تبعات اقتصادی جنگ متجاوزانه آمریکا و رژیم صهیونی علیه ایران متوقف نمی‌شود؛ هر روز کنتور می‌اندازد. طعم تلخ شکست روی آب‌ها و پشت تنگه هرمز برای متجاوزان اپستینی، حالا تنگناهای جدیدی را بر بازارهای اقتصادی جهان ایجاد کرده است؛ تنگناهایی که ترامپ و هم‌پیمانان او را به عصر برزخ انرژی خواهد برد.

عصر حجر یا عصر برزخ انرژی

آگاه: عقب‌نشینی‌های پنج تا ۱۰ روز ترامپ پیرو حمله به زیرساخت‌های نیروگاهی ایران و ایضا اظهارات سه ماه قبل این ملعون، مبنی بر اینکه عظمت را دوباره به ایران بازمی‌گرداند، همگی ریشه در توهمات او دارد و گویی انسان را به یاد سخن آلبرت انیشتین می‌اندازد که گفت: «دو چیز خیلی سروصدا می‌کند؛ یکی خرده پول و دیگری خرده معلومات!» از این رو اندک اطلاعات ترامپ از تجاوز علیه ایران حالا ره به جایی برده که به عنوان مثال وی درباره عظمت نیروی دریایی ایران اعترافات تازه کرده و گفته که فکر نمی‌کردم نیروی دریایی ایران این‌قدر بزرگ باشد.
با این حال ترامپ متوهم، صبح پنج‌شنبه به وقت تهران، باز هم در پی ناکامی‌های اقتصادی و دفاعی در مواجهه با ایران، به ایراد سخنرانی پرداخت، سخنرانی که بازارهای مالی جهان پاسخ تلخی به وی دادند.‌ این بازارها در پی سخنرانی ترامپ درباره تشدید اقدامات علیه ایران، با موجی از بی‌اعتمادی و افزایش ریسک‌های ژئوپلیتیک مواجه شدند؛ موضوعی که به سرعت خود را در افت شاخص‌های سهام در آمریکا، اروپا و آسیا و همزمان جهش قیمت انرژی نشان داد.
در بازارهای آمریکا، وال‌استریت بیشترین حساسیت را به این اظهارات نشان داد. همزمان با افزایش نگرانی سرمایه‌گذاران نسبت به تبعات تنش‌زایی جدید واشنگتن، شاخص بورس یک تا یک و نیم درصد کاهش یافت. شاخص «داو جونز» نیز با کاهش قابل توجهی همراه شد و فضای کلی بازار به سمت فروش گسترده سهام حرکت کرد. برآوردها نشان می‌دهد این میزان افت به معنای کاهش چند صد میلیارد دلاری ارزش بازار شرکت‌های بزرگ آمریکایی در فاصله کوتاهی پس از سخنرانی بوده است؛ موضوعی که بار دیگر شکنندگی بازارهای مالی آمریکا در برابر شوک‌های سیاسی را برجسته می‌کند.
تحلیلگران بین‌المللی معتقدند لحن تهدیدآمیز رئیس‌جمهور آمریکا به ‌ویژه اشاره به هدف قرار دادن زیرساخت‌های انرژی ایران ریسک‌های سیستماتیک را افزایش داده و موجب شده سرمایه‌ها از دارایی‌های پرریسک خارج شوند. همزمان افزایش شاخص‌های سنجش ترس در بازار نیز نشان‌دهنده رشد نگرانی نسبت به آینده اقتصاد جهانی است.
از سوی دیگر بازارهای آسیایی که زودتر از سایر مناطق به این تحولات واکنش نشان می‌دهند، با افت قابل توجهی مواجه شدند و بخش مهمی از شاخص‌های اصلی این منطقه در محدوده منفی بسته شدند. این روند در اروپا نیز تداوم یافت و بورس‌های این قاره همزمان با بازگشایی بازارها، تحت تاثیر نگرانی از اختلال در تامین انرژی و افزایش هزینه‌ها، وارد فاز نزولی شدند. کارشناسان اروپایی هشدار می‌دهند که تداوم چنین تنش‌هایی می‌تواند فشار مضاعفی بر اقتصادهای وابسته به واردات انرژی وارد کند.
در بازارهای کالایی، اما واکنش‌ها جهت معکوس داشت. قیمت نفت در پی افزایش نگرانی‌ها از اختلال در عرضه، با جهش قابل توجهی همراه شد و به سطوح بالاتری رسید. در مقابل، برخی فلزات تحت فشار نگرانی از کاهش رشد اقتصادی جهانی با افت قیمت مواجه شدند. به باور تحلیلگران، قرار گرفتن مسیرهای حیاتی انتقال انرژی از جمله تنگه هرمز در کانون تهدید، یکی از عوامل اصلی افزایش بی‌ثباتی در بازارها بوده است.
همچنین در پی سخنرانی ترامپ، قیمت نفت خام وست تگزاس اینترمدیت، با چهار و هشت صدم درصد افزایش به ۱۰۴ دلار و ۲۰ سنت رسید. قیمت نفت خام برنت دریای شمال نیز با چهار و ۹۶ صدم درصد افزایش به ۱۰۶ دلار و ۲۰ سنت رسید.
از سوی دیگر قرار بود سخنرانی ترامپ آرامش را به بازار برگرداند اما پس از سخنرانی او ارزش بیت‌کوین و آلت‌کوین‌ها به سرعت ریخت، همچنین بازار رمزارزها بعد از سخنرانی ترامپ و سیگنال‌های تازه سیاسی وارد فاز نزولی شد.
اما فرهاد شهرکی در یادداشتی درباره تبعات حمله به نیروگاه‌های ایران نوشت: در سپهر پرآشوب ژئوپلیتیک انرژی، تحولات اخیر پیرامون تهدیدات ایالات متحده علیه جمهوری اسلامی ایران، نشان‌دهنده تغییر فاز معنادار از «رقابت قدرت» به «تقابل زیرساختی» است؛ مرحله‌ای که در آن، انرژی نه‌تنها ابزار توسعه، بلکه به مؤلفه‌ای تعیین‌کننده در معماری بازدارندگی تبدیل می‌شود. سه گزاره کلیدی- تغییر لحن تهدیدات آمریکا از کنترل تنگه هرمز به هدف‌گیری نیروگاه‌ها، هشدار صریح مقامات عالی‌رتبه ایران درباره پاسخ غیرقابل بازگشت و ارزیابی نهادهای فکری غربی از توان تخریبی ایران- در کنار هم، چارچوبی جدید از «بازدارندگی چندلایه انرژی‌محور» را ترسیم می‌کنند.
این عضو کمیسیون انرژی مجلس شورای اسلامی در ادامه یادداشت خود آورده است: اظهارات اخیر دونالد ترامپ مبنی بر تشکیل ائتلاف بین‌المللی برای کنترل تنگه هرمز، اعزام ناوهای سنگین و نیروهای ویژه، در چارچوب دکترین سنتی «تسلط بر گلوگاه‌های ژئواستراتژیک» قابل تحلیل است. با این حال، ناکامی عملی این سناریوها و عدم تحقق اهداف اعلامی در حمله به ایران در حین مذاکرات- در پرتو پیچیدگی‌های میدانی، هزینه‌های فزاینده و مخاطرات درگیری مستقیم- واشنگتن را به سمت گزینه‌ای دیگر، اما پرریسک‌تر سوق داده است: تهدید زیرساخت‌های حیاتی غیرنظامی، به‌ویژه نیروگاه‌های برق، با هدف تاثیرگذاری بر محاسبات راهبردی ایران در مدیریت هوشمند تنگه هرمز. وی ادامه می‌دهد: این تغییر رویکرد، بیانگر انتقال از «کنترل فیزیکی جریان انرژی» به «اختلال در زنجیره تولید و توزیع انرژی» است؛ رویکردی که اگرچه از نظر تاکتیکی ساده‌تر به نظر می‌رسد، اما از منظر حقوق بین‌الملل و قواعد مخاصمات مسلحانه، با چالش‌های جدی مشروعیت و پیامدهای غیرقابل پیش‌بینی مواجه است.

دکترین پاسخ متقابل نامتقارن
با این حال موضع‌گیری صریح دکتر محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی، مبنی بر «انهدام بازگشت‌ناپذیر زیرساخت‌های انرژی در سراسر منطقه» در صورت هدف قرار گرفتن زیرساخت‌های ایران، بیانگر عبور از الگوی کلاسیک بازدارندگی موضعی به «بازدارندگی شبکه‌ای و فراسرزمینی» است. در این چارچوب، هرگونه حمله به نیروگاه‌های ایران، به‌طور خودکار به زنجیره‌ای از واکنش‌های گسترده در کل اکوسیستم انرژی منطقه تبدیل می‌شود؛ به‌گونه‌ای که زیرساخت‌های انرژی کشورهایی که بستر یا حمایت عملیاتی برای اقدامات خصمانه فراهم آورده‌اند، در معرض آسیب‌های گسترده و بازگشت‌ناپذیر قرار ‌خواهند گرفت.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.