۳۱ فروردین ۱۴۰۵ - ۲۲:۳۴
کد مطلب: ۲۱٬۵۹۰

چرا اعتماد به ترامپ خطرناک است؟

امیر اسماعیلی _ سردبیر

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، در طول فعالیت سیاسی خود رکورد بی‌سابقه‌ای از اظهارات نادرست و گمراه‌کننده ثبت کرده است. بر اساس بررسی دقیق روزنامه واشنگتن‌پست، تنها در چهار سال نخست ریاست‌جمهوری او (۲۰۲۱-۲۰۱۷)، دقیقا ۳۰ هزار و ۵۷۳ ادعای غلط یا گمراه‌کننده ثبت شده که میانگین آن بیش از ۲۱ مورد در روز بوده است. این آمار نه تنها از سوی واشنگتن‌پست، بلکه توسط نهادهای مستقل نیز تایید و پیگیری شده است. حتی در دوره دوم ریاست‌جمهوری ترامپ الگوی تکرار ادعاهای نادرست ادامه یافته و چندین ادعای غلط یا تحریف‌شده درباره اقتصاد، مهاجرت، تورم و مسائل بین‌المللی توسط رسانه‌های معتبر ثبت شده است.

آگاه: این دروغگویی سیستماتیک محدود به موضوع خاصی نیست. از ادعاهای اغراق‌آمیز درباره دستاوردهای اقتصادی و مهاجرت گرفته تا تکرار ادعاهای ردشده درباره انتخابات و سیاست خارجی، این الگو نشان‌دهنده بی‌توجهی ساختاری به واقعیت است. وقتی یک رهبر سیاسی به طور مداوم واقعیت را تحریف می‌کند، اعتماد عمومی به نهادهای دموکراتیک و اطلاع‌رسانی تضعیف می‌شود و فضای سیاسی به سمت شکاکیت، تئوری‌های توطئه و دوقطبی‌سازی عمیق سوق می‌یابد.
به این سابقه، باید نگرانی‌های جدی درباره سلامت روان ترامپ را نیز افزود. در سال‌های اخیر، به ویژه در دوره دوم ریاست‌جمهوری، بحث‌های گسترده‌ای درباره علائم احتمالی اختلالات شخصیت ضداجتماعی، پارانویا و نشانه‌های زوال شناختی مطرح شده است. روان‌شناسانی مانند جان گارتنر، استاد سابق دانشگاه جانز هاپکینز و گروه‌هایی از متخصصان سلامت روان، با اشاره به رفتارهای ناپایدار، حملات کلامی شدید، تکرار ادعاهای ردشده و نشانه‌های احتمالی کاهش توانایی شناختی (مانند مشکلات در تکمیل جملات، سردرگمی و رفتارهای نامنظم)، هشدار داده‌اند که این ویژگی‌ها می‌تواند تصمیم‌گیری‌های او را تحت تاثیر قرار دهد.
این نگرانی‌ها حتی به داخل اردوگاه حامیان ترامپ نیز نفوذ کرده و برخی چهره‌های سابق نزدیک به او، از جمله وکلای سابق کاخ سفید، از «شتاب‌گیری زوال ذهنی» سخن گفته‌اند. نظرسنجی‌های اخیر نیز نشان می‌دهد که بخش قابل توجهی از آمریکایی‌ها از جمله برخی جمهوری‌خواهان نسبت به سلامت روانی ترامپ تردید دارند. از منظر عملی، ترکیب دروغگویی مداوم با نشانه‌های احتمالی ناپایداری روانی یا کاهش توانایی شناختی، ریسک بالایی در تصمیم‌گیری‌های حساس- از سیاست خارجی و امنیت ملی گرفته تا مدیریت اقتصاد و بحران‌ها- ایجاد می‌کند. اگر پایه اطلاعات و قضاوت یک رئیس‌جمهور به طور مکرر تحت تاثیر تحریف واقعیت یا اختلالات شخصیتی قرار گیرد، سیاست‌گذاری‌های ناشی از آن نیز احتمالا ناکارآمد یا حتی مضر خواهند بود و هزینه نهایی آن را شهروندان عادی پرداخت خواهند کرد.
حامیان ترامپ اغلب این انتقادها را به «تعصب رسانه‌ای» یا «حمله سیاسی» نسبت می‌دهند و آن را صرفا «سبک بیان مستقیم» یا «اغراق سیاسی» می‌دانند. با این حال، حجم عظیم ادعاهای ثبت‌شده و تکرار مکرر بسیاری از آنها حتی پس از رد شدن توسط شواهد مستند، همراه با نگرانی‌های فزاینده درباره سلامت روان، این توضیح را ناکافی می‌کند.  سابقه گسترده و مستند دروغگویی ترامپ، همراه با بحث‌های جدی درباره ویژگی‌های شخصیتی و شناختی او، نشان می‌دهد که حرف‌ها و تصمیم‌های او نمی‌توانند منبع معتبر و قابل اتکایی برای قضاوت درباره سیاست‌ها یا آینده باشند. در نهایت، احتیاط در اعتماد به سیاستمداری که بارها واقعیت را وارو کرده و نشانه‌هایی از ناپایداری روانی در رفتار عمومی‌اش مشاهده می‌شود، نه نشانه بدبینی، بلکه نشانه‌ای از عقلانیت سیاسی و مسئولیت شهروندی است. ترامپ باید برای خیلی از مسائل جواب پس بدهد، هرچند بعید است جوابی برای بیان داشته باشد.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.