۱۵ فروردین ۱۴۰۵ - ۱۴:۰۶
کد مطلب: ۲۱٬۱۱۳

نــزدیـک‌تـر بیــایید! روی زمین منتظرتان هستیم

فرمانده نیروی زمینی ارتش: جنگ زمینی برای دشمن خطرناک‌تر، پرهزینه‌تر و غیرقابل جبران خواهد بود

بیست‌وهفتمین روز جنگ ایران با ایالات متحده آمریکا و رژیم صهیونیستی، شاهد تغییراتی در موازنه نبرد بودیم؛ جایی که عملیات‌های پی‌درپی ایران در قالب موج ۸۲ «وعده صادق»، گسترش دامنه درگیری به عمق جبهه دشمن و هشدار صریح فرمانده نیروی زمینی ارتش درباره تبعات جنگ زمینی، همزمان با تشدید بحران سیاسی در واشنگتن، نشان می‌دهد این جنگ نه‌تنها به اهداف اولیه آمریکا نرسیده، بلکه وارد مرحله‌ای از فرسایش راهبردی شده است.

نــزدیـک‌تـر بیــایید! روی زمین منتظرتان هستیم

آگاه: 
جنگی که سریع تمام نشد
در روز بیست‌وهفتم، بیش از هر زمان دیگری روشن شده است که طرح اولیه آمریکا و متحدانش برای یک «جنگ کوتاه و قاطع» علیه ایران با شکست مواجه شده است. آنچه قرار بود با برتری هوایی و حملات دقیق به زیرساخت‌های نظامی ایران به نتیجه برسد، اکنون به یک نبرد چندلایه، منطقه‌ای و فرسایشی تبدیل شده است. شواهد میدانی نشان می‌دهد که نه‌تنها توان تهاجمی ایران کاهش نیافته، بلکه در بسیاری از حوزه‌ها، به‌ویژه در جنگ موشکی و پهپادی، افزایش نیز یافته است. استمرار موج‌های عملیاتی، از جمله موج ۸۲ «وعده صادق ۴»، بیانگر آن است که چرخه تولید و بازسازی توان رزمی ایران همچنان فعال و حتی فراتر از برآوردهای اولیه غربی‌هاست. در چنین شرایطی، راهبرد «تخریب برای تضعیف» که در محاسبات اولیه واشنگتن نقش کلیدی داشت، عملاً کارایی خود را از دست داده و جای خود را به یک معادله پیچیده‌تر داده است؛ معادله‌ای که در آن، زمان به نفع ایران و به ضرر آمریکا در حال حرکت است.

موج ۸۲؛ تثبیت برتری در عمق
مهم‌ترین رویداد میدانی این روز، اجرای موج هشتاد و دوم عملیات «وعده صادق» بود؛ عملیاتی که با تمرکز بر اهداف راهبردی در عمق جبهه آمریکایی-صهیونیستی انجام شد. در این موج، طیفی از اهداف شامل مراکز فرماندهی، پایگاه‌های هوایی، زیرساخت‌های لجستیکی و سامانه‌های پدافندی مورد اصابت قرار گرفتند. گزارش‌ها حاکی از آن است که حملات به پایگاه‌های آمریکایی در منطقه، از جمله الظفره، علی‌السالم و عریفجان و همچنین اهدافی در سرزمین‌های اشغالی، نشان‌دهنده یک تغییر مهم در الگوی عملیاتی ایران است: انتقال فشار از «پدافند در داخل» به «تهاجم در عمق». این تغییر، دو پیام راهبردی دارد؛ نخست، افزایش هزینه‌های مستقیم برای آمریکا و متحدانش و دوم، ایجاد ناامنی در شبکه پشتیبانی و لجستیک آنان در منطقه. به عبارت دیگر، ایران تلاش می‌کند زمین بازی را از یک نبرد محدود به یک جنگ گسترده منطقه‌ای تبدیل کند که کنترل آن برای واشنگتن دشوارتر است.

تنگه هرمز؛ گلوگاه تعیین‌کننده
در روز بیست‌وهفتم، نقش تنگه هرمز بیش از پیش برجسته شد. این آبراه حیاتی که شریان اصلی انتقال انرژی جهان محسوب می‌شود، اکنون به مهم‌ترین اهرم فشار ایران تبدیل شده است.
اختلال در تردد کشتی‌ها، افزایش شدید قیمت نفت و نگرانی‌های فزاینده در بازارهای جهانی، همگی نشان‌دهنده آن است که جنگ از سطح نظامی فراتر رفته و وارد حوزه اقتصاد جهانی شده است. قیمت بالای نفت به‌تنهایی می‌تواند معادلات سیاسی در آمریکا و اروپا را تغییر دهد. در این میان، برخی کشورها مانند چین با استفاده از کانال‌های خاص، همچنان به تجارت نفتی خود ادامه می‌دهند، اما جریان اصلی تجارت جهانی با اختلال جدی مواجه شده است. این وضعیت، همان «جنگ نامتقارن اقتصادی» است که ایران به‌خوبی از آن بهره می‌برد.

هشدار زمینی؛ خط قرمز جدید
در کنار تحولات میدانی، اظهارات فرمانده نیروی زمینی ارتش ایران را باید یکی از مهم‌ترین سیگنال‌های راهبردی این روز دانست. تأکید بر اینکه «جنگ زمینی برای دشمن خطرناک‌تر، پرهزینه‌تر و غیرقابل جبران خواهد بود»، در واقع یک خط قرمز جدید را ترسیم می‌کند. این هشدار، در شرایطی مطرح می‌شود که بحث اعزام نیروی زمینی در محافل سیاسی و نظامی آمریکا به‌طور جدی مطرح شده است. تجربه جنگ‌های عراق و افغانستان نشان داده که ورود به یک جنگ زمینی در منطقه، می‌تواند به باتلاقی پرهزینه و طولانی تبدیل شود. از منظر نظامی، ایران با برخورداری از عمق استراتژیک، جغرافیای پیچیده، شبکه نیروهای نامنظم و تجربه جنگ‌های نامتقارن، شرایطی را ایجاد کرده که هرگونه عملیات زمینی علیه آن باریسک‌های بسیار بالا همراه خواهد بود.

جبهه مقاومت؛ چندضلعی شدن جنگ
یکی از ویژگی‌های برجسته روز بیست‌وهفتم، تشدید نقش جبهه مقاومت در معادلات جنگ بود. عملیات‌های همزمان حزب‌الله لبنان، گروه‌های مقاومت عراق و نیروهای ایرانی، نشان می‌دهد که جنگ دیگر محدود به یک جغرافیای خاص نیست.حملات موشکی حزب‌الله به شمال سرزمین‌های اشغالی، درگیری‌های مستقیم با نیروهای صهیونیستی و حتی هدف قرار دادن مراکز حساس در تل‌آویو، همگی بیانگر آن است که اسرائیل اکنون با یک جبهه چندگانه مواجه است. این چندضلعی شدن جنگ، مزیت مهمی برای ایران ایجاد کرده است؛ چرا که منابع و توان دشمن را در چندین محور درگیر کرده و تمرکز عملیاتی آن را کاهش می‌دهد.

بحران در واشنگتن؛ معمای سه‌گانه ترامپ
در سوی مقابل، تحولات سیاسی در آمریکا نشان می‌دهد که کاخ سفید با یک بحران پیچیده تصمیم‌گیری مواجه است. آنچه می‌توان از آن به‌عنوان «معمای سه‌گانه ترامپ» یاد کرد، شامل سه فشار همزمان است:
- فشار اقتصادی: افزایش قیمت انرژی و خطر رکود اقتصادی
- فشار سیاسی داخلی: شکاف در میان جمهوری‌خواهان و کاهش حمایت عمومی
- فشار نظامی: نبود چشم‌انداز روشن برای پیروزی سریع
چهره‌های رسانه‌ای و سیاسی نزدیک به ترامپ، ازجمله منتقدان برجسته، به‌صراحت ادامه جنگ را زیر سؤال برده‌اند. این اختلافات، انسجام تصمیم‌گیری در واشنگتن را تضعیف کرده و بر پیچیدگی وضعیت افزوده است. همزمان، گزارش‌ها از تنش در کنگره آمریکا و نارضایتی نمایندگان از نبود شفافیت راهبردی، نشان می‌دهد که حتی در سطح نخبگان سیاسی نیز اجماع روشنی درباره ادامه جنگ وجود ندارد.

دیپلماسی در سایه جنگ
در حالی که میدان نبرد همچنان فعال است، تحرکات دیپلماتیک نیز شدت گرفته است. تلاش‌های کشورهایی مانند مصر، ترکیه و پاکستان برای میانجی‌گری، بیانگر نگرانی گسترده از گسترش جنگ است. در همین حال، ایران با ارائه چارچوبی برای پایان جنگ، تلاش کرده است تا ابتکار عمل سیاسی را نیز در دست بگیرد. این چارچوب، فراتر از یک آتش‌بس موقت بوده و به دنبال ایجاد تغییرات ساختاری در نظم امنیتی منطقه است. این رویکرد، نشان می‌دهد که تهران صرفاً به دنبال توقف درگیری نیست، بلکه قصد دارد از این جنگ به‌عنوان فرصتی برای بازتعریف موازنه قدرت در منطقه استفاده کند.

جنگ روایت‌ها؛ نبرد در حوزه ادراک
در کنار نبرد نظامی، جنگ روایت‌ها نیز به‌شدت جریان دارد. هشدار سپاه درباره تلاش دشمن برای ایجاد اختلال اطلاعاتی و عملیات روانی، نشان‌دهنده اهمیت این بعد از جنگ است.
اختلاف میان روایت‌های رسمی آمریکا و واقعیت‌های میدانی، به‌تدریج به یک چالش جدی برای اعتبار واشنگتن تبدیل شده است. این شکاف، نه‌تنها بر افکار عمومی داخلی آمریکا تأثیر می‌گذارد، بلکه در سطح بین‌المللی نیز اعتماد به روایت‌های غربی را کاهش می‌دهد.

 بن‌بست راهبردی و آینده مبهم
روز بیست‌وهفتم جنگ را می‌توان نقطه تثبیت یک واقعیت مهم دانست: آمریکا در یک بن‌بست راهبردی گرفتار شده است. نه امکان پیروزی سریع وجود دارد و نه خروج کم‌هزینه از جنگ.

در مقابل، ایران با ترکیب هوشمندانه‌ای از مقاومت نظامی، فشار اقتصادی، عملیات‌های منطقه‌ای و ابتکار دیپلماتیک، توانسته است معادله جنگ را به نفع خود تغییر دهد.

ادامه این روند، می‌تواند واشنگتن را به نقطه‌ای برساند که پذیرش شروط تهران، به تنها گزینه باقی‌مانده تبدیل شود؛ گزینه‌ای که برای آمریکا، چیزی کمتر از یک عقب‌نشینی پرهزینه نخواهد بود.
در چنین شرایطی، آینده جنگ بیش از هر زمان دیگری به تصمیمات سیاسی گره خورده است؛ تصمیماتی که نه‌تنها سرنوشت این جنگ، بلکه نظم آینده منطقه را نیز تعیین خواهد کرد.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.