۲۶ فروردین ۱۴۰۵ - ۲۲:۵۹
کد مطلب: ۲۱٬۴۶۳

در روزگاری که شیاطین عالم تمام‌قد در برابر خورشید حقیقت ایستاده‌اند تا مگر با غبار فتنه‌ها نور خدا را بپوشانند، صدایی از دیده‌بان بیدار انقلاب در بیست‌ویکم اسفند ۱۴۰۴ در آفاق زمان طنین‌انداز شد که پرده از رازی بزرگ برداشت: «این شما مردم بودید که کشور را رهبری کردید.»

شما مردم بودید که کشور را رهبری کردید

آگاه: این گزاره شگرف، صرفا یک آرایه ادبی برای تکریم ظاهری شهروندان یا لفاظی مرسوم سیاستمداران نیست؛ بلکه یک «بیانیه معرفتی» و یک «دکترین حکمرانی» است که نشان می‌دهد در مکتب انقلاب اسلامی، توده‌های مردم از وضعیت انفعال و حاشیه‌نشینی تاریخی خارج شده و به مقام «راهبری عینی و میدانی» دست یافته‌اند. برای درک عمق این پیام که اکنون ستون فقرات فهم تحولات معاصر ماست، نیازمند بازخوانی پیوند میان مبانی نظری مردم‌سالاری دینی و کنشگری حماسی مردم در کوره ابتلائات و فتنه‌ها هستیم.

شما مردم بودید که کشور را رهبری کردید

مبانی معرفتی؛ گذار از حاشیه تاریخ به متن قدرت
برای فهم دقیق جایگاه مردم در اندیشه معارف انقلاب اسلامی، باید به نقطه عزیمت این تفکر، یعنی مکتب خمینی کبیر بازگشت. در نگرش توحیدی بنیان‌گذار انقلاب اسلامی، توده‌های مستضعف و آحاد ملت، ابزارهایی برای رسیدن سیاستمداران به قدرت نیستند، بلکه خود، غایت تشکیل حکومت و کارگزاران اصلی اراده الهی در زمین به شمار می‌روند. امام راحل با ابداع و تحقق نظریه «جمهوری اسلامی»، اراده مردم را که قرن‌ها در حاشیه معادلات سیاسی و استبداد پادشاهی نادیده گرفته می‌شد، به «متن قدرت» منتقل کرد.
در این هندسه معرفتی، تمایز ظریفی میان محتوا و کالبد نظام وجود دارد؛ «اسلامیت» عهده‌دار تعیین محتوا، ارزش‌ها و جهت‌گیری‌های کلان است، اما این «حاکمیت مردم» است که شکل اداره حکومت و تحقق عینی آن ارزش‌ها را تضمین می‌کند. بر مبنای همین تفکر است که رهبر شهید انقلاب اسلامی حضور گسترده در انتخابات یا مشارکت در بزنگاه‌های تاریخی، صرفا یک «حق مدنی» یا «تکلیف شهروندی» تلقی نکرده، بلکه به مثابه یک «عمل صالح» و مؤلفه‌ای هویتی در نظر گرفته می‌شود که مشروعیت کارآمدی و قدرت نظام را بازتولید می‌کند. (۲۶ خرداد ۱۴۰۰) اولین پیام رهبر جوان انقلاب اسلامی نیز دقیقا بر بستر همین مبانی استوار است؛ مردمی که قالب و ساختار نظام را با عمل صالح خویش حفظ می‌کنند، در حقیقت در جایگاه «راهبر» و «هادی» کشور ایستاده‌اند.

نبرد ترکیبی و بصیرت مردمی؛ خنثی‌سازی راهبردهای فروپاشی
یکی از مهم‌ترین ابعاد پیام اخیر امام امت، تاکید بر نقش بی‌بدیل مردم در عبور دادن کشور از گذرگاه‌های سخت و فتنه‌های پیچیده است. در ادبیات استراتژیک مدرن، «جنگ ترکیبی» به نبردی اطلاق می‌شود که در آن، دشمن با ادغام ابزارهای اقتصادی، رسانه‌ای، سایبری و روانی، شناسه و اراده یک ملت را هدف قرار می‌دهد. هدف غایی در این نوع جنگ، ایجاد تقابل میان «مردم» و «حاکمیت» است. با بازخوانی تحولات و اغتشاشات سال‌های اخیر، درمی‌یابیم که اتاق‌های فکر نظام سلطه با تمام ظرفیت خود وارد میدان شدند. در حوادث تلخ ۱۷ و ۱۸ دی‌ ۱۴۰۴، شاهد بودیم که چگونه سازمان سیا و موساد با تمام امکانات خود به میدان آمدند تا با سوءاستفاده از مطالبات برحق اقتصادی و پنهان شدن پشت سر اعتراضات آرام بازاریان، خشونتی از جنس توحش داعش را در خیابان‌ها بازتولید کنند. آنها با هدف قرار دادن مساجد، قرآن و امنیت عمومی، شبه‌کودتایی به راه انداختند تا با بلعیدن ایران عزیز، سلطه شوم خود را بازگردانند. اتاق‌های فکر نظام سلطه با تمام ظرفیت خود وارد میدان شدند تا توده‌ها را به عنوان اهرم فشار علیه ساختار سیاسی به کار گیرند. اما آنچه موازنه را به نفع جمهوری اسلامی تغییر داد، کنشگری هوشمندانه و مستقل ملت بود. در واقع، عامل اصلی شکست پروژه‌های براندازی، نه صرفا قدرت سخت نهادهای امنیتی، بلکه «بصیرت مردم» بوده است. به راستی که هنر مردان خدا در دل بحران‌ها نمایان می‌شود. دشمن با تمام زر و زور رسانه‌ای‌اش آمده بود تا مردم را در برابر انقلابشان قرار دهد، اما حقیقت ماجرا چه بود؟ «مردم نشان دادند که با دشمن همراه نیستند.» در آن روزهای پرالتهاب که جبهه باطل هلهله می‌کرد، این تنها یک کنش سیاسی نبود، بلکه قیام‌لله بود؛ آنجا که «ملت مومن ایران وارد میدان شد» و با درک عمیق از شرایط، «احساس وظیفه دینی کردند و دنبال این وظیفه، عمل صالح خود را انجام دادند.» (۱۹ دی ۱۳۹۵) اینجاست که راز شکست مفتضحانه استکبار فاش می‌شود.
تجلی عظیم این قیام‌لله، در ۲۲ دی ۱۴۰۴ رقم خورد؛ روزی تاریخی که به تعبیر امام شهید امت، در کنار یوم‌الله ۲۲ بهمن بر تارک افتخارات این سرزمین نشست. در آن روز، ملت ایران با حضور میلیونی خود در تهران و سراسر کشور، مشت محکمی بر دهان مدعیان یاوه‌گو کوبیدند و آتش فتنه‌ای را که با دلارهای آمریکایی شعله‌ور شده بود، زیر گام‌های استوار خویش خاکستر کرده و کمر فتنه و فتنه‌گران را شکستند. اما اوج این سلحشوری و صیانت از خیمه انقلاب، در روزهای پس از آن جلوه‌گر شد؛ آنجا که در پی جنگ تحمیلی و همه‌جانبه رژیم آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران اسلامی، این توده‌های مردم بیدار بودند که از ۹ اسفند ۱۴۰۴ هرشب تا به امروز، خیابان‌های سراسر کشور را در دل شب به تسخیر اراده خویش درآوردند. این حضور در کف میدان، نه با بخشنامه، که با جوشش غیرت دینی رقم خورد و نشان داد در برابر تهدیدات نظامی و امنیتی، سد مستحکم اراده ملی نفوذناپذیر است.
وقتی آحاد جامعه با درک پیچیدگی‌های صحنه، خط خود را از آشوب‌طلبان جدا کرده و در لحظه مناسب با احساس وظیفه دینی و ملی به میدان می‌آیند و غائله را ختم می‌کنند، این کنش دیگر یک «حمایت منفعلانه» نیست؛ این همان «رهبری میدانی تحولات» است که ولی‌ فقیه حاضر نیز بر آن صحه گذاشته‌اند. مردم در این شرایط، نه به عنوان پیرو، بلکه به عنوان جریان‌ساز و تصمیم‌گیر نهایی ظاهر شده و استراتژی‌های چند میلیارد دلاری نظام سلطه را فلج کرده‌اند.

حقوق متقابل؛ مطالبات به حق «مردم راهبر»
در منطق سیاسی اسلام، پذیرش نقش رهبری و راهبری مردم در صیانت از کشور، لاجرم حقوق و مطالباتی را نیز به همراه می‌آورد. ملتی که در خط مقدم جنگ اقتصادی و شناختی ایستادگی کرده و به تعبیر رهبری، «ملت قدرتمندی است و بنیه کشور را قوی نگه داشته»، شایسته تکریم عملی و پاسخگویی شفاف است. پیام امروزه مقام رهبری، در دل خود حاوی یک هشدار و یادآوری راهبردی به کارگزاران نظام نیز هست.
مردمی که صاحبان اصلی این انقلابند، مسائل و دغدغه‌های روشنی دارند که باید در کانون سیاست‌گذاری‌های دولتمردان قرار گیرد. همان‌گونه که در تبیین‌های خرداد ۱۴۰۰ مورد تاکید قرار گرفته، مسئله اصلی مردم، حاشیه‌سازی‌های سیاسی و جناحی نیست؛ بلکه بیکاری جوانان، تنگناهای معیشتی طبقات ضعیف، تامین مسکن و مقابله با واردات مافیایی و ساختارهای فسادزاست که کمر تولید داخلی را می‌شکند. دولتمردان در نظام مردم‌سالاری دینی موظفند با روحیه پرانگیزه، جوانانه و اندیشیده، خود را متعهد به بسط عدالت اجتماعی و کاهش فاصله‌های طبقاتی بدانند. در غیر این صورت، در ادای دین به مردمی که در بحرانی‌ترین شرایط، کشور را از سقوط نجات داده و آن را رهبری کرده‌اند، کوتاهی نموده‌اند.
دولتمردان در این هندسه قدرت، موظفند با روحیه‌ای جهادی و با «کار و تلاش پرانگیزه و اندیشیده و جوانانه» پا به میدان بگذارند. (۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۶) نمی‌توان با ساختارهای فرسوده و نگاه‌های محافظه‌کارانه، پاسدار خروش و ایثار ملتی بود که در بزنگاه‌ها کشور را رهبری کرده است. در ساحت حکمرانی علوی، خدمت به این مردم نه یک لطف، که ادای یک دین سنگین تاریخی است.

چشم‌انداز آینده؛ پیوند بیش از پیش «امامت و امت»
قلم در بیان عظمت این حقیقت قاصر است و کلمات، یارای تفسیر اراده یک ملت را ندارند. پیام بیست‌ویکم اسفند ۱۴۰۴، نقطه عطفی در تاریخ خودآگاهی انقلاب اسلامی است. این پیام روشن می‌سازد که بقا، رشد و اقتدار این تمدن نوپا، محصول یک رابطه یک‌سویه و از بالا به پایین نیست؛ بلکه ثمره پیوند ارگانیک، زنده و متقابل میان «امامت» و «امت» است. آنجا که ولی‌ فقیه هشدار می‌دهند: «اگر قدرت شما در صحنه ظاهر نشود...»، در واقع قانونمندی الهی و سنت لایتغیر تاریخ را گوشزد می‌کنند. هیچ آرمان بلندی در تاریخ انبیا و اولیا محقق نشده است، مگر آنکه توده‌های آگاه با تمام توان به میدان آمده باشند.
این جمله که «شما مردم بودید که کشور را رهبری کردید»، مدال افتخاری بر سینه تاریخ ایران و قطب‌نمای حرکت به سوی فرداست. افق پیش‌رو، با وجود تمام صف‌آرایی‌های جبهه استکبار، افقی روشن و فتح‌شدنی است؛ زیرا این ملت در کوران حوادث آبدیده شده و ثابت کرده است که رهبر شهید انقلاب اسلامی درست به این مردم اعتماد داشتند که «می‌توان با توانایی‌های ملی، بر مشکلات غلبه کرد و آینده را ساخت.» (۴ مهر ۱۳۹۸)
ای تاریخ! گواه باش که در عصر تقابل بزرگ حق و باطل، امتی در میانه میدان ایستاد که خود هم پاسدار خیمه بود و هم علمدار مسیر؛ امتی که با خون، بصیرت و مقاومت خویش، راه را برای طلوع صبح صادق ولایت عظمی هموار می‌سازد و ثابت می‌کند که دست خدا، همواره با جماعت بصیر و مؤمن است. ان‌شاءالله

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.