آگاه: تهاجمات نظامی در بازههای زمانی مختلف، از جمله خرداد و اسفند ۱۴۰۴ و فروردین ۱۴۰۵، فراتر از اهداف نظامی، منجر به فجایع انسانی عمیقی شد که افکار عمومی را به شدت جریحهدار کرد. از دردناکترین نقاط این حوادث، حمله به دبستان و پیشدبستانی شجره طیبه در شهرستان میناب بود. این فاجعه به دلیل هدف قرار دادن مستقیم کودکان، موجی از خشم و انزجار را در سطوح ملی و بینالمللی برانگیخت و سلبریتیها را در موقعیتی قرار داد که هرگونه موضعگیری یا سکوت آنها، بار سیاسی و اخلاقی سنگینی به همراه داشت. گزارشها نشان میدهد که عمق این فاجعه، حتی سلبریتیهای خارجی مانند خاویر باردم را نیز به واکنش واداشت.
هنرمندان در صف مقدم دفاع نرم
بسیاری از هنرمندان شاخص در همان ساعات اولیه تجاوز، با درک حساسیت این برهه تاریخی، پلتفرمهای اجتماعی خود را به تریبونی برای دفاع از وطن تبدیل کردند. این واکنشها از ابراز همدردی عاطفی شروع شده و به هشدارهای تند نظامی و سیاسی به متجاوزان ختم شد. چهرههای سرشناسی چون پرویز پرستویی با انتشار نقشه ایران و تاکید بر آرامش مردمان و همایون شجریان با دعای خیر برای حفظ ایرانزمین از گزند و آسیب، وجهی معنوی و ملیگرایانه به همبستگی نخبگان بخشیدند. پریناز ایزدیار نیز با تمرکز بر مظلومیت کودکان شهید میناب، احساسات پاک مردمی را بازتاب داد. در این میان، محسن چاووشی با رویکردی حماسیتر، با انتشار موسیقی «حسبی الله» به این فاجعه واکنش نشان داد که نشاندهنده تغییر پارادایم از سوگواری صرف به آمادگی برای ایستادگی بود. از دیگر هنرمندانی که حضور و حمایت خود از ملت و میهنشان را اعلام کردند مریلا زارعی، فریبرز عربنیا، نیوشا ضیغمی، علی زندوکیلی، محمود رضوی، مهران رجبی و بسیاری دیگر از هنرمندان بودند. این سطح از همراهی، به ویژه از سوی هنرمندانی که لزوما مواضع سیاسی همسو با حاکمیت در دوران صلح نداشتند، نشاندهنده اولویت منافع ملی بر سلیقههای سیاسی در شرایط اضطرار جنگ و بحران است.
حضور در نهادهای امدادی و خدماتی
یکی از برجستهترین جنبههای کنشگری هنرمندان در جریان این تجاوز، عبور از فضای مجازی و حضور فیزیکی در مراکز حساس امدادی بود. این اقدامات که با هدف تقویت روحیه امدادگران و آسیبدیدگان انجام شد، بازتاب گستردهای در رسانههای رسمی داشت. حضور هنرمندانی چون وحید رهبانی، مهیا دهقانی، پردیس احمدیه، مهران غفوریان و نعیمه نظامدوست در کنار امدادگران هلال احمر به عنوان نمادی از پیوند هنر و انسانیت تفسیر شد. سیدعباس صالحی، وزیر فرهنگ با تمجید از این حضور، آن را عاملی برای تقویت تابآوری اجتماعی برشمرد. در این میان، اقدام داریوش فرضیایی در عیادت از کودکان مجروح جنگ، تاثیر عاطفی عمیقی بر افکار عمومی گذاشت و در مجامع عمومی ستایش شد. برخی دیگر از هنرمندان چون اتابک نادری، حامد عسگری، محمدرضا گلزار و دیگران در این عرصه و در کنار مردم حضور داشتند. حضور فریده سپاهمنصور در میان مردم و ابراز همدردی با خانواده شهدای رسانه نیز از دیگر جلوههای این پیوند ناگسستنی میان نخبگان فرهنگی و تودههای مردم در روزهای سخت جنگ بود.
سکوت، انفعال و استانداردهای دوگانه
در حالی که بخشی از جامعه هنری تمامقد در کنار مردم ایستاد، سکوت یا مواضع مبهم برخی دیگر از چهرههای مشهور، انتقادات تندی را بر مبنای بیوطنی و عافیتطلبی در رسانههای رسمی و محافل نخبگانی برانگیخت. به نظر میآید ترس از ریزش فالوور در شبکههای اجتماعی و نگرانی از به خطر افتادن منافع شخصی و پروژههای فرامرزی، عامل اصلی سکوت برخی سلبریتیها بوده است. سلبریتیهایی که برای نجات یک سگ ولگرد یا ایدههای زیستمحیطی پستهای متعدد منتشر میکنند، چگونه در برابر شهادت ۱۱۰ کودک در میناب سکوت کردهاند؟ احمد نجفی، بازیگر پیشکسوت، در یادداشتی تند اعلام کرد، سکوت کسانی که سالها در مرکز توجه مردم ایران بودهاند را درک نمیکند. همچنین محمدرضا مصباح، تهیهکننده سینما با اشاره به اینکه هنرمندان در دوران امن کشور قد کشیده و جایزه اندوختهاند، بیتفاوتی آنها در لحظه نیاز کشور را فرسایش اخلاق و بیوطنی توصیف کرد. واکنشهای افرادی مانند رامبد جوان و حامد بهداد به دلیل کلیگویی و عدم محکومیت صریح متجاوز، مورد نقد قرار گرفت. همچنین پیام علی دایی به دلیل ابهام و اشاره نکردن مستقیم به دشمن متجاوز، رندانه و لب خطی توصیف شد. از سوی دیگر، واکنش لیلا اوتادی به دلیل تمرکز بر مسائل شخصی و داراییهای خود در امارات در روزهای بحران، با انتقاد شدید مخاطبان روبهرو شد. برخی از ورزشکاران مشهور هم به دلیل سکوت در برابر فاجعه میناب در حالی که در کمپینهای فرامرزی فعال بودند، به ستارههای پوشالی تشبیه شدند. این شکاف میان واکنش به مسائل فرعی و مسائل حیاتی ملی، نشاندهنده نوعی بحران هویت در بخشی از طبقه سلبریتی است که بیش از متن جامعه، با اتمسفر مجازی و بینالمللی پیوند خورده است.
پاسخی به بیوطنی
دولت و قوه قضائیه در مواجهه با رفتار سلبریتیها در دوران جنگ، سیاستی برای برخورد قانونی با همراهان دشمن را در پیش گرفتند. قوه قضائیه اموال برخی چهرههای مشهور را که مواضعشان مغایر با منافع ملی و در جهت حمایت از متجاوزان ارزیابی شده بود، توقیف کرد. این برخوردها با استناد به قوانین دوران جنگ و مقابله با همکاری با دولتهای متخاصم صورت گرفت.
تقدیر رسمی از هنرمندان متعهد
در سوی دیگر، محمدرضا عارف، معاون اول رئیسجمهور، در تماس با وزیر ارشاد از هنرمندانی چون رضا صادقی، محسن چاووشی و مداحانی چون محمود کریمی و مهدی رسولی که با تولید آثار حماسی و حضور فعال پای کار نظام ایستادند، به صورت رسمی تقدیر کرد. سوگل طهماسبی نیز به دلیل حضور فعال و روزانه در فضای مجازی برای روشنگری درباره ابعاد جنگ، مورد ستایش رسانههای رسمی قرار گرفت.
بازتاب تجاوز در سینما و هنر جهان
یکی از نکات کلیدی کنتراست میان واکنش سلبریتیهای خارجی و برخی چهرههای داخلی بود. این موضوع به ابزاری برای نقد انفعال داخلی تبدیل شد. خاویر باردم، بازیگر برنده اسکار با انتشار تصاویر حمله به دبستان میناب، با لحنی کوبنده به جنایات آمریکا و اسرائیل اعتراض کرد. او با بازنشر مواضع منتقدان جنگ در آمریکا، جهان را به بیداری در برابر این فاجعه فراخواند. همچنین عمرو واکد، بازیگر برجسته مصری با انتشار پستی ضمن حمایت از مقاومت مردم ایران، متجاوزان و کسانی که از این حملات خوشحال شدند را مایه ننگ دانست. بنیاد سینمایی فارابی نیز با ارسال نامهای اعتراضی به نهادهای بینالمللی و جشنوارههای جهانی، از سینماگران دنیا خواست تا نسبت به کشتار کودکان مظلوم در میناب سکوت نکنند و صدای تمدن کهن ایران باشند. این دیپلماسی فرهنگی نشاندهنده تلاش برای ایزوله کردن متجاوز در ساحت هنر جهانی است.
تولیدات هنری در عصر بحران و بازنمایی مقاومت و مظلومیت
نهادهای فرهنگی کشور در پاسخ به نیاز جامعه برای روایتگری از روزهای جنگ، به سرعت پروژههای هنری متعددی را کلید زدند. این تولیدات با هدف ثبت تاریخی وقایع و تقویت روحیه ملی انجام شد. سریال «سرو، سپید، سرخ» که محصول مشترک سیمافیلم و سازمان اوج است، با موضوع جنگ رمضان و حوادث اخیر در حال ساخت است. همچنین، محمدحسین مهدویان سریالی را با تمرکز بر حوادث جنگ در تهران و مقاومت شهروندان کارگردانی میکند. قطعه «ایران من» با صدای میثم ابراهیمی در ستایش فداکاریهای امدادگران هلال احمر تولید و منتشر شد. این حجم از تولیدات در بازه زمانی کوتاه، نشاندهنده پویایی جبهه فرهنگی و درک هنرمندان از ضرورت روایت صحیح در برابر جنگ رسانهای دشمن است.
سلبریتیها و انتظارهای مردم
امروزه افکار عمومی، سلبریتیها را نه صرفا به عنوان هنرمند بلکه به عنوان گروههای مرجع میبینند که درآمدهای کلان و شهرت خود را مدیون خاک و مردم خود هستند. در تجمعات مردمی، از جمله در میدان صادقیه و میدان ولیعصر تهران، مردم با شعارهای خود از هنرمندانی که پای کار وطن ماندند تشکر کردند. این موضوع نشاندهنده شکلگیری یک قرارداد اجتماعی جدید است که در آن، محبوبیت سلبریتی با میزان وفاداری او به امنیت ملی گره خورده است.
هنر به مثابه دژ امنیت ملی
مواضع سلبریتیها در قبال تجاوزات اخیر نشان میدهد که جامعه هنری ایران در حال گذار از یک دوران تبآلود مجازی به یک عقلانیت ملی است. فاجعه میناب به عنوان یک محرک اخلاقی، مرزهای میان هنرمند متعهد و سلبریتی عافیتطلب را بیش از هر زمان دیگری روشن کرد. همراهی گسترده بخش بزرگی از هنرمندان با مردم، حضور در نهادهای امدادی و تولید آثار ماندگار نشان داد که بدنه اصلی فرهنگ و هنر کشور، امنیت ملی را خط قرمز خود میداند. از سوی دیگر، برخورد قاطع با مهرههایی که آگاهانه یا ناآگاهانه در زمین دشمن بازی کردند، پیامی روشن برای آینده بود؛ شهرت در ایران با مسئولیت سنگین در قبال خاک و خون مردم همراه است. در آینده، انتظار میرود که نهادهای فرهنگی با بهرهگیری از این تجربیات، مدلهای جدیدی از تعامل با نخبگان را طراحی کنند که در آن، هنر نه یک فعالیت تجریدی، بلکه بخشی از ساختار دفاع غیرعامل و تابآوری اجتماعی کشور باشد. پیروزی در جنگهای نوین، به همان اندازه که به موشک و پدافند وابسته است، به قلوب و ذهنهایی بستگی دارد که هنرمندان کلیدداران آن هستند.
نظر شما