانه‌ای نیست؛ هر شهروند فعال در شبکه‌های اجتماعی، هر معلم، هر استاد دانشگاه و هر فردی که ابزاری برای ارتباط دارد، در این عصر شهادت، یک مبلغ یا مبلغ بالقوه است. شهادت رهبری، فراخوانی برای «عمومی‌سازی جهاد تبیین» است. این امر مستلزم آموزش سواد رسانه‌ای و تحلیل‌گری در کنار پرورش ذوق هنری است تا خروجی کار، صرفا تقلید از روش‌های دشمن نباشد، بلکه تولید محتوایی ناب، اصیل و مطابق با روح مکتب امام خامنه‌ای (ره) باشد که ضامن انسجام و ماندگاری انقلاب در هر دوران است.
 

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.