آگاه: امیدآفرینی در دوره آتشبس، بیش از هر چیز یک ضرورت روانشناختی و اجتماعی است. مردم کشورمان در سالهای اخیر با تحریم، تورم، بیکاری و اخبار ناامیدکننده به صورت دائم مواجه بودهاند. در چنین فضایی، آتشبس به تنهایی کافی نیست؛ باید «روایت امید» را جایگزین «روایت ویرانی» کنیم. امید، اکسیژن جامعه است. وقتی مادری در تهران یا اصفهان بداند که فردا ممکن است فرزندش شغل بهتری پیدا کند، وقتی جوانی در سیستان و بلوچستان ببیند که پروژههای عمرانی دوباره جان گرفتهاند، وقتی کشاورز خوزستانی آب پایدار ببیند، آنگاه جوانه امید در دلش ریشه میزند. بدون امید، آتشبس فقط وقفهای موقت خواهد بود و زخمهای کهنه دوباره سر باز خواهند کرد.
اما امید، شعار نیست؛ برنامه است. لزوم سازندگی ایران در این دوره، دقیقا از همینجا آغاز میشود. زیرساختهای آسیبدیده، از پالایشگاهها و بنادر گرفته تا شبکه برق و جادهها، نیازمند بازسازی فوریاند. اقتصاد باید به سمت اقتصاد مقاوم و دانشبنیان هدایت شود. تجربه کشورهای پس از جنگ مانند کره جنوبی، ژاپن و حتی آلمان پس از جنگ جهانی دوم نشان میدهد که «بازسازی» فقط تعمیر خرابیها نیست؛ بلکه جهش به سمت آینده است. ایران با منابع غنی نفت و گاز، موقعیت ژئوپلیتیک بینظیر، نیروی جوان تحصیلکرده و تاریخ تمدنی هزاران ساله، ظرفیت این جهش را دارد.
اولویت اول، اقتصاد مردمی است. باید با شفافیت کامل، سرمایههای داخلی و خارجی جذب شود. قراردادهای شفاف با شرکتهای معتبر جهانی که به دنبال ثبات منطقهای هستند، میتواند درهای جدیدی به روی ما باز کند. همزمان، حمایت از تولید داخل و استارتآپهای جوانان، نباید تعطیل شود. هر هکتار زمین کشاورزی که با فناوری نو آبیاری شود، هر کارگاه کوچک که دوباره چرخش بچرخد، هر دانشجویی که ایدهاش به محصول تبدیل شود، یک گام به سوی سازندگی است. دوم، بازسازی اجتماعی و فرهنگی. اکنون زمان آشتی ملی است. نباید اجازه دهیم اختلافات سیاسی، مانع وحدت برای سازندگی شود. رسانهها باید به جای بازتولید موارد مورد اختلاف، داستانهای موفقیت، کارآفرینان جوان، روستاهایی که با همت محلی تغییر کردهاند و دانشمندانی که در شرایط سخت، نام ایران را بلند کردهاند را برجسته کنند. آموزش و پرورش هم باید از این فرصت استفاده کند و نسلی را تربیت کند که «امید» را نه آرزو، بلکه مهارت بداند.
سوم، دیپلماسی سازنده. بدون سادهانگاری، باید از این فرصت برای کاهش تحریمها و بازگشت به روابطی به مصلحت کشور استفاده کنیم. اما سازندگی، وابسته به خارج نیست؛ باید از درون شروع شود.
البته چالشها کم نیستند؛ تورم، بیثباتی ارزی، مهاجرت نخبگان و خستگی اجتماعی هنوز وجود دارند. اما تاریخ به ما آموخته که ملتهایی که در سختترین شرایط، امید را انتخاب کردهاند، پیروز شدهاند. ایران امروز، ایران پس از آتشبس، میتواند الگویی برای منطقه شود: کشوری که از دل جنگ، به سمت توسعه و رفاه حرکت کرده است. سازندگی، وظیفهای است که بر عهده ماست. اگر امروز با امید کار کنیم، فردا فرزندانمان با افتخار خواهند گفت: ما از دل آتش عبور کردیم و ایران را ساختیم.
امید، راه نجات است و سازندگی راه عزت.
۲۶ فروردین ۱۴۰۵ - ۰۲:۰۳
کد مطلب: ۲۱٬۴۱۸
جنگ تحمیلی آمریکا و رژیم اسرائیل علیه کشورمان، زخمهای عمیقی بر پیکر اقتصاد، جامعه و روح ملی ما وارد کرد. اما آتشبس نه پایان ماجرا، بلکه آغاز فصل تازهای است: فصل امیدآفرینی و سازندگی. اگر در دوران جنگ، مقاومت و ایستادگی لازم بود، اکنون امید و کار سازنده، ضرورت حیاتی ماست.
نظر شما